سلام دوستان صدیقه هستم یک همسفر:
من گاهی به این موضوع فکر میکنم که اگر روزی با کنگره۶۰ آشنا نمیشدم، امروز کجا بودم و چه حالی داشتم؟ کنگره برای من، تنها جایی برای درمان نبود؛ جایی بود که دوباره خودم را پیدا کردم و یاد گرفتم زندگی را از زاویهای دیگر ببینم.
هنگامیکه وارد این مسیر شدم، شاید تصورم این بود که تنها باید از یک مشکل عبور کنم؛ اما با گذشت زمان متوجه شدم که باید خودم را بشناسم، آموزش ببینم و آرامآرام تغییر کنم.
در کنگره یاد گرفتم که هیچ چیزی یکشبه ساخته یا خراب نمیشود و برای رسیدن به آرامش باید صبر داشتهباشم و حرکت کنم. اینجا یاد گرفتم که گذشته هر چقدر هم سخت باشد، میتواند تبدیل به تجربهای برای ساختن آینده شود؛ محبت، نظم، آموزش و خدمت، چیزهایی هستند که کمکم معنای واقعیشان را در زندگیام متوجه شدم.
امروز اگر از کنگره حرف میزنم، تنها از یک مکان صحبت نمیکنم؛ از مسیری حرف میزنم که به من امید داد و نشانم داد هنوز میتوانم بهتر زندگی کنم.
از خداوند و قدرت مطلق سپاسگزارم که در این مسیر قرار گرفتم و از همه کسانی که با محبت و بدون چشمداشت به من کمک کردند، تشکر میکنم. کنگره برای من شروعی دوباره بود؛ شروعی برای ساختن انسانی که همیشه آرزو داشتم، باشم.
نویسنده: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر هاجر (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر هاجر (لژیون دوازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
68