جلسه پنجم از دوره سوم لژیون سردار نمایندگی سیرجان به استادی مسافر ناصر، نگهبانی مرزبان مسافر محمد و دبیری مسافرحمید با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه 25 مرداد ۱۴۰۵ ساعت 15:3۰ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز در مورد وادی ششم است. وادی ششم را میتوان از زوایای مختلفی مانند فرمانبرداری، مسئولیتپذیری، بخشندگی و خدمت بررسی کرد.
در وادیها، کلمات با دقت انتخاب شدهاند و هرکدام مفهوم و جایگاه خاصی دارند. در وادی ششم میخوانیم: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمائیم». وقتی به کلمه فرمانده توجه میکنیم، ذهن ما به سمت فردی میرود که از نظر تجربه، آگاهی و توانایی در جایگاه بالاتری قرار دارد و وظیفه او صادر کردن فرمان درست است.
وادی ششم به ما میگوید در درون انسان چیزی به نام عقل وجود دارد و عقل، فرمانده جسم انسان است. اما تنها دانستن اینکه چه چیزی درست و چه چیزی نادرست، کافی نیست. مسئله مهم این است که بتوانیم آنچه را میدانیم، به مرحله اجرا برسانیم.
بعنوان مثال فردی که برای اولین بار قصد مصرف مواد دارد، ممکن است احتمال بدهد که حالش بد شود یا اتفاق نامطلوبی برایش رخ دهد؛ یعنی در درون او تشخیص وجود دارد که انجام این کار درست نیست، اما نمیتواند از انجام آن عمل جلوگیری کند و در نهایت آن را انجام میدهد زیرا؛ جایگاه عقل و نفس تغییر کرده، نفس فرمان میدهد و انسان اجرا میکند.
زمانی که فرد وارد کنگره میشود و تصمیم به درمان میگیرد، بهتدریج با آموزش و درمان، این شرایط تغییر میکند. اما پس از درمان نیز باید اتفاق مهمی رخ دهد و آن، بازپس گرفتن فرماندهی از نفس و سپردن دوباره آن به عقل است.مسافر باید بهتدریج توانایی پیدا کند که در مقابل خواستهها و هوسهای نفس، فرمان عقل را اجرا کند.
ارتباط وادی ششم با لژیون سردار نیز در همین فرماندهی عقل و عبور از «من» و خودخواهی است. موضوع لژیون سردار صرفاً مسائل مالی نیست، بلکه بخش مالی یک تمرین عملی برای عبور از خودخواهی و کمک به دیگران، متناسب با توان و ظرفیت فرد است.
گاهی عقل به ما میگوید که میتوانیم بخشی از داشتههای خود را در راهی قرار دهیم که به دیگران کمک شود، اما نفس در مقابل آن میایستد و به ما میگوید: «این کار را انجام نده؛ خودت به این امکانات نیاز داری و باید برای خودت نگه داری».
اینجاست که وادی ششم خودش را نشان میدهد. بین دانستن و عمل کردن فاصلهای وجود دارد و این فاصله باید از بین برود. ممکن است بدانیم بخشندگی کار درستی است، اما مهم این است که بتوانیم این دانسته را به عمل تبدیل کنیم. زمانی که دانستن و عمل کردن هماهنگ شوند، فرماندهی عقل نیز جایگاه واقعی خود را پیدا میکند.در این مسیر، تشخیص عمل سالم از عمل بهظاهر نیک نیز بسیار مهم است. گاهی ممکن است کاری را از روی احساس انجام دهیم و تصور کنیم که عمل سالمی است، اما در واقع چنین نباشد. بنابراین، فرماندهی عقل نیازمند تشخیص درست و توجه به نتیجه اعمال است.
بخشندگی تنها بخشش مال نیست؛ محبت، آموزش، انتقال تجربه، خدمت و زمانی که برای دیگران صرف میکنیم نیز نوعی بخشندگی است. بخشندگی زمانی ارزشمند است که از روی عشق، بدون اجبار و چشمداشت و متناسب با ظرفیت فرد باشد و در عین حال یک عمل سالم باشد، نه صرفاً عملی بهظاهر نیک.
در نهایت، وادی ششم به ما یادآوری میکند که بخش مهمی از زندگی، مبارزه انسان با نفس خویش است. باید ببینیم در تصمیمها و اعمالمان چه کسی فرمانده است؛ عقل یا نفس؟ زمانی که دانستن و عمل کردن هماهنگ شوند، فرماندهی عقل جایگاه واقعی خود را پیدا میکند.
- تعداد بازدید از این مطلب :
38