English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده، وقتی عقل فرمانده وجود می‌شود.

گروه خانواده، وقتی عقل فرمانده وجود می‌شود.

وادی ششم در کنگره ۶۰، یکی از سرنوشت‌سازترین ایستگاه‌های این سفر درونی است. نام این وادی، «عقل» است؛ نه آن عقل خشک و حسابگری که از آن گریزانیم، بلکه عقل فرمانده، عقل پدری که می‌داند چه زمانی باید《نه》بگوید و چه زمانی《آری》
اینجا سخن از عقل فرمانده است؛ آن نیروی متعالی درونی که اگر بر تخت وجود بنشیند، شهر وجود را به آرامش و آبادی می‌رساند.

عقل؛ فرمانده‌ای از جنس نور است. در کنگره ۶۰، عقل را نه یک پدیده‌ی مادی، بلکه حقیقتی الهی می‌دانند که از جنس ماده نیست، با مرگ از بین نمی‌رود و همواره، راه درست را به ما نشان می‌دهد.
اما چرا با وجود این راهنما، باز هم بسیاری از ما در بن‌بست‌های زندگی گرفتار می‌شویم؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه می‌شود: نفس.

نفس امّاره، با نیرنگی عجیب، مدام سعی دارد صدای عقل را خاموش کند. او با لباس رنگارنگ بهانه‌ها، وسوسه‌ها و خواسته‌های لحظه‌ای، ما را از مسیر درست منحرف می‌کند.
وادی ششم، میدان نبرد همین دو نیروی درونی است؛ یک طرف، عقل با آرامش و منطق، و طرف دیگر، نفس با هیجان و شتاب است.

انسان، مانند شهری است با دیوارهایی از باورها، کوچه‌هایی از عادت‌ها و ساکنانی از خواسته‌ها و ترس‌ها. در این شهر، هر روز نبردی پنهان بر سر قدرت رخ می‌دهد.

اگر عقل فرمانده شود، شهر دارای نظم می‌گردد، قوانین شفاف حاکم می‌شود و همه‌ی ساکنان، در سایه‌ی عدالت، به بالندگی می‌رسند. اما اگر نفس بر مسند قدرت بنشیند، شهر به آشوب می‌افتد، کوچه‌ها به بن‌بست می‌رسند و آرامش، جای خود را به پشیمانی و آشفتگی می‌دهد.

وادی ششم به ما می‌آموزد که ما مسئول انتخاب فرمانده‌ی شهر وجود خویش هستیم. این انتخاب، سرنوشت تمام لحظات آینده‌ی ما را رقم می‌زند.

بسیاری از ما عقل را می‌شناسیم، می‌دانیم که چه می‌گوید، اما در عمل، به حرف نفس گوش می‌دهیم. دلیلش روشن است: عقل، آرام و بی‌حاشیه سخن می‌گوید، اما نفس، با وعده‌های زودگذر و لذت‌های آنی، فریاد می‌کشد.

وادی ششم، وادی اجرا است؛ نه فقط «دانستن». در این وادی، تمرین می‌کنیم که: در اوج خشم، فرمان عقل را به جای واکنش نفسانی اجرا کنیم.
در لحظات تنبلی، حرف عقل را بر راحتی آنی ترجیح دهیم. در برابر وسوسه‌ها، با قدرت بایستیم و بگوییم:《فرمان، فرمان عقل من است.》

در وادی ششم، نوبت به عقل عملی می‌رسد. نوبت آن است که تمامِ داشته‌های معنویِ خود را در عمل، پیاده کنیم. اینجا جای شعار نیست؛ جای رفتار عاقلانه است.

پیام وادی ششم برای زندگی امروز ما در دنیای پرشتاب امروز، که هر لحظه با صدها تصمیم کوچک و بزرگ روبرو می‌شویم، نیاز به یک فرمانده‌ی درونی قوی، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

وادی ششم به ما یادآوری می‌کند که: هر واکنشی، یک انتخاب است. هر انتخابی، یک سرنوشت می‌سازد. و هر سرنوشتی، در گرو شنیدن صدای عقل است.

اگر امروز، در میان فشارهای زندگی، احساس سردرگمی می‌کنید، فقط کافی است چند لحظه مکث کنید و از خود بپرسید: «عقل من الان چه حکمی دارد؟» و سپس، شجاعانه، آن حکم را اجرا کنید؛ حتی اگر دلتان نخواهد.

وادی ششم، پایان راه نیست؛ بلکه دروازه‌ی ورود به آخرین وادیِ سلوک است؛ وادی «فقر و فنا» که در آن، انسان از هرچه جز خداست، رها می‌شود. اما برای رسیدن به آنجا، باید اول، عقل را بر تخت وجود بنشانیم.

عقل، کلید تمام قفل‌هاست؛ قفلِ اعتیاد، قفل وابستگی، قفل ترس، و قفل بی‌معنایی. فقط کافی است دستمان را دراز کنیم و او را بپذیریم.

«حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمائیم.» و این، یعنی رستگاری واقعی. نه در بهشتی موعود، بلکه در همین لحظه‌ای که انتخاب می‌کنیم، به جای نفس، به عقل گوش دهیم.

نویسنده: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری:مرزبان همسفر الهام
ویرایش و ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم) دبیر اول
همسفران نمایندگی سالار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .