جلسه هفتم از دوره چهارمین جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر سیف الله و نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر محمد رضا با دستور جلسه وادی ششم و تاثیر آن بر روی من در روز یکشنبه مورخ ۲۵مردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد
عزیزانی که این جلسه رو برای خدمت کردن بنده آماده کردن خیلی سپاسگزارم، مخصوصاً قسمت اوتی و ایجنت محترم و همچنین از نگهبان عزیز.
در رابطه با دستور جلسه، وادی ششم میگه که حکم عقل را باید کاملاً اجرا کنیم. دوستان، در وادی اول تا سوم یاد میگیریم که تمام مسئولیت بر عهده خود انسانه. من اگر مصرفکننده شدم، بر عهده خودمه. اینکه اومدم اینجا درمان شدم، خودم خواستم اومدم؛ یعنی کسی برای من نامهی فدایت شوم هم ننوشته.
در وادی چهارم خط و خطوط رو نشون میده. خداوند به من عقل داده، اختیار داده، اراده داده؛ میتونم مسیر مستقیم رو برم یا غیرمستقیم. در وادی پنجم هم میگه تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ توأم با رفتن و رسیدنه. تا حالا نشستی نقشه کشیدی، دو دوتا چهار تا کردی، حالا باید کمر همت رو ببندیم و حرکت کنیم.
در وادی ششم میگه حکم عقل رو در قالب فرمانده اجرا کن. واقعاً فرمانده انسان، عقله. آقای مهندس مثال میزنه که یه شتر با اون جثهی بزرگش رو یه بچه با یه نخ به نام عِقال کنترل میکنه. عقل انسان هم همینه. تفاوت ما با بقیهی موجودات در همین اختیار و مراتب نفسه.
میدونیم که رشوه گرفتن، دزدی، ننوشتن سیدی، دیر اومدن و تمام مواردی که باعث آزار خود انسان میشه، اینها ضد ارزشیان. در مقابل، خدمت به دیگران، احترام به پدر و مادر و دست کسی رو گرفتن، کارهای مثبتان. اگر نفسِ انسان بر عقل سوار بشه، میره تو نفس اماره. اما اگر عقل بر نفس سوار بشه، میره تو قسمت لوامه یا همون سرزنشکننده؛ همونجا که مثلاً سیدی نمینویسیم و پشیمون میشیم و میگیم حتماً جبران میکنیم.
عقل در حکم پیامبر درون انسانه؛ میزان و ترازوه. خداوند دوتا رسول برای ما فرستاد: یکی عقل یا پیامبر درون، یکی هم پیامبر بیرون. خداوند ضمانتنامهای به نام عقل و دستورات پیامبران به ما داده. همین ۱۴ وادی ما هم برگرفته از آیات قرآنه که مدام میگه: در مورد کاری که انجام میدید فکر کنید، ببینید خوبه یا بده.
خداوند انسان رو بر سر دوراهی قرار داده؛ سپاسگزاری یا ناسپاسی. کسی که میاد اینجا بهعنوان سفر اولی، وقتی سفرشو درست انجام میده، پاداشش رهایی و درمانه. منی هم که بهعنوان یک سفر دومی اینجا نشستم، دارم زکات اون رهایی رو با خدمت کردن میدم تا حالم خوب بشه. آقای مهندس میگه زمانی که دارید به دیگران خدمت میکنید، اصلاً تشکر کنید که نشستن حرفهای شما رو گوش میکنن.
ما مصرفکنندهها قبل از کنگره هم عقل داشتیم، اتفاقاً خیلی هم عقلمون کار میکرد و کارهایی میکردیم که آدمهای عادی نمیتونستن! اما زمانی انسان میتونه اون فرماندهیاش رو که مواد مخدر ازش گرفته بود پس بگیره، که فرمانبردار خوبی باشه. فرمانبردار خوب بودن یعنی چه در سفر اول و چه دوم، خدمتگزار خوبی باشیم و وظیفهای که بهمون میدن رو بدون منت انجام بدیم.
پس در آخر، حکم عقل رو در قالب فرمانده باید اجرا کنیم. اگر اجرا نکنیم به نتیجه نمیرسیم، و اگر هم برسیم، اون نتیجهای که دلخواهمونه نخواهد بود. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همهی شما سپاسگزارم.

ضبط صدا : مسافر عباس
عکاس :مسافر رضا
تنظیم و ارسال : مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
88