English Version
This Site Is Available In English

شهود نتیجه ی فرمانبرداری از عقل میباشد

 شهود نتیجه ی فرمانبرداری از عقل میباشد

"بنام قدرت مطلق"

جلسه دهم از دوره پنجم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی راهنمای محترم مسافر بهروز و نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر حسام با دستور جلسه "" وادی ششم و تاثیر آن روی من ؛  حکم عقل در قالب فرمانده کامل اجرا نمایید"   مورخ 24 مرداد ۱۴۰۵ راس ساعت 16:30 آغاز بکار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد :

 

سلام دوستان، بهروز هستم، یک مسافر.

خب، امروز به بهانه تولد حسین عزیز، مسافر حسین عزیز ، به لطف روزگار، خداوند، وجود آقای مهندس و خانواده محترمشان و همچنین وادی ششم، در کنار هم جمع شده‌ایم تا «حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ، کاملاً اجرا کنیم».

اینکه چطور بتوانیم با کلمات حق مطلب را ادا کنیم، یک بخشش مستلزم اعمال ماست و عقل هم در این موضوع که دستورجلسه امروز است، نقش بسیار مهمی دارد.

در همه موضوعات، کار شهود، رصد کردن است و کار عقل، دیدن و دیدن اعمال. اینکه اعمال برایمان اهمیت دارند، به این دلیل است که عقل در کتاب ما تعریف مشخصی ندارد و جزو ناشناخته‌هاست؛ ولی با این حال، پادشاه است. آن‌قدر اهمیت دارد که هیچ کشفی صورت نمی‌گیرد، مگر به حکم عقل که بتوان آن را کشف و شهود کرد. در کتاب می‌خوانیم که ما به کمک عقل می‌توانیم به مجهولات پی ببریم.

 

حالا من می‌توانم جزو فرماندهان این جهان باشم، می‌توانم جزو نگهبانانش باشم، می‌توانم هم نباشم و فقط سیاهی‌لشکرش باشم.

در کل، عقل با همه تعریف‌ناپذیری‌اش و با همه، اگر عامیانه بگویم، گردن‌کلفتی‌اش، می‌داند که به‌تنهایی راه به جایی نمی‌برد؛ دل می‌خواهد، عشق می‌خواهد.

مثلاً هفته گذشته یکسری مهمان خانه ما بودند و قرمه‌سبزی پختیم. عقل من می‌رسید که چرا این غذا خوشمزه از آب درنیامده است؛ اما این هفته، چون شما آمدید و با عشق پختم، خوشمزه شد. آن‌وقت می‌گوییم: «ای بابا، عقلت نرسید!»

گاهی عقل آدم می‌رسد، ولی قلبش نمی‌رسد؛ عشقش نمی‌رسد. به همین دلیل است که می‌گوییم در نهایت نفرت به طرف مقابل پیدا می‌کنیم.

من که عقلم می‌رسد، دوست دارم دوروبرم شلوغ باشد، یک رژیم خوب داشته باشم و بهترین اتفاقات را برای خودم بخواهم. عقل من تا آنجایی که می‌تواند، می‌رسد؛ اما آنجایی که نمی‌شود، عشقم نمی‌رسد، قلبم نمی‌رسد.

وقتی کله همیشه داغ است و قلب داغ نیست، آن اتفاق باید بیفتد. کار حق، از دیدن و مخصوصاً خلوت اعمال شروع می‌شود.

اگر بخواهم موضوع عقل را سخت نکنم، در وصف عقل همین بس که در ابتدای کتاب می‌گوید: «در حالی که روح، با لطافت منحصر‌به‌فرد خود، دست در دست عقل دارد...»

امیدوارم بتوانیم رضایت همه اهل‌بیت درونی‌مان را جلب کنیم و این حرف‌ها برایمان غریب نباشند؛ لااقل چند لحظه‌ای با این کلمه، یعنی «عقل»، زندگی کنیم. اصلاً عقل چیست؟ عقل کجاست؟ عشق چیست؟ چرا عقل بدون عشق و ایمان معنایی ندارد؟

امروز تولد حسین عزیزمان است.

 

حسین را الان همه می‌شناسند. اگر از من بپرسند از پنج ستاره، چند ستاره به حسین می‌دهی، شما چند ستاره می‌دهید؟ من پنج ستاره را می‌دهم و یک ماه کامل هم کنارش می‌گذارم.

حسین مردی شریف و خوب است؛ همیشه حضور داشته و بهترین عملکرد را داشته است. در رنج سنی خودش، از نظر من و با تجربه‌ای که در این چند سال به دست آورده‌ام، فراتر از انتظار عمل کرده است.

همه‌جا بوده، همه‌جا بهترین خودش بوده و همیشه کمک کرده است. همیشه نوشته و هر کاری که لازم بوده، تا اینجا انجام داده است.

به حسین تبریک می‌گویم و برایش آرزوی موفقیت می‌کنم. به همسفر محترمش نیز تبریک می‌گویم و به راهنمای همسفرشان هم تبریک عرض می‌کنم.

ان‌شاءالله که در کنگره بمانند و در کنار داشتن یک شغل خوب و خانواده ی خوب، همچنان مراحل تکامل عقل را طی کنند.

از اینکه به صحبتهایم گوش دادین ممنون و متشکرم.

 

در ادامه تصاویر تولد یکسال رهایی مسافر حسین:

 


عکاس : مسافر علیرضا

مرزبانی خبری : مسافر محسن 

عکس: مسافر علیرضا

تایپ و بارگزاری : مسافر مصطفی 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .