من قبل از ورود به کنگره۶۰ فکر میکردم، عدالتی وجود ندارد یا زمانی عدالت وجود دارد که همهچیز به نفع من باشد؛ درغیراینصورت میگفتم عدالت وجود ندارد، پس به زمین و زمان ناسزا میگفتم و از همه طلبکار بودم؛ چون در اثر تفکرات اشتباه با خودم درگیر بودم و در ضد ارزشها قرار داشتم.
زمانی که به مهمانی میرفتم دائماً داشتههای دیگران را زیادی میدانستم و اعتقاد داشتم اگر شخصی خانه یا ماشین آنچنانی دارد، عدالت نیست؛ درحالیکه با این طرز تفکر خودم را آزار میدادم و از چیزی لذت نمیبردم؛ حتی به دلیل عدم وجود آموزش باعث سلب آسایش مسافرم نیز میشدم.
منیت من باعث شده بود خودم را بالاتر از ديگران ببینم و این تفکرات اشتباه ذهنم را درگیر کرده بود و باور داشتم خداوند میان بندههای خود تبغیض قائل است؛ زیرا نعمتها را بهطور مساوی بین آنها تقسیم نکردهاست؛ اما زمانی که کنگره را پیدا و آموزشها را دریافت کردم، بهمرورزمان دانایی خود را بالا بردم و متوجه اشتباهات خودم شدم؛ همچنین دانستم که امروز در هر جایگاهی قرار دارم، اینعین عدالت است.
برای درک مفهوم عدالت به شناخت و آگاهی نیاز داشتم تا براساس آن عملسالم را انجام دهم و در پرتو عمل سالم عدالت معنا پیدا میکند. عدالت در کنگره به این معناست که هرچیزی در جایگاه خودش قرار داشته باشد و من باید با تلاش، کوشش و حرکت درست جایگاه خودم را در هستی مشخص کنم.
عدالت؛ یعنی هرشخصی به میزان کاشت خود برداشت میکند و من نیز اکنون هرچه برداشت میکنم، آنها را در گذشته کاشتهام. انسان هیچ چیز جز سعی و تلاش خودش نیست.
نویسنده و رابط خبری: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون ششم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
25