جلسه شانزدهم از دوره سوم کارگاههای آموزشیخصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اندیشه به استادی پهلوان همسفر سهیلا، نگهبانی همسفر منیره و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ باهم برابرند؟» روز سهشنبه 20 مردادماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را بابت توفیق خدمت شکر میکنم و از همسفر فرشته نگهبان لژیون سردار بابت دعوتشان خیلی ممنونم، همچنین از ایجنت، گروه مرزبانی نمایندگی اندیشه و نگهبان کارگاه بابت اجازه خدمت دادند کمال تشکر را دارم. امیدوارم که امروز در کنار هم جلسه پرباری داشته باشیم. از خداوند میخواهم در این لحظه، هر آنچه خواست و اراده اوست و هر آنچه نیاز ماست، بر زبان من جاری شود و بتوانم حق مطلب را ادا کنم.
دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» است. اگر بخواهم درباره عدالت ساده صحبت کنم عدالت یعنی هر کسی یا هر چیزی در جای درست خودش قرار بگیرد. قبلاً ما فکر میکردیم عدالت، یعنی همه چیز برای همه یکسان و برابر باشد؛ آن موقع است که عدالت جاری شده است؛ اما در اصل آموزشهای کنگره به ما یاد داد که عدالت در کنگره اینگونه معنا شده است که هر کسی با توجه به تلاش، عملکرد و خدمتی که انجام میدهد، جایگاه خود را مشخص میکند و این جایگاهها با هم برابر نیستند؛ هر کس با توجه به معرفتی که پیدا کرده و به سطح آگاهی که رسیده است میتواند با تلاش و خدمت، جایگاه خود را مشخص کند. در کنگره هم جایگاهها با هم متفاوت هستند و برابر نیستند. تازهواردی که وارد کنگره میشود یک جایگاه دارد، راهنما، ایجنت، مرزبان، سفر اولی، سفر دومی، راهنمای تازهواردین و راهنمای ویلیام وایت و ... هر کدام یک جایگاه دارند؛ این جایگاهها با هم برابر نیستند و هر کسی جایگاه خاص خودش را دارد.
اگر بخواهیم از مثال کوچکتری استفاده کنیم، در یک لژیون، رهجویی که درست سفر میکند، منضبط است، گوش به فرمان و فرمانبردار است با رهجویی که درست سفر نمیکند و در حاشیه است، با هم برابر نیستند. این همان سؤالی است که در دستور جلسه از ما پرسیده شده است که آیا همه افراد در کنگره با هم برابر هستند؟ پاسخ این است که خیر، با هم برابر نیستند. راهنمایی که دارد خدمت میکند با کسی که چند سال است میآید و میرود و از آموزشها استفاده میکند و هیچ خدمتی نمیکند با هم برابر نیستند.
یک ایجنت که از زمان ورود به شعبه خدمت میکند، با کسی که هیچ خدمتی انجام نمیدهد و فقط منتظر سرویس گرفتن از خدمتگزاران است برابر نیست یا مرزبانی که از بدو ورودش خدمت میکند؛ (مرزبانها جایگاهشان خیلی قابل تحسین و قابل احترام است، چون از وقتی وارد میشوند تا وقتی شعبه را تحویل مرزبان آقا بدهند، همیشه در حال خدمت و تلاش هستند؛ من جایگاه مرزبانی را تجربه نکردهام، اما در جایگاه ایجنتی، وقتی در کنار مرزبانها بودم، میدیدم که چه قدر زحمت میکشند و از بدو ورودشان تا زمانی که شعبه را تحویل بدهند، همیشه سرپا و در حال خدمت هستند.) این افراد با کسی که سالهاست در کنگره است و خدمتی انجام نمیدهد، میآید و بعضی وقتها از سیستم هم ایراد میگیرد، با هم برابر نیستند. کسی که عضو لژیون سردار است با کسی که هیچ خدمت مالی انجام نمیدهد و حتی از کنار سبد راحت میگذرد و حمایت نمیکند با هم برابر نیستند؛ چون کسی که خدمت مالی انجام میدهد، قطعاً به یک بیداری رسیده است. آقای مهندس دژاکام همیشه میفرمایند: «کسانی که عضو لژیون سردار هستند و دنور یا پهلوان میشوند، آدمهای باهوشی هستند که آمدهاند سرمایهشان را در یک جای درست هزینه کردهاند.»
اگر بخواهم در مورد خودم کمی صحبت کنم میخواهم این را بگویم که در کلامالله هم آمده است؛ «انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خودش.» من هم اگر میخواهم حالم خوب شود، باید تغییر مسیر داده و جایگاه خودم را تغییر دهم و آن حال خوب را تجربه کنم. من قبل از کنگره همیشه فکر میکردم که هیچ عدالتی نیست؛ یعنی در دوران اعتیاد همسرم میگفتم: خدایا، عدالت تو کجاست؟ من این زندگی را حق خودم نمیدانم و خودم را حقبهجانب میدانستم؛ نمیدانستم که تاریکی اعتیاد، بخشی از مسیر تکامل من است و قرار است من به واسطه این اعتیاد رشد کنم. همیشه گله داشتم؛ ولی قطعاً اگر آن درد و رنج را نمیکشیدم، هیچوقت آموزشپذیر نمیشدم. در واقع نسخه اصلی من و خانوادهام در همین اعتیاد مسافرم بود. کجای دنیا میتوانستم این همه آموزش ناب و حس خوب را تجربه کنم؟ یکی از حسهای خوبی که در کنگره تجربه کردم، انشاءالله روزی نصیب همه شما شود، همین گرفتن قرآن و شال پهلوانی بود که واقعاً قابل توصیف نیست.
یک مقدار هم دستور جلسه را به لژیون سردار ربط میدهم؛ عدالت در لژیون سردار هم به این معنی است که هر کسی با توجه به توان خودش قدم بردارد و تواناییاش را ببیند. ما خیلی توانایی داریم؛ اما یک وقتهایی نیروهای بازدارنده با بازیهایی که در میآورند ما را از مسیرمان منحرف میکنند، مثلاً ما میخواهیم تعهدمان را پرداخت کنیم، یک دفعه با بیماری، یک اتفاق یا خراب شدن تلویزیون میخواهند ما را به چالش بکشند و کار خیر را از ما بدزدند؛ باید هوشیار باشیم؛ هرکس بخواهد از طریق خداوند به انسانها کمک کند، خداوند او را وسیله قرار میدهد. من به ایجنت میگفتم: وقتی میخواستم پهلوان شوم، فقط صد میلیون تومان در حسابم بود و بقیه آن را اصلاً پیشبینی نکرده بودم؛ یک پسانداز داشتم که کنار گذاشته بودم؛ ولی نمیخواستم از آن استفاده کنم؛ اما خداوند خودش میرساند؛ خداوند به قلب و نیت آدمها نگاه میکند؛ امیدوارم در هر جایگاهی که هستیم، بهترین خدمتها را انجام بدهیم.

مرزبانان کشیک: مسافر ماشاالله و همسفر راضیه
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مریم
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
208