یازدهمین جلسه از دوره نودوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی آکادمی، با استادی راهنمای محترم مسافر ناصر، نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر جلال، با دستور جلسه "آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟" روز دوشنبه، نوزدهم مردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان؛ ناصر هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکرم که پس از مدتها فرصتی پیش آمد تا در جلسه شعبه آکادمی در خدمت شما باشم. از ایجنت محترم آکادمی و مرزبانان کمال تشکر را دارم و از تمامی خدمتگزاران سپاسگزارم که این بستر امن را برای آموزش آماده میکنند. پیرامون دستور جلسه آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟ معتقدم هر شخصی ساختاری را بنا میکند؛ در ابتدای ورود، همه با هم برابرند. در کنگره ۶۰، تمامی افراد هنگام ورود خواستار رهایی هستند و میخواهند از دنیای اعتیاد خارج شوند؛ این خواسته، همانند بذری است که در بستری مناسب کاشته میشود. در کنگره، به هر شخص محل کاشت بذر نشان داده میشود و تمامی امکانات در اختیار او قرار میگیرد. در این میان، مهمترین رکن، راهنماست که چگونگی کاشت و داشت را به رهجو میآموزد تا به محصول نهایی برسد.
البته خواستهها متفاوت است و بستگی دارد که چقدر غنی باشند. همه در ابتدا شور دارند و با توجه به میزان خواسته خود حرکت میکنند؛ بنابراین در شروع مسیر، از لحاظ راهنما و آموزش در یک سطح هستند، اما ادامه راه و رسیدن به نتیجه، به میزان تلاش شخص بستگی دارد. در واقع، عدالت یعنی هر چیزی در جایگاه خود باشد. من اگر در جایگاه خودم قرار بگیرم، عدالت را در مورد خودم جاری کردهام. وقتی سخن از عدالت به میان میآید، اغلب افراد ناخودآگاه دادگستری و قضاوت را در ذهن ترسیم میکنند.
در وادیهای گذشته آموختم که بسیاری از تفکرات من اشتباه بوده است. پنداشتم که حرکتم غلط بوده؛ چرا که در دوران اعتیاد، تلاش میکردم اما به نتیجه نمیرسیدم و به خداوند شکایت میکردم که: خدایا این چه وضعی است؟ من که گناهی نکردم! این نکته را در پرانتز داشته باشید؛ در مورد کسی که وارد کنگره میشود: آدم راه را اشتباه رفته و مسیرش نادرست است. اگر بخواهم از دیدگاه خودم بگویم؛ وقتی در جادهای شلوغ حرکت میکنی، هر چه تلاش میکنی نتیجه نمیگیری، تا زمانی که راه درست پیدا شود. یا همان شعری که میگوید: که را کشتی تا کشته شدی زار؟ / تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت. یعنی همان ذرهای از شر، در ظاهرش مشخص است.
موضوع مهم و ضروری برای درمان اعتیاد در کنگره، حضور راهنماست. با خود میگفتم: اگر زمانی که میخواهی درمان شوی مشکلی پیش بیاید، با آن کنار میآیی؛ اما در زمان مصرف و قبل از کنگره، اگر همان مشکل پیش میآمد، قطعاً به سمت مصرف میرفتم. حالا که میخواهم درمان شوم، این مشکل یا آن شر، یک ضدارزش محسوب میشود. راهنما فقط میتواند راه را به من نشان دهد؛ حال انجام دادن یا ندادن آن با من است.

کنگره شبیه به یک پازل است؛ آمدن به کلاسها، نوشتن سیدیها و تمام این موارد در کنار هم پاسخ میدهد. ما یک صور پنهان داریم؛ آن صدای درونی که فرد را برای عبور از تاریکی هدایت میکند. گاهی اوقات برای خودمان بهانهتراشی میکنیم؛ مثلاً میگوییم تایمی برویم که آخر لژیون برسیم. در حالی که بعضی اوقات باید خودمان تلاش کنیم. همانطور که در زمان درس خواندن، به جای درس خواندن به دنبال کار و پول درآوردن بودیم و فرصتها را از دست دادیم، در درمان اعتیاد هم باید مراحل را پلهپله طی کنیم تا به عدالت برسیم. هر کس در هر جایگاهی هست، در واقع این همان عدالت است. تمام اینها (کنگره، راهنما و آموزشها) در مسیر من قرار دارند تا در نهایت به عدالت برسم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همگی شما سپاسگزارم.
تایپ: مسافر مهدی لژیون دوم و مسافر امید لژیون دوم
عکس: مسافر مهران لژیون هشتم
تنظیم خبر: مسافر حمید لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
31