وقتی در مورد این دستور جلسه فکر میکردم، حس کردم عدالت یکی از آن مفاهیمی است که هرچه بیشتر به آن نزدیک میشوم، من را بیشتر فروتن میکند. گاهی با خودم میگویم شاید من هنوز حتی طعم واقعی عدالت را نچشیدهام، فقط از دور دربارهاش شنیدهام.
به نظر من عدالت چیزی نیست که فقط در حرف یا قياسها دیده شود؛ بلکه در دل پذیرش و آرامش معنا پیدا میکند. جایی که انسان یاد میگیرد هر موضوعی را همانطور که وجود دارد ببیند، نه آنطور که دوست دارد باشد.
وقتی در کنگره۶۰ به انسانها نگاه میکنم، میبینم هرکسی قصهای دارد. بعضیها پر از زخم، بعضیها پر از امید و بعضیها تازه در آغاز راه هستند؛ اما مطلب جالب این است که هیچکدام از این گذشتهها، ارزش انسان بودنشان را کم یا زیاد نمیکند.
ناگفته نماند که عدالت با آموزشهای کنگره برای من کمکم شبیه یک حس درونی شده، نه یک قانون خشک. حسی که میگوید قرار نیست تمام انسانها یک شکل باشند، قرار است هرکس در مسیر خودش رشد کند و دیده شود.
گاهی در دل خودم سکوت میکنم و فکر میکنم شاید بیعدالتیهایی که حس میکنم، بیشتر از اینکه بیرونی باشند، از قیاسهای درونی من میآیند. از اینکه میخواهم جای دیگری باشم یا سهم دیگری را داشته باشم؛ اما وقتی کمی آرامتر میشوم، میبینم زندگی هرکس دقیقاً همان چیزی است که باید باشد تا او را به فهم خودش برساند نه کمتر و نه بیشتر.
در کنگره آموزش گرفتم عدالت؛ یعنی پذیرفتن این حقیقت که مسیرها یکی نیستند؛ اما همه میتوانند به رشد برسند. عدالت؛ یعنی به جای قضاوت، کمی بیشتر نگاه کنم و کمی کمتر عجله داشته باشم.
شاید زیباترین بخش عدالت در کنگره این باشد که به من یاد میدهد با خودم، دیگران و مسیری که در آن هستم، آرام باشم. در نهایت میگویم: عدالت یعنی هرکس در جای درست مسیر خودش قرار بگیرد و من یاد بگیرم به جای قیاس کردن زندگی خودم را بفهمم و بسازم.
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
36