English Version
This Site Is Available In English

بهای پیشرفت، سختی است

بهای پیشرفت، سختی است

جلسه هفتم از دوره دوازدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی مسافرحیدر، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟ » سه شنبه،۲۰مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، حیدر هستم، مسافر

 

از جناب مهندس حسین دژاکام و خانواده‌ی محترمشون ممنونم، ازشون تشکر می‌کنم. از راهنمای عزیزم آقا رضا هم تشکر می‌کنم که اجازه داد امروز در این جایگاه بشینم، آموزش بگیرم، خدمت کنم. ممنونم ازش بابت زحماتی که این یک ساله برای من کشید. ان‌شاءالله که خیرش به خودش و خانواده‌اش برسه.

 

اما در مورد جلسه: عدالت، آیا افراد کنگره با هم‌دیگه برابرند؟ اگه بخوایم به‌طور کلی بهش نگاه کنیم، عدالت حکم می‌کنه اینجا که آیا برابرن یا برابر نیستن.

 

از نظر خداوند، آدما و انسان‌ها همه یکی‌ان. انسان‌ها از لحاظ انسان‌بودن و آدم‌بودن یکی‌ان. کجا فرق می‌کنن؟ از دیدگاه، از کردار، از رفتار فرق می‌کنن؛ از فکر فرق می‌کنن و از عملِ سالم فرق می‌کنن. اونجا فرق می‌کنه که آدم چه کارِ خوبی کرده، چه عملِ سالمی انجام داده؛ و اینجاست که آدم به تکامل می‌رسه و به اون دیدگاهی که نزدِ خداوند هست می‌رسیم.

 

یه موردی هم که هست، اینه که من تازه که وارد کنگره شده بودم، به این آرمِ کنگره خیلی توجه می‌کردم و قضاوتش می‌کردم. حالا عدالت هم یکی از اصولِ این آرمِ کنگره‌ی شصته — معرفت، عمل سالم و عدالت. تو ذهن خودم می‌گفتم: «آیا در کنگره عدالت وجود داره؟ معرفت هست؟ عمل سالم هست؟» وقتی جلوتر اومدم دیدم: بله، هم عمل سالم هست، هم عدالت هست، هم معرفت هست.

 

عمل سالم، همون کارهایی‌ست که تو کنگره انجام می‌شه، همون رفتارهایی که تو کنگره آدما انجام می‌دهند، بدون هیچ چشم‌داشتی، بدون هیچ برداشتی که بخوان چیزی بردارن. و همون‌جوری که آقای مهندس گفته: جسم، روان، جهان‌بینی — این سه‌تا در کنار هم‌دیگه باعث می‌شه آدم به رهایی برسه، آدم به اون حالِ خوب برسه.

 

و به نظر من، این سه مؤلفه — عدالت، عمل سالم و معرفت — هم همین‌طورن؛ این سه‌تا در کنار هم باعث می‌شن آدم به تعادل برسه و به یه تعادلِ نسبی برسه.

 

حالا درباره‌ی عدالت، اگه آدم بخواد مثال بزنه: اون آدمایی که تو کنگره بدون چشم‌داشت دارن خدمت می‌کنن، مثل راهنماها، مثل اون آدمایی که یه سری جاها دارن خدمت می‌کنن — و خیرشون به خودشون می‌رسه، اونا ظرفاشون رو خودشون پر می‌کنن — اینم یه نوع عدالته.

 

یه سری افراد هم هستن که تو کنگره خدمت می‌کنن و دیده نمی‌شن. به نظر من، این جور آدما سهم بیشتری از این عدالت رو برداشت می‌کنن و شاید نزدِ خداوند جایگاه بهتری دارن. و چه قشنگه که آدم سپاسگزارِ یه همچین آدمایی باشه؛ سپاسگزارِ آقای مهندس باشه، سپاسگزارِ راهنماها باشه، سپاسگزارِ اون آدمایی باشه که با تمام وجود به شعبه‌ها خدمت می‌کنن، به کنگره خدمت می‌کنن؛ مرزبان‌های عزیز، راهنماهای عزیز.

 

 

به نظر من، قشنگ بودنش همون شکرگزاری‌ست، همون سپاسگزار بودن نسبت به همچین آدمایی‌ست که همچین جایگاهی رو درست می‌کنن که آدم بیاد اینجا به حالِ خوب برسه و به این سه مؤلفه دست پیدا کنه. به نظر من، نورانی بودنِ اون راه و نورانی کردن همینه.

 

این سه مؤلفه رو باید آدم یاد بگیره و این سه‌تا در کنار هم‌دیگه به اون حالِ خوب می‌رسه. عدالت هم یه چیزِ خیلی سختی نیست؛ یعنی حقِ کسی که اینه باید بهش بدیم. و بخوام به زبونِ ساده بگم: این‌که حقِ کسی رو نادیده نگیریم، به اون می‌گن عدالت.

 

اون کسی که — حالا آقای مهندس می‌گه — تازه وارد کنگره می‌شه... دو نفر که وارد کنگره می‌شن، شاید از نظر کنگره برابر باشن، ولی خب وقتی میان وارد لژیون می‌شن برابر نیستن؛ شاید یکی بیشتر گوش کنه، برداشت بیشتری داشته باشه، اونجا فرق می‌کنه.

 

خب، حالا چند تا جمله‌ی پایانی هم بگم، یادمون باشه: «بهای پیشرفت، سختی است؛ بهای خرد، تجربه است و بهای قدرت، تنها شدن است. هر اوجی یه بهایی داره؛ گاهی برای ایستادن باید از چیزی که دوستش داریم بگذریم و رنج را بپذیریم. بعضی از رنج‌ها تقدیر نیستند.»

ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.

عکس:مسافر حیدر 

تنظیم:مسافرحسین 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .