English Version
This Site Is Available In English

این عدالت نیست که همه مثل هم باشند

این عدالت نیست که همه مثل هم باشند

جلسه نهم از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی راهنمامسافراحمد، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟ » یکشنبه،۱۸مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام احمدهستم مسافر، متشکرم از آقای ابراهیمی که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. خیلی خوشحالم که بعد از دو هفته، جلسه‌ای برگزار شد. ان‌شاءالله که قدر این جلسه را بدانید.

 

من شعری از آقای حسینقلی یادم افتاد؛ چند بیتی هست که می‌گوید:

 

راست گفتی عشق خوبان آتش است  

سخت می‌سوزاند، اما دلکش است

 

من کجا و ترک آن مهوش کجا  

دل کجا و پرهیز از این آتش کجا

 

هرچقدر هم فاصله بگیریم، دلمان برای این فضا تنگ می‌شود؛ فضایی که مسیر است و ان‌شاءالله که عشق است. سخت هم هست، وقت هم می‌گذاریم، ولی خیلی دلکش است و نمی‌توانیم از آن جدا شویم.  

دل کجا، پرهیز از این آتش کجا.

 

آخرین شعرش را آقای مستعان، خدا بیامرز، می‌گوید که با همین سختی‌ها و گریه‌زاری‌ها در مسیر عشق، نتیجه‌اش چیست؟ می‌گوید:

 

داغ دل را باصفاتر می‌کنند  

مرغ جان را خوش‌نواتر می‌کنند

 

هرچه که می‌آید و زحماتی که کشیدیم و آمدیم، قطعاً برایمان تأثیر خواهد داشت.

 

من به موضوعی که در کنگره، خودم خیلی روی آن حساسم، یعنی جایگاه‌ها و احترام به جایگاه، اشاره می‌کنم. این‌که احترامی که می‌گذاری به آدم‌هایی که بیشتر خدمت کرده‌اند، آدم‌هایی که بیشتر تلاش می‌کنند، وقت می‌گذارند، هزینه می‌کنند، پول بیشتری می‌دهند، قدردانی از این‌ها و دیدن این‌ها، خودش عدالت است. واقعاً این عدالت است؛ نه این‌که همه در کنگره برابر باشند. نه، این عدالت نیست.

 

گروه زیادی در کنگره دارند تلاش می‌کنند و تعداد خیلی زیادی از آدم‌ها دارند از زحمت آن‌ها استفاده می‌کنند. این‌ها باید قدردان باشند. یک هفته، هفته دیده‌بان است برای این‌که ما آن‌ها را ببینیم؛ هفته راهنما، که راهنما را ببینیم؛ هفته ایجنت و مرزبان؛ هفته همسفر، که این‌ها دیده شوند و تلاش‌هایشان دیده شود. دیدن این‌ها برای خودمان هم لازم است، تا قدرشان را بدانیم.

 

این همان است که می‌گوید:  

«وَلا تُبْطِلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ الَّتی أَنْعَمَ عَلَیْکُمْ»  

نعمت‌هایی که خدا و شما دارید را ببینیم. دیدن این‌ها خودش رشد می‌دهد.

 

این‌که بخواهیم عدالت را برقرار کنیم یا درکش کنیم، نیاز به معرفت، شناخت و آگاهی دارد؛ این‌که آیا الان عدالت هست؟ آیا من می‌خواهم عدالت را برقرار کنم؟ از چه راهی؟ چطور؟ این، یک دانش می‌خواهد، یک بینش می‌خواهد و یک شناخت می‌خواهد.

 

داشتم نگاه می‌کردم؛ خیلی وقت پیش، قبلاً هم سوره حجرات را خوانده بودم که از آیاتی به بعد بیشتر شروع می‌کند و می‌گوید که رسول خدا را همین‌جوری صدا نکنید؛ آن‌طور که دیگران را صدا می‌کنند، مثلاً رفیق‌ها را، این‌جوری صدایش نکنید. صدایتان را بالاتر از صدای پیامبر نبرید، چون جایگاهش فرق دارد، چون بیشتر زحمت کشیده، چون بیشتر دغدغه این مسیر را داشته است. حالا اسلام، همان مسیری که داشته، انسان‌سازی را برداشته و داشته انجام می‌داده.

 

یعنی آن‌جایی که می‌گوید:  

«إِنَّ الَّذینَ یُنَادُونَکَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ»  

آن‌هایی که از پشت حجره‌ها شما را صدا می‌کنند، مثلاً می‌گویند آقا، فلانی بیا، عقلشان کم است؛ «أکثرهم لا یعقلون». این‌جا چرا این‌جوری می‌گوید؟ می‌گوید این‌جوری نکنید، چون کار خودتان هم از بین می‌رود. نباید این‌جوری باشد، چون جایگاه رسول خدا با سایرین فرق دارد؛ چون جایگاه کسانی که دارند به ما خدمت می‌کنند هم خیلی فرق می‌کند.

 

این عدالت نیست که همه مثل هم باشند. بعضی‌ها خیلی زحمت می‌کشند، بعضی‌ها خیلی زحمت کشیده‌اند. ما داریم می‌بینیم. من از خدا می‌خواهم همیشه حواسم باشد؛ یعنی خدا من را در آن شرایط قرار ندهد که قدر آن‌هایی را که برایم زحمت کشیده‌اند، ندانم، یادم برود؛ چون سخت آسیب می‌بینم.

 

جایگاه در کنگره ۶۰ خیلی متفاوت است. خیلی‌ها دارند زحمت می‌کشند، خیلی‌ها شده‌اند پهلوان، تا این جایگاه و این مسیر برای من باز شده است. خیلی‌ها زحمت کشیده‌اند، این‌قدر تلاش کرده‌اند، این‌قدر دغدغه‌مند بوده‌اند. من از اول این شعبه بودم؛ قبلش هم در جریان بودم که چه کارها و چه زحمت‌هایی کشیده می‌شد. از خدا می‌خواهم یادم نرود، حواسم پرت نشود از این‌که چه کار کرده‌اند برای من، که این‌قدر راحت نشسته‌ام و دارم این‌جا صحبت می‌کنم؛ از کجا تا کجا.

 

یک جایی دیروز صحبت شد، گفتم: یک راهنما فقط این نیست که قطع مصرف برای من انجام داده باشد؛ من را در این حلقه و حلقه‌های بعدی راهنمایی کرده است. من باید حواسم باشد که حتماً جایگاه او با من فرق دارد. راهنمای من جایگاهش با من خیلی فرق دارد. فقط این حلقه ما نیست؛ بعد از این هم، در این چند روز و روزهای بعد، آن آدم‌هایی که در کنگره خدمت کرده‌اند، من را برده‌اند در مسیری که حلقه‌های بعدی، نمی‌دانم، خانواده، کسانی که من با آن‌ها برخورد دارم، کسانی که پرورشان یا آموزششان به دست آن‌ها بوده، این‌قدر زحمت کشیده‌اند. و این مال یک روز و دو روز نیست.

 

یک نفر که راهنمای سیگار من هست، اصلاً من هر روز باید بروم دستش را ببوسم. جایگاه خیلی متفاوت است. توی کنگره، یک مقدار آدم برگردد نگاه کند، ببیند چه کسی برای من چه کار کرده؛ فراموش نشود.

 

حالا یک‌سری قوانین هست، بله قانون هست. مثلاً یک سفر اولی، مثلاً می‌رود پشت شعبه، مثلاً می‌نشیند؛ بله، مرزبان می‌رود و یک تذکری می‌دهد، ولی مرزبان هیچ‌وقت به این نمی‌گردد.

من داشتم فکر می‌کردم که حالا بیشتر هم باید به او چه بگویم. بعد از محبت، چیست؟ آن فورانِ محبت که خیلی خیلی زیاد می‌شود، به آن می‌گویند عشق. آیا آن عشق که به فوران می‌رسد، می‌شود چه؟ اصلاً ما به این فکر کردیم؟ من خودم فکر نکرده بودم.

 

می‌گویم عشق؛ بعد از عشق چیست؟ آن طغیانِ محبت. حالا بعضی‌ها دارند می‌گویند می‌شود عشق. این طغیانِ عشق چیست؟ آن‌هایی که از جان‌شان مایه نمی‌گذارند، نه این‌که من فکر می‌کنم؛ دیدید می‌گویند مقام شهید چقدر بالاست. حالا در آن مسیر، یک مقدار به جایگاه‌ها، یک مقدار به آدم‌ها، یک مقدار به آن‌هایی که به ما خدمت کرده‌اند، آن‌هایی که تلاش کرده‌اند... من فکر می‌کنم شاید هدف از این دستور جلسه این است که بدانیم کجاییم.

 

آن کسی که می‌آید یک ساعت زودتر می‌آید، لژیون سیگار برقرار می‌کند که من سیگار نکشم؛ آن می‌آید و تلاش می‌کند من مواد نکشم، آن تلاش را می کند، من یک مقدار بینشم سریع‌تر بشود. برای این‌هاست و هرچه این‌ها را بدانیم، پیشرفت خودمان بیشتر می‌شود و به نفع خودمان است، ان‌شاءالله.

 

در مسیری که هستیم، من خودم همیشه از خدا کمک می‌خواهم که در مسیری که هستم بهتر باشم، در مسیری که هستم قدم‌های بهتری بردارم. و هر روز به کمک خداوند احتیاج داریم که راه بهتر شود و مسئله‌ای پیش نیاید برای‌مان که مبادا مسیرمان خراب شود، حرکتمان ضعیف شود. ان‌شاءالله که در کنار هم و با کمک و با محبتی که بین‌مان هست، مسیر را همین‌طور ادامه می‌دهیم و حتماً و قطعاً روزهای خوبی در پیش رو خواهیم داشت.

 

به افتخار خودتان دست بزنید. متشکرم.

عکس:مسافر حیدر 

تنظیم:مسافرحسین 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .