English Version
This Site Is Available In English

در سایه انسانیت

در سایه انسانیت

گاهی خیال می‌کنیم اگر فقط خوب فکر کنیم، اگر فقط آرزوهای بزرگی داشته باشیم، همه‌چیز درست خواهد شد؛ اما جهان قانون دیگری دارد؛ قانونی که می‌گوید: «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید.» اندیشه، چراغ راه است؛ اما چراغی که در گوشه‌ای بماند، هرگز راهی را روشن نخواهد کرد. تا قدمی برداشته نشود، هیچ مقصدی به‌دست نمی‌آید. دانستن، آغاز مسیر است، نه پایان آن.

بارها در زندگی خواسته‌ایم تغییر کنیم، بهتر شویم یا به آرامش برسیم. فکر کرده‌ایم، برنامه ریخته‌ایم و رؤیا ساخته‌ایم؛ اما زمانی که حرکت کرده‌ایم، حتی با قدم‌هایی کوچک و لرزان، زندگی رنگ دیگری گرفته است. راه، انسان را می‌سازد. سختی‌ها، تجربه می‌آفرینند و رسیدن، ارزش رفتن را آشکار می‌کند. شاید مهمترین درس زندگی همین باشد که هیچ قله‌ای تنها با نگاه کردن فتح نمی‌شود. باید دل به راه سپرد، زمین خورد، برخاست و دوباره ادامه داد. آن‌گاه است که تفکر با تجربه در هم می‌آمیزد و به دانایی تبدیل می‌شود.

این وادی به من می آموزد؛ اگر امروز رؤیایی در دل دارم، تنها به آن فکر نکنم، قدمی بردارم هرچند کوچک؛ زیرا جهان، پاداش حرکت را می‌دهد، نه فقط اندیشیدن را. چه زیباست که انسان با اندیشه‌ای روشن، راهی شود و با تجربه‌ای عمیق، به مقصد برسد. گاهی تصور می‌کنیم اگر ساعت‌ها فکر کنیم، اگر بهترین تصمیم را در ذهنمان بسازیم، همه‌چیز تغییر خواهد کرد؛ اما تجربه به ما می‌آموزد که تفکر، هرچند ارزشمند و ضروری است، به‌تنهایی راهگشا نیست. اندیشه زمانی جان می‌گیرد که با حرکت همراه شود.

در مسیر زندگی بارها دانسته‌ام چه چیزی درست است؛ اما تا زمانی که آن را به عمل تبدیل نکرده‌ام، تغییری در جهان درونم ایجاد نشده است. درست مانند مسافری که نقشه‌ای کامل در دست دارد؛ اما هرگز قدمی برنمی‌دارد. مقصد تنها برای کسی معنا پیدا می‌کند که راه را تجربه کند. در کنگره۶۰ می‌آموزیم که رشد، محصولِ حرکت مستمر است. آموزش، تفکر و شناخت، بذرهایی هستند که اگر در زمینِ عمل کاشته نشوند، هرگز به ثمر نخواهند نشست. هر قدمِ کوچک، هر خدمت، هر نظم و هر تلاش، حلقه‌ای از زنجیره رسیدن است.

«رفتن» یعنی پذیرفتن مسئولیت تغییر، یعنی از منطقه امن ذهن بیرون آمدن و با تمام سختی‌ها، مسیر را ادامه دادن. «رسیدن» پایان راه نیست؛ بلکه آغاز درکی عمیق‌تر از خویشتن است. در این میان، تفکر همچون چراغی است که مسیر را روشن می‌کند؛ اما این پاهای ما هستند که ما را به مقصد می‌رسانند. پس این وادی به من می‌گوید: اگر می‌خواهم زندگی‌ام دگرگون شود، کافی نیست فقط بدانم باید عمل کنم؛ زیرا در جهان هستی، اندیشه با حرکت کامل می‌شود و انسان، در رفتن و رسیدن است که معنای واقعی رشد را درمی‌یابد.

در پایان سپاسگزار خداوند هستم که انسانی بزرگ و ارزشمند چون آقای مهندس را آفرید تا معنای حقیقی انسانیت را به ما نشان دهند. از آقای مهندس صمیمانه سپاسگزارم که این بستر ارزشمند را فراهم کردند تا من و مسافرم بتوانیم مسیر رسیدن به حال خوش و آرامش را طی کنیم. همچنین از راهنمایان بزرگوار خودم و مسافرم، که در تمام این مسیر چراغ راه و همراه ما بودند، از صمیم قلب قدردانی می‌کنم. خداوند را شاکرم که توفیق حضور در این مسیر را به ما عطا کرد و امیدوارم همواره قدردان این نعمت بزرگ باشیم.

نویسنده: همسفر زهرا (ز) رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
رابط خبری و ویرایش: همسفر مطهره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .