در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. چندین قرن پیش زرتشت گفت: پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، پندار، گفتار و کرداری که نتیجه آن ختم به خیر باشد؛ شاید ما به ظاهر پندار، گفتار و کردار نیک داشته باشیم؛ ولی نتیجه آن اسفناک و ضرر زیادی را همراه دارد. پندار یعنی تفکر و اندیشه، از پندار تا کردار هزاران فرسنگ فاصله است، ما در مورد خیلی چیزها صحبت میکنیم، فکر میکنیم و تفکر میکنیم آیا میتوانیم همه آنها را به زبان بیاوریم؟ خیر شاید یکی دو مورد از آنها به زبان ما جاری شود؛ اگر ما بخواهیم پندار و اندیشه خود را به عمل درآوریم فرسنگها فاصله است و اگر بخواهیم از گفتار به عمل در بیاوریم باز فرسنگها فاصله است.
ما در شرایط بحرانی باید بتوانیم عملکرد خود را نشان بدهیم و گفتار، کردار و پندار خود را عملی انجام دهیم، لحظههایی از زندگی که شرایط دشواری است میتوان عملکرد خود را به اجرا درآوریم؛ چون واقعا زمانبر است که ما بخواهیم گفتار، کردار و پندار خود را به صورت عملی در زندگی به انجام برسانیم یا هر چیز دیگری را اگر بخواهیم گفتار را به کردار، کردار را به پندار تبدیل کنیم هزاران فرسنگ فاصله است. چهار وادی قبل در مورد تفکر و اندیشه به ما میآموزد که ما بدون تفکر درست نمیتوانیم تصمیم درست داشته باشیم؛ اگر تصمیم درست نباشد انجام کار مطلوب نمیباشد؛ بنابراین همه چیز را از دست خواهیم داد.
ما باید با پندار نیک تفکر خودمان را درست کنیم؛ چون برای انجام هر کاری تفکر سالم لازم است. انسانهای دانا و موفق همیشه برای انجام هر کاری اول فکر و اندیشه میکنند بعد کار را انجام میدهند؛ اما انسانهای جاهل اول کار را انجام میدهند و بعد فکر و اندیشه میکنند. قرار نیست همه کارها را خودمان تجربه کنیم؛ بنابراین ما میتوانیم از تجربه دیگران هم استفاده کنیم؛ چون بهترین و ارزشمندترین کار همین است؛ برای انجام هر کاری راهنمایان متعددی را داریم؛ باید در مورد انجام هر کاری اول تفکر درست و راه درست را انتخاب کنیم بعد وارد عمل شویم؛ چون اگر ما تفکر درست داشته باشیم مسؤلیت کار خود را به عهده میگیریم.
ما با کسب و آگاهی و دانایی خود میتوانیم مسیر درست را در زندگی انتخاب کنیم. هیچ کس نمیتواند به ما کمک کند ما باید خودمان با تلاش و کوشش خود زندگی خود را مدیریت کنیم. همیشه باید با امید حرکت کنیم و آنچه را که آموختیم را به اجرا درآوریم؛ مثلاً من میخواهم در مورد گذشت کردن به دیگری آموزش بدهم؛ پس باید آگاهی آن را داشته باشم یا محبت کردن، بخشش، عشق ورزیدن که باید عشق و محبت داشته باشم و با قدرت بخشش، عشق ورزی کنم؛ نباید نفرت، کینه، حسادت در وجودم داشته باشم. ما آموختیم که فقط بلد بودن و تفکر کردن کافی نیست، زمانی تفکر کردن نتیجه خوبی دارد که ما آن را در عمل به اجرا درآوریم.
آنچه میگوییم را باید به عمل درآوردیم هر اتفاقی که در زندگی برای ما رخ میدهد نتیجه تفکر و اعمال خودمان است. ما خودمان مسؤل رفتار و کردار و گفتار خود هستیم؛ اگر اشتباهی کردیم باید قبول کنیم و دیگران را مقصر ندانیم نتیجه: وادی پنجم به ما میآموزد که از ضدارزشها دوری کنیم و همچنين صبر، قناعت و پسانداز کردن در زندگی ما نتیجه عالی خواهدداشت؛ ولی اگر بخواهیم با تجسس، قضاوت، غیبت و عیبجویی دیگران پیش برویم غرق تاریکی میشویم و زندگی ما همیشه پر از تشنج و آشوب میشود؛ پس باید با رضایت کامل و با توکل، تسلیم قدرت مطلق شویم و با آموزههای خود یک زندگی عالی و با نشاط برای خود بسازیم تا به موفقیت و آرامش و حال خوب و حس خوب برسیم.
نویسنده: مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر صونا از نمایندگی دکتر مسعود البرز آبیک قزوین
ویرایش و ارسال: همسفر الهام از نمایندگی کوروش آذرپور
صفحه کاهش و افزایش وزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
91