English Version
This Site Is Available In English

سفر تغذیه همان سفری بود که همیشه آرزو داشتم

سفر تغذیه همان سفری بود که همیشه آرزو داشتم

مسافر غلامرضا با مصرف ۲۸ سال هروئین شیشه متادون، قرص و انواع و اقسام مخدر والکل ومحرک وارد کنگره شد. اوایل مصرف حس خوبی به دنیای  اطرافش داشت و هنگام مصرف حس می‌کرد همه دوستش دارند و او هم دوست‌شان دارد و کلا دنیا برایش جای خوبی بود. او از طریق دوستانش با مواد مخدر آشنا شد و در جمع آن‌ها مصرف می‌کرد. خودش می‌گوید بیشتر جاهایی که می‌رفتم همه یا الکلی بودند یا مصرف مخدر داشتند. او بعد از این که شروع به درمان کرد وزنش بالا رفت به طوری که زندگی برایش تحمل ناپذیر شد ولی توانست با متد دژاکام با این مشکل مبارزه کند و به وزن ایده‌آل برسد با او گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

چطور با کنگره 60 آشنا شدی و این آشنایی چه تاثیری بر زندگی‌ات داشت؟
توسط برادرم که در کنگره درمان شده بود با کنگره آشنا شدم، تحولی که کنگره در زندگی من داشت همانند معجزه بود یعنی به قول آقای مهندس از نقطه سیاه تا رنگین کمان  و از آوارگی و آسمان خوابی تا رسیدن به برترین نیرو در شغل خودم در کل  شهر اصفهان رسیدم.
تحول کنگره در زندگی من این بود که یک روزی بخاطر نخواستن من دعوا بود و با کمک کنگره حالا بخاطر خواستن من دعواست. یک روزی چه با مصرف مواد وچه بدون مصرف مواد هر روز به فکر انتقام و خودکشی بودم ولی امروز به فکر آینده خوب هستم.

از چه زمانی اضافه وزن پیدا کردی و چقدر اضافه وزن داشتی؟
از شروع درمان اعتیاد شروع به رشد فیزیکی کردم و این برای خودم معقول بود. به خودم می‌گفتم نشانه‌های درمان همین است و دارم به سلامتی می‌رسم اما با قطع دارو، وزنم خیلی بی رویه زیاد شد در زمان مصرفم وزنم ایده‌آل بود.
حدود ۷۰ کیلو اضافه وزن داشتم  تاثیر اضافه وزن و بهتر است بگویم تخریب اضافه وزن کمتر از مصرف مواد نبود. یک زمان به‌خاطر مصرف مواد در انزوا رفتم و بعد از درمان مواد بخاطر اضافه وزن. نمی‌توانم بگویم مواد بدتر بود یا اضافه وزن، این‌قدر می‌توانم بگویم که کار ضد ارزشی فرقی نمی‌کند، چه با غذا جسم و روح من تخریب شود چه با مواد مخدر هر دو تاثیر یکسانی دارد.

چه شد به لژیون تغذیه سالم رفتی؟
خیلی ناخواسته و از روی اجبار و با ناامیدی کامل با لژیون تغذیه آشنا شدم. یعنی برای رهایی یکی از دوستان رفتیم تهران و من بخاطر وزن زیادم وارد آکادمی نشدم و بیرون نشستم، چون خجالت می‌کشیدم بروم پیش آقای مهندس تا برادرم آمد و گفت اینجا یک لژیون تغذیه تشکیل شده بیا یک سری بزن و من با کلی بهانه و گلایه و به اجبار وارد لژیون شدم. فقط با خودم عهد کردم یک ماه به دستورات راهنما گوش کنم و بعد از آن قطع ارتباط کنم که بعد از یک ماه و دیدن نتیجه مثبت تصمیم جدی‌تری گرفتم و راهم را ادامه دادم. سفر تغذیه همان سفری بود که من همیشه آرزو داشتم، یعنی هم غذا بخورم هم زیاد اذیت نشوم و هم این‌که کم هزینه باشد. برای من بهترین راه بود مثل سفر ایکس نه تنها مشکل نبود بلکه خیلی هم راحت بود اما ناگفته نماند که در این سفر باید مداومت و پشتکار داشته باشیم.

سفرت چقدر طول کشید؟
حدود  دو سال سفرم طول کشید. در این سفر مثل هر سفر دیگری انسان امکان دارد دچار یک سری چالش شود. گاهی در سفر ایست وزنی داشتم که وقتی با راهنمای خود صحبت می‌کردم و برنامه روزانه خودم را با او چک می‌کردم مرا به تداوم و پشتکار و به سپاسگزاری و گذشت دعوت می‌کرد. سفر تغذیه سالم به دید من فقط کاهش وزن نیست بلکه در این سفر خیلی از گره‌ها و مشکلات زندگی و اخلاقی هم درست می‌شود.

زندگی‌ات بعد از رسیدن به تعادل وزن چطور شد؟
بعد از کاهش وزن زندگی من رنگ و بویی دیگر به خودش گرفت، به زبان ساده وخودمانی بگویم زندگی‌ام خیلی با کلاس شده چون از یک بی بند و باری به یک برنامه‌ریزی رسیده است؛ مثلا قبلا ساعت ۸ الی۸ و نیم از خواب بیدار می‌شدم خیلی خسته و کسل بدون صبحانه و با عجله سر کار می‌رفتم، ظهر و شب هر وقت که می‌شد غذایی می‌خوردم و شب ساعت ۱۲ الی ۱ می‌خوابیدم؛ اما حالا صبح حدود ساعت  پنج ونیم از خواب بیدار می‌شوم. آب ولرم و دی سب می‌خورم و به پارک می‌روم حدود ۴۰ دقیقه پیاده روی می‌کنم. بعد به خانه می‌آیم دوش می‌گیرم، صبحانه می‌خورم و به‌جای ساعت ۸ الی ۸ و نیم با نشاط ساعت ۷ در محل کارم شروع به کار می‌کنم. زندگی‌ام برنامه گرفته و دیگر هر غذایی نمی‌خورم و چقدر مورد تشویق و تحسین دیگران قرار گرفته‌ام و بعد از ۴۷ سال سن حس جوانی وشادابی پیدا کرده‌ام.

متد دژاکام را چگونه دیدی؟
متد دژاکام به نظر من کامل ترین متد دنیاست و این روش ومتد برای هرکسی قابل درک نیست مگر کسانی که به این روش ایمان بیاورند و آن را اجرا کنندکوچک‌ترین تاثیر این متد روی زندگی من وزن ۱۵۵ کیلویی‌ام بود که به ۹۹ کیلو رسید. این متد به من زندگی دوباره بخشید و یک قدم دیگر مرا از تاریکی دور و به روشنایی نزدیک کرد.

 

و حرف آخر؟
ودر آخر همه حرف‌هایم اگر بخواهم حرفی بزنم دوست دارم تشکر کنم از راهنمای خوبم و همه کسانی که مستقم و غیر مستقیم مرا یاری کردند تا این این سفر را انجام بدهم. از آقای مهندس و خانواده پر از مهر ومحبت‌شان تشکر کنم و یک حرف دلی بزنم، آقای مهندس همیشه می‌فرمایند تزکیه و پالایش... و به نظر من آخر تزکیه و پالایش ورود به لژیون تغذیه سالم به روش دژاکام است.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .