ما در وادیهای یک تا سه یاد گرفتیم که باید تفکر کنیم. در وادی چهارم آموختیم که باید مسئولیتهای خود را بپذیریم و مسئولیت را به خداوند یا دیگران واگذار نکنیم. اکنون وادی پنجم به ما میآموزد که وقتی از مراحل وادیهای یک تا چهار عبور کردیم، یعنی مسئولیت خود را پذیرفتهایم، تفکر کردهایم و راه رسیدن به اهدافمان را پیدا کردهایم. اما با نشستن، هیچ چیزی به ثمر نمیرسد و باید تلاش کنیم و اولین قدم را برداریم؛ به عبارت دیگر، حرکت کنیم و از حالت سکون خارج شویم.
حرکت کردن به سوی اهداف بسیار مهم است؛ زیرا اگر حرکت نکنیم، هیچگاه به مقصد نخواهیم رسید. ما حرکت میکنیم، در مسیر تجربه کسب میکنیم، آموزش میگیریم و باعث رشد درونی، فکری و جسمی خود میشویم. سپس میتوانیم در آینده از تجربههای خود به بهترین شکل استفاده کنیم و به خود افتخار کنیم که توانستهایم به مقصد و هدفمان برسیم.
البته باید در این مسیر به نکاتی نیز توجه کنیم؛ برای مثال، پسانداز داشته باشیم، به داشتههای خود قانع باشیم و شکرگزاری را فراموش نکنیم. در نتیجه، ناامید نشویم، استوار بایستیم و محکم قدم برداریم تا بتوانیم مسیر خود را ادامه دهیم و به اهدافمان برسیم.
در ادامه، میخواهم تجربه خودم را در مورد وادی پنجم بهصورت دلنوشته با شما به اشتراک بگذارم. مسافر من زمانی که درگیر اعتیاد بود، خیلی دوست داشت اعتیادش را درمان کند و واقعاً از آن خسته شده بود. ابتدا بسیار فکر کرد تا راه مناسبی پیدا کند. چند راه را انتخاب کرد و در آنها حرکت کرد، اما در اواسط مسیر متوجه شد که آن راهها اشتباه هستند و او را به مقصد نخواهند رساند.
بنابراین مسیرش را تغییر داد، به عقب بازگشت، دوباره فکر کرد، راه دیگری پیدا کرد، مشورت گرفت و تحقیق کرد. در نهایت، کنگره۶۰ را برای درمان خود انتخاب کرد. مسافر من به سوی هدفش حرکت کرد؛ به سوی کنگره، به سوی درمان و به سوی رهایی گام برداشت. اکنون در حال درمان است و شش ماه از سفرش میگذرد و هر روز به رهایی نزدیکتر میشود.
من از این بابت بسیار خوشحال و خرسندم؛ زیرا او علاوه بر اینکه راه درست را پیدا کرد، توانست شروع کند، از حالت سکون خارج شود و به سوی هدفش که رهایی است، گام بردارد. از این رو، نیروهای مافوق نیز به او یاری رساندند و در این مسیر همراهش شدند؛ زیرا همهچیز دستبهدست هم داد تا مسیر برای او هموار شود و راهش باز گردد.
برای مثال، ساعت کاریاش تنظیم شد و توانست در ساعتهای برگزاری آموزشهای کنگره۶۰ حضور پیدا کند و این مسیر را ادامه دهد. من نیز از اینکه میتوانم در این مسیر کنار او باشم و هم به او و هم به خودم کمک کنم، بسیار خوشنود و سپاسگزارم.
میخواهم بگویم اگر مسافر من هیچگاه حرکت نمیکرد، امروز نیز همچنان درگیر اعتیاد بود و من هم روزبهروز از درون خرد میشدم. اما ما امید داشتیم، حرکت کردیم و اولین قدم را مسافر من به سوی پاکی برداشت و مرا نیز با خود همراه کرد. خدا را شکر میکنم که این مسیر برای ما سرشار از خیر و برکت است. ما تلاش میکنیم و از حرکت بازنمیایستیم تا به هدفمان که رهایی است، دست یابیم.
ممنون از توجهتان.
نویسنده: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر سمانه(لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمانه(لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
78