English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار لژیون بخشش است

لژیون سردار لژیون بخشش است

دهمین جلسه از دوره اول جلسات لژیون سردار مسافران نمایندگی رفسنجان با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» با استادی،پهلوان محترم مسافر علی و به نگهبانی، پهلوان مسافر مجتبی و دبیری مسافر صدرالدین 25 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علی هستم یک مسافر
ابتدا از بنیان کنگره ۶۰ جناب آقای مهندس و خانواده محترم‌شان تشکر می‌کنم. از دیده‌بانان عزیز و تمامی خدمت‌گزاران و همه راهنمایان کنگره ۶۰ به‌خصوص راهنمایان شعبه رفسنجان و راهنمای بزرگوارم آقا محسن و راهنمای همسفرم خانم فاطمه تشکر می‌کنم.
از نگهبان تشکر می‌کنم که به من وقت داد تا در این جایگاه باشم و بتوانم خدمت کنم. در این چند روز وقتی نگهبان پهلوان آقا مجتبی به من گفتند استادی جلسه را می‌پذیرید، حقیقتاً من اول در خودم ندیدم چون واقعاً این جایگاه یک جایگاه بالایی است. گفتم چه کنم؟ از اینترنت نگاه کنم؟ ولی امروز گفتم هر چه که دلم گفت. از روز اولی که ما از پارک شروع کردیم دوستان عزیزی از کرمان آمدند و بچه‌های خود رفسنجان هم بودند و شور و حالی در پارک به وجود آمد؛ صبحانه درست می‌کردند، ما لژیون داشتیم و یک ساعت بیشتر نبود و یک جلسه عمومی هم داشتیم آن هم یک ساعت بیشتر نبود و کلاً در طول هفته ما یک جلسه بیشتر نداشتیم. حداقل چهار، پنج ماه از سفرمان گذشته بود که ما زیر یک سقف آمدیم و اینجا تازه آموزش‌های‌ ما شروع شد. در ادامه هفته‌ای دو جلسه داشتیم و همسفران هم آمدند و یک مکانی درست شد. در سفر اول چیز زیادی از لژیون سردار دستگیر من نشد بعد کم‌کم که وارد شدیم به برکاتش پی بردیم و به برکاتی که اعضای لژیون سردار نصیب‌شان شده بود پی بردیم. افراد زیادی در کنگره۶۰ از طریق همین لژیون سردار که لژیون بخشش است نجات پیدا کردند. همه کسانی‌که می‌خواهند ثروتمند شوند انسان‌های بخشنده‌ای هستند یعنی در زندگی‌شان پول می‌آید و می‌بخشند ولی آن‌هایی که پولدار هستند پول را نگه می‌دارند. حالا یکی از علمش و دیگری از مالش می‌بخشد و یکی هم از جانش می‌بخشد یعنی آنقدر بخشنده است که اگر کسی به کلیه نیازمند باشد، کلیه‌اش را می‌بخشد و ببینید که آن فرد چقدر بزرگوار است.
آقای مهندس اولین کسی هستند که لژیون سردار را ایجاد کردند و خودشان اولین بخشنده بزرگواری بودند که برای مسافران کاری انجام دادند. امروز موضوعی را شنیدم و خیلی به هم ریختم و با خودم گفتم که کنگره۶۰ باید وسعتش بیشتر از این‌ها باشد تا آن‌هایی که می‌خواهند درمان شوند بدانند کنگره کجاست. یک نفر برای لاغر شدن یک آمپول زده و ۱۰ کیلو وزن کم کرده و با خودش گفته الان دارم خوب نفس می‌کشم و دیروز که آمپول دومش را زده، سکته کرده و از دنیا رفته. حکایت ناآگاهی بیرون از کنگره است ولی ما در کنگره ۶۰ یک لژیون جونز داریم و افراد به راحتی ۲۰، ۳۰، ۴۰ و ۵۰ کیلو وزن کم می‌کنند و درمان می‌شوند. آقای مهندس می‌گویند: پرونده‌ موادمخدر بسته شده است مخصوصاً شیشه که واقعاً پرونده‌اش در کنگره۶۰ بسته شده است ولی بیرون از اینجا هنوز کسی با تخریب‌های شیشه آشنا نیست و نمی‌داند اگر مخدر نیست مخرب است. همسایه پدرم هر روز یک شیشه آبی دستش است و آب داخل سوراخ‌های دیوار می‌ریزد. به مادرم گفتم: این چه کاری می‌کند؟ مادرم گفت او می‌گوید: جن‌ها توی این سوراخ‌ها هستند و من دارم آن‌ها را خفه می‌کنم و این یکی از تخریب‌های شیشه است.
حالا در لژیون سردار هر شخصی به اندازه توانش و آنچه که به دلش و قلبش است کمک می‌کند. تنها جایی‌که می‌توانیم منم منم بکنیم در همین کنگره ۶۰ است؛ اینجا همیشه می‌توانم بگویم که فلان تخریب را زدم یا فلان کار را کردم. من بعد از دو سال از ورودم به کنگره۶۰ هر روز و هر جلسه‌ای که آمدم یک نکته جدیدی یاد گرفتم.
یک آشنایی داشتیم که ماما بود، مادرش گفت حالا زایمان است و می‌گفت نه هر انسان با هر انسان فرق می‌کند یعنی هر زایمانی فرق می‌کند. کنگره ۶۰ هم هر روز یک آموزشی برای من دارد.
سه روز قبل دقیقاً یک سال رهایی من بود شب با پدرم در زمین کشاورزی آبیاری داشتیم و این پیرمرد می‌خواست لطفی بکند. بساطش را جلویش گذاشته بود و مدام به من تعارف می‌کرد. گفتم: بابا به خدا من نیاز ندارم و نمی‌خواهم. بنده خدا می‌گفت حالا بیا. گفتم: بابا فردا یک سال رهایی من می‌شود و من اصلاً احتیاج ندارم. این قضیه یک آزمونی برای من بود که من شب پیش پدرم باشم، مواد مخدر باشد ولی من هیچ میلی به آن نداشتم. الان کجای دنیا به غیر از کنگره۶۰ مصرف‌کننده می‌تواند با دیدن مواد وسوسه نشود؟خداوند را هزاران مرتبه شکر می‌کنم که چنین مکانی بود تا من آمدم و درمان شدم.دوستان که در پارک می‌آمدند آقا محسن می‌گفتند: پهلوان، پهلوان. می‌گفتم خدایا پهلوان چیست؟ چون زیاد اوایل نبودم و نمی‌دانستم. فقط می‌دانستم تعدادی پهلوان شدند و پیش خودم می‌گفتم: حتماً زنجیری پاره می‌کنند و یک معرکه‌ای می‌گیرند، جدی می‌گویم من فکر می‌کردم پهلوانی به این است. بعد با آموزش‌های کنگره۶۰ متوجه شدم واقعاً یک چیزی فراتر از پهلوانی است؛ کسی‌که از مالش بگذرد و برای بشریت کمک بکند واقعاً چیزی بالاتر از پهلوانی است.ان‌شاءالله من علی هم بتوانم در مسیر کنگره ۶۰ و در صراط مستقیم قدم بردارم. من هم بتوانم با خدمت کردن و بخشیدن سهم کوچکی را داشته باشم.بیرون از اینجا خیلی‌ها هستند که احتیاج دارند، ان‌شاءالله با کمک هم بتوانیم شعب‌ رفسنجان را بیشتر کنیم و کسانی‌که نمی‌توانند اینجا بیایند حداقل به شعبات دیگر بروند.

عکس: راهنما مسافر سعید 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .