رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم) در دلنوشته خود نوشت:
همسفر راحله
سونامی به نام شیشه که زندگی فرد و شخصیت او را به نابودی میکشد، مسافر من با تخریب شیشه، کراک، هروئین و ... بود؛ هرگاه مصرف شیشه داشت، چند شبانهروز نمیخوابید و شروع به شستوشو از راه پله، حیاط تا وسط کوچه میکرد؛ اینقدر آب مصرف میکرد که همسایهها شاکی شده بودند، تمام که میشد سرویس و حمام را میشست، بعد هم به من میگفت: چرا هر روز اینها را نمیشویی! در آشپزخانه هم از اجاق گاز شروع و تمام گاز را باز و تمیز میکرد بعد به من میگفت: چگونه روی این کثیفیها غذا درست میکنی و با هم دعوا میکردیم.
خود او که مصرف داشت و خوابش نمیبرد ما را هم بیخواب میکرد و بعد چند روز میخوابید که فقط برای سرویس رفتن از خواب بیدار میشد؛ یاد میآورم یکی از اقوام نزدیک مسافرم فوت شده بود، او را بیدار کردم و گفتم آن شخص فوت کرده؛ اما برای مراسم هفتم که میخواستیم برویم، میگفت: چرا به من نگفتی! در هیچ مراسمی شرکت نمیکرد؛ میگفت خودم تنها سر خاک میروم که هیچکس نباشد، در هیچ مراسم عزاداری یا عروسی شرکت نمیکرد؛ خدا را شکر با کنگره۶۰، آشنا شدیم و دیگر آن سونامی سراغ ما نمیآید، از آقای مهندس و خانواده ایشان که این بستر را فراهم کردند تا ما با امنیت کامل زندگی کنیم و آرامش داشته باشیم، سپاسگزارم.
رابطخبری: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
38