آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است؛ من هفت سال است که در کنگره حضور دارم و در این مدت، اذن ورود به لژیون سردار برایم صادر نشده بود، اما سال پیش فرمان الهی صادر شد و با شرکت در این لژیون، از برکات و معجزات بی شمارش بهرهمند شدم. سالیان سال مشکلی داشتم که کاسه «چه کنم» در دست داشتم؛ مشکلم مالی نبود، بلکه خواستهای بود که گمان میکردم دیگر لاینحل شده است و گویی دیواری بتنی دور آن کشیده بودند، تا اینکه تصمیم گرفتم بدون هیچ چشم داشتی و تنها برای رضای خداوند در لژیون سردار شرکت کنم؛ پرداختی که برایم سخت نبود و آرامشی وصفناپذیر را به همراه داشت.
مدتی که گذشت، احساس کردم بهطور معجزه آسایی آن دیوارهای بتنی فرو ریختند و من مانند بازیگر فیلمی که سناریواش از قبل نوشته شده است، نقشم را ایفا میکردم؛ خودم نمیدانستم چه اتفاقی در حال رخ دادن است، هیچ چیز در اختیار من نبود و من در وقوع این اتفاقات دخیل نبودم و تنها شاهد معجزاتی بودم که بیاختیار اشک شوق بر چشمانم جاری میساخت. خدایا! قدمهای من به اختیار خودم حرکت نمیکند، بلکه با فرمان تو این راه برایم باز شده است.خدا را شاکرم که اجازه ورود به این لژیون مقدس به من داده شد.
و از برکاتی که ناشی از توجه خاص باریتعالی به این مسیر است، بهرهمند شدم؛ همین امر باعث شد بیش از پیش قدردان نعمتهای خداوند باشم و برای رسیدن به اهدافم ذرهای ناامید نشوم، چرا که اکنون با تمام وجود لمس کردهام که او حامی و همراه من است. این حضور، درس بزرگی به من آموخت که وقتی سهم خود را از بذل عشق ادا میکنیم، کائنات نیز با تمام توان برای گرهگشایی از کارمان هم صدا میشود؛ در واقع، بخشش نه کم کردن از مال، که افزون کردن به جان و گشودنِ گرههای کور زندگی است و من حالا با یقین کامل میدانم که وعده خداوند در کنگره، نه یک شعار، بلکه حقیقتی جاری در لحظات زندگی ماست.
نویسنده: همسفر مهری رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
رابط خبری:همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
ویرایش و ثبت:همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
55