English Version
This Site Is Available In English

مهم‌ترین ویژگی مصرف شیشه، از دست دادن کامل کنترل رفتار است

مهم‌ترین ویژگی مصرف شیشه، از دست دادن کامل کنترل رفتار است

دومین جلسه از دور شصت و نهم  کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران آقا در نمایندگی پرستار

با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر روزبه و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST»

چهارشنبه 24 تیرماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

 

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر

 

 


 خدارو شکر که باز در این جایگاه قرار گرفتم و می‌توانم از شماها آموزش بگیرم.

درباره‌ی جلسه‌ی امروز با موضوع «شیشه» است. خود من از ابتدا با این ماده درگیر بوده‌ام و همواره در جلسات مربوط به شیشه حضور داشته‌ام، در حالی که شیشه یکی از مواد اصلی‌ای بود که در کنار سایر مواد مخدر مصرف می‌کردم. قرار بود این هفته، هم‌زمان با تولدم، در این زمینه صحبت کنم؛ اما به دلیل رویدادهای اخیر جامعه، این سخنرانی به شنبه‌ی پیش‌رو موکول شد.

این روزها بسیاری درباره‌ی شیشه صحبت می‌کنند، اما به باور من، کسی می‌تواند از نزدیک درباره‌ی این ماده سخن بگوید که آن را با پوست و گوشت و استخوان لمس کرده باشد. شیشه تفاوت بنیادینی با سایر مواد مخدر دارد؛ هرچند همه‌ی مواد مخدر تخریب‌آورند و هرکدام مشکلات خاص خود را دارند، اما ماهیت شیشه، داستانِ اعتیاد، حالتِ «نعشگی» و حتی دورانِ خماریِ آن، کاملاً با سایر مواد متفاوت است.

اگر در فرهنگ‌های لغت به نام انگلیسی این ماده مراجعه کنید، با واژگان «گلس» (Glass) یا «درک» (Dark) مواجه می‌شوید. در آمریکا به آن «آیس» (Ice) و در کشورهای آسیای میانه «شابو» (Shabu) می‌گویند. به‌خوبی به یاد دارم که نخستین بار که این ماده وارد ایران شد، همان نام «شابو» برای آن رایج بود و اصطلاح «شیشه» هنوز به‌کار نمی‌رفت؛ اکنون است که آن را با نام‌هایی چون آیس، کریستال یا شیشه می‌شناسند.

اگر اشتباه نکنم، نخستین بار در سال ۱۸۸۷ میلادی در آلمان، این ماده به‌صورت مصنوعی برای درمان بیماران مبتلا به افسردگی استفاده شد. اما در جریان جنگ جهانی دوم، ژاپن از آن برای سربازان خود بهره گرفت تا با مصرف آمفتامین، خستگی را از آنان بزداید و انرژیِ کاذب و هوشیاریِ درازمدت برایشان فراهم آورد. با این حال، به‌مرور زمان، اثرات تخریبیِ این ماده بر خودِ سربازان آشکار شد و آن‌ها نیز نتوانستند از آن دست بکشند. البته باید گفت که نخستین بار، آمفتامین مستقیماً به تولید شیشه منجر نشد؛ بلکه ابتدا قرص‌های اکستازی ساخته شدند که در دوران خود، آسیب‌های فراوانی به‌بار آوردند و سپس شیشه از روی آن‌ها تولید گردید.

به‌یاد دارم که حدود سال‌های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳، شیشه به‌مقدار بسیار محدود وارد فهرست مواد مخدر در ایران شد. در آن زمان، اگر ما چند نفر این ماده را مصرف می‌کردیم، معمولاً سه یا چهار نفر دور هم جمع می‌شدیم و مقدار ناچیزی از آن را با فندک حرارت می‌دادیم و استنشاق می‌کردیم؛ همان مقدار کم، ما را به خواب عمیق فرو می‌برد. اما در سال‌های اخیر، شیشه به ماده‌ای بسیار قوی و خطرناک تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که گاه سه گرم از آن را یک نفر مصرف می‌کرد و هیچ اثری در او دیده نمی‌شد. قیمت هر نوبت مصرفِ آن نیز در حدود دو یا سه سال پیش، چیزی نزدیک به صد و سی یا چهارصد هزار تومان بود که از نظر مالی رقم کمی به‌شمار نمی‌رفت.

حدود سال ۱۳۸۶ بود که مهندس پیامد، در کنگره‌ای، بحث سونامیِ شیشه را مطرح کرد. بیشترین تأثیر این ماده بر مغز و به‌ویژه بر غده‌ی «هیپوتالاموس» است؛ غده‌ای که مرکز کنترل احساسات و نیروی جنسی انسان به‌شمار می‌رود. از جمله آثار مخرب آن، افزایش بی‌رویه‌ی تمایلات جنسی است که سبب ازدست‌دادن کنترل فرد می‌شود. مصرف‌کنندگانِ زیادِ شیشه اغلب دچار این حالت می‌شدند که هنگام ادرار، اسپرم نیز همراه با آن خارج می‌گشت. در درازمدت، این ماده موجب عفونت‌های گوارشی، بروز دانه‌ها و جوش‌های غیرعادی بر روی پوست، آسیب به کبد و حتی کاهش حجم بیضه‌ها می‌گردد.

البته ممکن است مصرف‌کننده‌ی شیشه، آن خماری‌های شدیدِ ناشی از مرفین را تجربه نکند، اما به‌جای آن، دچار پریشانیِ شدیدِ اعصاب می‌شود؛ چنان که گویی در درون سرِ انسان، پاهایی هستند که پیوسته به مغز می‌کوبند. در دوره‌ی مصرف، عوارض بسیار سختی داشتم و قادر به کنترل رفتار خود نبودم. چه‌بسا می‌دانستم که عملی که انجام می‌دهم، زشت و ناپسند است، اما نمی‌توانستم از انجام آن خودداری کنم. مثلاً به‌خاطر دارم که ساعت نه یا ده شب بود که ناگهان به شستن ماشین می‌پرداختم؛ آن هم در سرمای زمستان، وقتی همه کاپشن پوشیده بودند و من با تیشرتِ خیس از عرق، مشغول این کار می‌شدم. نیک می‌دانستم که این رفتار، ناهنجار و دور از چشم‌پوشی است، اما هیچ‌گونه کنترلی بر خویش نداشتم. با خود می‌گفتم که شب بعد این کار را تکرار نمی‌کنم، اما باز هم شبِ بعد و شبِ پس‌ازآن، همان رفتار را از سر می‌گرفتم.

یکی از نشانه‌های بارزِ مصرف شیشه، حالتِ وسواس‌گونه‌ی «نظافت» است. من چنان درگیر این حالت شده بودم که ماشینم را همیشه مانند خودرویی تازه‌ازکارخانه‌درآمده، با گلگیرهایی براق و تمیز نگه می‌داشتم. حتی وسیله‌ای برای پاشیدن آب به‌صورت چرخان تهیه کرده بودم و شیلنگ آب را به سمت چمن‌های حاشیه‌ی کوچه می‌گرفتم. آن‌قدر کنترل از دستم خارج شده بود که حتی در جلوی مرکز فرماندهی سپاه، در حال مصرف شیشه، به شستن ماشین مشغول می‌شدم! ساعت ده شب در سرمای زمستان، کارهای عجیبی انجام

می‌دادم؛

مثل جک‌های سوسماری و سامسونتی از این دست را برداشته و زیر صندوق و گلگیرهای ماشین را با فرچه تمیز می‌کردم. چه کسی است که نداند این کارها زشت و ناهنجار است؟ امّا دست انسان دیگر در اختیار خودش نیست.

در اینجا نمی‌خواهم تمام مطالب مربوط به شیشه را بیان کنم؛ چراکه قصد دارم از مشارکت شما عزیزان بهره بگیرم. اگر همه‌ی نکات را اکنون بگویم، برای سخنرانی روز شنبه (که به‌مناسبت تولدم است) مطلب تازه‌ای نخواهم داشت؛ می‌خواهم بخشی از مطالب جذاب را برای آن روز نگه دارم. به‌طورکلی، شیشه ماده‌ای است که با مصرف آن، زندگی فرد با هیچ‌کس سازگار نمی‌شود. هرچند شاید تخریب‌هایی که معمولاً به روابط با همسر یا فرزندان نسبت داده می‌شود، در مورد من مصداق نداشته باشد، اما خودِ من نیز فازهای آشکار و ناهنجاری داشتم؛ از جمله فازِ وسواسِ نظافت و فازهای مرتبط با مسائل جنسی. این موارد در اغلب مصرف‌کنندگان شیشه مشاهده می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم که مشارکت‌های امروز را منحصراً به افرادی اختصاص دهیم که خودِ شیشه مصرف کرده‌اند. خواهش می‌کنم امروز را به «مصرف‌کنندگانِ شیشه‌ایِ حاضر در جمع» اختصاص دهید. از کسانی که تاکنون مشارکت نکرده‌اند و خود مصرف‌کننده‌ی شیشه هستند، تقاضا دارم که امروز احساس و تجربه‌ی خود را بازگو کنند؛ در غیر این صورت، ناچاریم بحث را به سمت مدیریت جلسه سوق دهیم.

 ممنونم که به صحبت‌های من توجه کردید.

 

تایپ و ویرایش: مسافر علی لژیون ششم

عکس و بارگذاری: مسافر کوشیار لژیون نهم

 

وبلاگ نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .