English Version
This Site Is Available In English

شیشه، زندگی را به سمت نابودی سوق می‌دهد

شیشه، زندگی را به سمت نابودی سوق می‌دهد

دهمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر فرزاد، نگهبانی مسافر افشین و دبیری مسافر خسرو، با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» سه‌شنبه ۲۳ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، فرزاد هستم یک مسافر.

خدا را شاکر و سپاسگزارم که اجازه داد بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم و فرصت آموزش یافتن داشته باشم.

می‌خواهم به تصویر «اسکی‌باز» در کتاب ۶۰ درجه اشاره کنم. در این تصویر، «برف» نمادِ انجماد و رکود است؛ وضعیتی که گویایِ همان رکود و ایستاییِ درونی ما در دوران اعتیاد است. همان‌گونه که در متون آمده، «شمشیری که به حق بالا برود، قطعاً نتیجه خواهد داد». من معتقدم شیشه و انواعِ مواد مخدر، دقیقاً همان شمشیرهایی بودند که زندگی مرا به سمت نابودی سوق دادند.

اگر بخواهم از دیدگاه جهان‌بینی به این ماجرا نگاه کنم، باید بگویم نیروهای منفی برای فریب دادن و خارج کردن انسان از تعادل، بر دو رکنِ اساسی دست می‌گذارند: «قدرت» و «زمان». در داستان‌های الهی، وقتی اهریمن از فرمان سرپیچی می‌کند، از خداوند دو درخواست دارد: نخست اینکه قدرت‌اش را از او نگیرد، و دوم اینکه به او «زمان» بدهد تا بتواند عدم شایستگیِ انسان را به اثبات برساند. خداوند قدرتِ اهریمن را گرفت، اما به او زمان داد. بنابراین، اگر ما بتوانیم در مسیرِ درمان، «قدرت» و «زمان» را از چنگالِ نیروهای منفی بازپس بگیریم، آن‌ها را کاملاً خلع‌سلاح کرده‌ایم.

اما این نیروها قدرت خود را از کجا می‌گیرند؟ آن‌ها به سراغِ حیوانات نمی‌روند، چون به دنبالِ گوهرِ وجودیِ انسان هستند؛ یعنی همان «اختیار» که تنها میراثِ مشترکِ خداوند و انسان است. اهریمن تنها زمانی می‌تواند بر اختیارِ ما مسلط شود که ما از تعادل خارج شده باشیم؛ یعنی دقیقاً زمانی که در چنگالِ خشم، ناامیدی و ترس گرفتار می‌شویم. و مهم‌ترین ابزار برای این خروج از تعادل، مواد مخدر است؛ در واقع، هر آنچه انسان را از حالتِ طبیعی و متوازن خارج کند، در واقع یک مخدر است.

در مورد ماهیتِ لذت، باید بگویم که لذت یک حسِ طبیعی است که با انتقالِ انرژی همراه است؛ اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که انسان به لذت‌های طبیعی و راندمانِ درستِ زندگی قانع نیست و به سمتِ لذت‌های کاذبِ مخدر می‌رود.

شیشه، یکی از مخرب‌ترینِ این مواد است که در اصل برای افزایشِ راندمانِ سربازان در جنگ جهانی دوم ابداع شد. در ابتدا، شیشه راندمانِ فرد را بالا می‌برد، اما این تنها یک فریبِ ابتدایی است. بدنِ انسان یک استانداردِ مشخص برای ترشحِ دوپامین دارد؛ اما مصرف آمفتامین باعث می‌شود که سهمیه دوپامینِ یک ماهِ بدن، تنها در ۴۸ ساعت سوزانده شود! فرد در مدتِ مصرف، دچار سرخوشی و انرژی کاذبی می‌شود، اما برخلافِ مخدری مثل تریاک، شیشه با همان اولین مصرف، فرد را با یک خماریِ بسیار شدید روبه‌رو می‌کند. فرد برای رهایی از این خماری، دوباره به مصرف روی می‌آورد و این چرخه ادامه می‌یابد. عواقبِ آن هم بسیار دردناک است: از لاغری مفرط و از دست دادن مواد مغذی گرفته تا فراگیریِ عفونت‌ها، شروعِ توهمات و اختلال کل سیستم مغزی.

در کتاب ۶۰ درجه آمده است که مرگ زمانی رخ می‌دهد که سه بُعدِ زمان، مکان و فضا از بین بروند؛ و شیشه دقیقاً با تغییر دادنِ مدارِ ذهن، همین کار را با انسان می‌کند. او را از سطحِ انسانی به سطوحِ انرژی‌های مادون و شیطانی می‌کشاند. اما با تمام این تخریب‌ها، من باید بگویم که همین تجربه تلخ و مخربِ شیشه بود که مسیرِ من را به سمتِ کنگره باز کرد و باعث شد وارد پروسه درمان شوم. من به این موضوع اطمینان دارم که هر کس راهِ کنگره را با صداقت دنبال کند، قطعاً در بازسازیِ زندگی‌اش موفق خواهد شد.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر محمد لژیون ۷

عکاس: مسافر محمد لژیون ۵

تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶

ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید

نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .