جلسه دوم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی رفسنجان با استادی، مسافر عبدالرضا و نگهبانی،مسافر محمد علی و دبیری،مسافر اصغر با دستور جلسه ««تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» سهشنبه 1405/04/23 ساعت 17 آغاز به فعالیت نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدارا شکر میکنم که توفیق داد استاد جلسه شوم تشکر میکنم از آقای مهندس و راهنمای عزیزم آقا محسن و مرزبانها، ایجنت و دیگر راهنمایان و آقا محمد که فرصت خدمت را به من دادند. دستور جلسه در مورد شیشه و تخریب های آن، دوست دارم فیالبداهه تجربیاتی که دارم را بازگو کنم، به قول استاد امین میگویند آن سوغاتیهایی که از تاریکیها هستند آن سوغاتیها چه هستند؟ میخواهم از آنها تعریف کنم. پرونده شیشه میخورد به جنگ جهانی دوم به زمان هیتلر که سربازان بخاطر اینکه شب بیدار بمانند مصرف میکردند همان دهه ۸۰ که آقای مهندس گفتند سونامی شیشه در راه است من یادم است که سال ۸۷ اولین باری که یک سوت شیشه مصرف کردم پایبندش شدم حالا اینکه میگویم پایبند شدهام نه مدام مصرف کنم یعنی اون زمان شیشههایی آمده بود که من یک سوت میکشیدم شاید در هفته ۴ یا ۵ روز بیدار بودم دو بار بیشتر مصرف نمیکردم ولی اثراتش را کلا داشتهام و علائمی را که داشتم زمانی که من مصرف میکردم کلا دهنم خشک بود اصلا هیچ غذایی از گلوم پایین نمیرفت هر چی هم فک میزدم و میجویدم غذا پایین نمیرفت فقط آبکی یا آب میتوانستم بخورم و حالا شاید بعضیها بدانند که فازش مثل مواد سنتی بنگ یا سیگاری خودمان بود. شنیدهاید که میگویند فاز چت گرفته است من این فندکهای اتمی را ،۲۴ ساعت فندک درست میکردم در آخر درست نمیشدند بماند که خرابشان هم میکردم جالب اینجاست وقتی مصرف میکردی هیچ غذایی هم نمیخوردی طبیعتاً قندت میافتاد و دستانتان شروع میکردند به لرزیدن اوایلی میفهمیدم که چشمانم دارند یکی رو دو تا میبیند چهار تا میبینند این علایم را بهش میگفتند توهم، ولی من وارد آن توهمات نشدهام که بخوام برایتان مثال بزنم دلیلش هم این بود که توهم نمیزدم هر دو سه روزی رویش تریاک میکشیدم آن زمانی که من نمیدانستم کنگره چیه اپیوم چیست ولی مصرف تریاک مسکنی بود که مرا آرام میکرد که هر دوسه روز میتوانستم با استفاده از آن یک مقدار بخوابم و علائم شیشه را برای من بپوشاند و دوپامینی که در مغز من بود را خنثی کنم دوپامین در مغز که اثر تخریبی بالایی دارد یادم است میگفتند شیشه دودش نباید قورت داد، شیشه مرفین ندارد، از خانواده مرفین نیست خماری ندارد و خماری آن دو سه روز خوابه، که من فریب همینها را خوردم میگفتند لاغر میکند یا خوش تیپ میکند از این صحبتها زیاد بود، آگاهی نبود علم نبود و مصرف کردیم و آن دوپامینی که در مغز میگویند ۱۱ درصد افزایش میدهد آن انرژی کاذب، البته آن انرژی کاذب نبود در اصل انرژی ذخیره شده بدن من بود من که در اوج جوانی بودم زمان خدمت سربازی بودم دقیقا یادم است ۱۸-۱۹ سال داشتم انرژیم را بیرون میکشید و من آن را متوجه نمیشدم میگفتم این مواد چه انرژی بالایی دارد نمیدانستم که این انرژی ذخیره شده بدن است من همیشه دوست داشتم حالم از آن که هست بهتر باشد، همیشه یک پله بالاتر باشم یا فازم بالاتر باشد دوستانی که شیشه و هرویین مصرف میکردند دقیقاً متوجه می شوند منظور از فاز به فاز یعنی چه دوست داشتم فاز به فاز شوم برای همین بود که انواع و اقسام مواد را امتحان میکردم از موادی به مواد دیگر میرفتم اولی را مصرف میکردم دومی را به خاطر اینکه فاز اولی بیرون رود مصرف میکردم و همینطور تا آخر به قول استاد امین که میفرمایند: این حرکت کبر است و این کفش فقط مال خداوند است، بقیه صفات را میتوانید داشته باشید ولی این صفت را نمیتوانید داشته باشید یعنی از آن چیزی که هستید بخواهید بالاتر باشید در پلههای تیپر هم داریم در کتاب ۶۰ درجه هم داریم مثلاً میگوید روی ۴ گرم حالت خوب است حالا یک مقدار از دارویت را ببخش و پایینتر بیا یک پله پایینتر بیا اگر ببخشی حالت خوب میشود ولی از اینجا از اینکه هستی بخواهی بالاتر باشید به قول آقای نقدی میشود سقوط بی زمان،گریه بی امان، این همان کبر است که همیشه به یاد من میماند چون انسان همیشه گذشتهاش را فراموش میکند یادم است به خاطر صحبت بابایم خوابیدم برای ترک ، اولش که خواب هستید چیزی متوجه نمیشوید ولی وقتی که بیدار میشوی تب و لرز کمردرد تمام بدنت درد میکند از بس که میخوابی نزدیک است زخم بستر بگیری من با تریاک بافوری و جایگزین کردن آن جای شیشه خودم را نگه داشتم تا سال ۹۷ ،سه وعده تریاک میکشیدم تا اینکه به کنگره۶۰ آمدم و از تخریبهای آن اگر بخواهم بگویم دو تا تخریب خیلی بزرگ روی من داشت یکی تخریب دریچه پروستات است اینکه اسپرم همراه با ادرار دفع میشود من خودم این را نمیدانستم تا زمانی که ازدواج کردم وقتی که متوجه شدم بچهدار نمیشوم سال ۹۲ ازدواج کردم سال ۹۹ آبان وقتی به کنگره ۶۰ آمدم خداوند یک دختر به من داد من ۹۷ درمان شدم سال 99 خداوند به من فرزندی عنایت کرد و دیگر اینکه تخریب روی کبد است که روی کتفهایمجوشهای درشت چرکی میزد این بیماری نیز به خاطر اسید بالای شیشه بود در زمان مصرف انسان دست به کارهایی میزند که حتی با گذشت سالها وقتی که یادش میآید باز هم حال و احساسش خراب میشود ولی خدا را شکر در کنگره۶۰ با روش Dst خیلی راحت میتوان هروئین و شیشه را درمان کرد و این نشان دهنده درست بودن این متد میباشد حتی موادی که از خانواده مرفین نیستند که خیلی راحت میتوان آنها را درمان کرد این روش انسان را به تعادل میرساند حتی بهتر از زمان قبل از مصرف خداوند را سپاس که خوب تله میاندازد و خوب که به تله افتادی با ترفندهایی که خود نمیدانی خودش تو را بیرون میآورد حال داستان من و خیلی از دوستان همین است که از دام، چاه،بدبختی ها و تاریکیها بیرون آمدیم ممنون که به صحبتهای من گوش کردید

عکس: راهنما مسافر محمد
ویرایش و بارگذاری: مسافر محسن
نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
65