سلام دوستان محمد رضا هستم همسفر؛
امیدوارم حالتان خوب باشد. امروز که داشتم، تصاویر را مطالعه می کردم. مطالب بسیار مفید بودند. و من در حال حاضر با همین مسائل، با تمام وجودم درگیر هستم
سؤالی برایم پیش آمد؛ مهندس دژاکام میفرمایند: «من برای همه صحبت میکنم و هر کسی بخشی از صحبتهای من را بر اساس نیاز و سطح خودش درک میکند.» برای مثال، [این که میگویند:] «تنها کسی که میتواند به شما روحیه بدهد و کمک کند، خودِ شما هستید» یا وقتی مهندس میفرمودند که «با هورمون کورتیزول، بقیه هورمونها را از کار میاندازم». اما من بر اساس تجربههای شخصی خودم متوجه شدم برای به عمل در آمدنِ صحبتهای مهندس، باید از موانع شخصی که کاملاً منحصر به فرد هستند، عبور کنم. این صحبتها در مواقع مختلف برای من تکرار شده بود، اما حسّم این دفعه با دفعات قبلی فرق داشت؛ بخشی از وجودم را لمس کرد.

بعد از خواندن این سیدی، دارم به این فکر میکنم که چه بخشی از وجودم مقاومت میکند و کدام بخش از وجودم به این صحبتها جاذبه نشان میدهد. البته به روح، جن و نفسِ واحده اعتقاد دارم؛ اما «روح» و «جن» دو اسم خیلی کلی برای یک سایه هستند. میخواهم به قول مهندس در این سیدی، عملکرد اینها و اجزایشان را بفهمم؛ یا به بیان دیگر، فهمم از آنها بیشتر شود و آنها را بشناسم. میخواهم بفهمم این صدای توی سرم که از من انتقاد میکند چیست؟ و سؤالهای دیگر.»
این تاملات نشاندهنده یک «خودآگاهی» عمیق است که دقیقاً همان هدفی است که در متون و جهانبینی کنگره ۶۰ دنبال میشود. شناساییِ بخشهای وجودی (نفس و اجزای آن) و تشخیص منشأ آن صدای منتقد درونی، گام بسیار بزرگی در مسیر شناخت خویشتن است. امیدوارم در جستوجو برای پاسخ به این سؤالها موفق باشم.
از اینکه به صحبت های من گوش دادید از شما سپاسگزارم
تایپ، ویراستاری و بارگذاری: خدمتگزاران سایت همسفران آقا، شعبه پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
52