به نام قدرت مطلق الله
در باب دستور جلسه «قضاوت و جهالت» به ما یادآوری میکند جهالت فقط ندانستن نیست؛ بلکه نخواستن دانستن، نیز نوعی جهالت است. زمانی که بدون تحقیق درباره افراد یا مسائل قضاوت میکنیم، در حقیقت از روی جهالت عمل کردهایم. در کنگره میآموزیم که هر انسانی، شرایط گذشته و سفر مخصوص به خود را دارد و ما از درون انسانها بیخبریم؛ بنابراین حق نداریم تنها با دیدن ظاهر یا شنیدن حرف دیگران درباره آنها حکم صادر کنیم. قضاوت نادرست باعث ایجاد کینه، سوءتفاهم و فاصله بین انسانها میشود و آرامش را از ما میگیرد.در باب دستور جلسه «قضاوت و جهالت» مسافر وحید گفتوگویی با راهنما مسافر محسن ترتیب داده است که در ادامه مطالعه میکنید:
۱- لطفاً خودتان را به رسم کنگره ۶۰ معرفی نمایید.
سلام دوستان، محسن هستم، مسافر تخریب انواع مواد و آخرین آنتیایکس هروئین و شیشه. مدت ۱۲ ماه به راهنمایی آقا جهانگیر، به روش DST سفر کردم و اکنون ۸ سال و ۲۵ روز است که آزاد و رها هستم. ورزش من در کنگره ۶۰ تنیس و ورزش باستانی است.

۲- چگونه قضاوت کردن دیگران باعث میشود که انسان از تزکیه و پالایش خود باز بماند؟
زمانی که درگیر قضاوت دیگران میشوم، انگار دوربینی که باید روی خودم باشد تا مشکلات، ایرادات و گرههای درونیام را ببیند، روی دیگران تنظیم میشود. در نتیجه، وقت، انرژی، تفکر و تمرکزی که باید صرف ساختن خودم و تزکیه و پالایش وجودم شود، صرف قضاوت دیگران میگردد.
نکته مهم این است که وقتی درگیر قضاوت دیگران میشوم، انگار سیستم الهی اجازه نمیدهد ایرادات خودم را ببینم و پردهای مانند حجاب روی ضدارزشها و ضعفهای من قرار میگیرد. وقتی این اتفاق میافتد، دیگر نمیتوانم در مسیر تزکیه و پالایش حرکت کنم.
۳- چرا در وادیها و آموزشهای کنگره ۶۰، قضاوت کردن را نوعی انرژیخواری یا هدر دادن انرژی حیاتی میدانند؟
پاسخ این سؤال تا حد زیادی شبیه سؤال قبل است. در آموزشهای کنگره ۶۰ گفته میشود که قضاوت کردن نوعی هدر رفتن انرژی است، زیرا میخواهد به من یادآوری کند که وقتی مشغول قضاوت دیگران هستم و مدام برای آنها حکم صادر میکنم، تمام تمرکز من روی دیگران قرار میگیرد. هر نوع تمرکز، انرژی نیاز دارد و این انرژی از وجود خود قضاوتکننده گرفته میشود. بنابراین، به جای آنکه این انرژی صرف رشد، آموزش و ساختن خودم شود، در مسیری بیثمر هدر میرود.
۴- زمانی که متوجه میشوید در حال قضاوت دیگران هستید، اولین نشانههای درونی، احساسی یا ذهنی این اتفاق چیست؟
اینکه انسان چه زمانی متوجه شود در حال قضاوت کردن است، به مراتب نفس او بستگی دارد. اگر در مسیر درست باشم و مشغول ساختن خودم باشم، وقتی کسی را قضاوت میکنم، قطعاً حال بدی پیدا میکنم. بعد از قضاوت، احساس ناراحتی و حتی عذاب وجدان زیادی در وجودم ایجاد میشود.
اما اگر نفس من هنوز در مرحله نفس اماره باشد، ممکن است قضاوت کردن حتی برایم لذتبخش باشد و هیچ احساس بدی هم در من به وجود نیاورد. بنابراین، این احساس میتواند تا حدی نشاندهنده جایگاه و وضعیت نفس انسان باشد.
۵- آیا میتوان گفت قضاوت کردن دیگران بازتابی از تاریکیهای درونی خود ماست؟
قطعاً میتوان گفت که قضاوت، بازتابی از تاریکیهای درونی ماست. به همین دلیل است که آقای مهندس دژاکام به شدت از قضاوت و غیبت نهی میکنند و همواره در آموزشها به ما یاد دادهاند که اینها از بدترین ضدارزشها هستند و حتی در حرمتهای کنگره نیز به آنها اشاره شده است.
زمانی که تاریکیهای درون خودم را میشناسم، روی آنها کار میکنم و آنها را تا حد قابل قبولی به نور تبدیل میکنم، اگر همان تاریکی را در فرد دیگری ببینم، متوجه میشوم که او نیز در حال طی کردن مسیر تکامل خود است و باید طبق قانون اضداد، تاریکیها را تجربه کند تا به روشنایی برسد.
در چنین شرایطی دیگر وارد مرحله قضاوت نمیشوم، بلکه فقط برای او دعا میکنم. همانگونه که اعضای کنگره ۶۰ اعتیاد را به عنوان یک تاریکی پشت سر گذاشتهاند یا در حال گذراندن آن هستند، وقتی یک مصرفکننده را میبینند او را قضاوت نمیکنند، بلکه با تمام وجود تلاش میکنند به او کمک کنند.
۶- چگونه جهالت باعث میشود که ما از جزئیات زندگی دیگران بیخبر باشیم اما همچنان بر اساس فرضیات خود آنها را قضاوت کنیم؟
پاسخ این سؤال تا حد زیادی در خود سؤال نهفته است. فردی که در جهالت و نادانی قرار دارد، وسعت دید محدودی دارد؛ فقط ظاهر مسائل را میبیند و بر اساس همان ظاهر، خیلی سریع حکم صادر میکند. برای مثال، ممکن است فردی از بیماری، اعتیاد یا مشکل دیگری رنج ببرد و من به راحتی بگویم: «این حقش است، چون آدم مغروری بوده است.»
در حالی که از کجا میدانم شاید همان شخص متوجه غرور خود شده، از خداوند درخواست کمک کرده و اکنون شرایطی برای درمان آن ضدارزش در زندگیاش فراهم شده است. ما انسانها نه از نیتها، خواستههای درونی و صور پنهان یکدیگر اطلاع داریم و نه از حکمت اتفاقاتی که برای دیگران رخ میدهد. اما با همین اطلاعات اندک، شروع به قضاوت میکنیم و حکم میدهیم.
نکته بسیار مهمی که در این سالها از آموزشهای کنگره آموختهام این است که هرگاه فردی را به خاطر تاریکیها یا صفاتش قضاوت کردهام، مدتی بعد شرایطی برای خودم پیش آمده که همان موضوع را تجربه کردهام و فهمیدهام قضاوتم بیجا بوده است.
انگار هستی کفش آن فرد را به پای من میکند تا دلیل نادانی و قضاوت نادرستم را به من بیاموزد.از آقای مهندس دژاکام بسیار سپاسگزارم که در تمام زمینههای زندگی آموزشهای ارزشمندی در اختیار ما قرار دادهاند تا هم حال بهتری داشته باشیم و هم به جای تلاش برای تغییر دیگران، بیشتر به ساختن خودمان بپردازیم.
تهیه گزارش: مسافر وحید ل15
تایپ: مسافر داوود ل11
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل۱۴
از طرف خدمتگزاران سایت مسافران نمایندگی سهروردی اصفهان تقدیم نگاه زیبایتان
(9)(2)(2)(1)(2)(2)(1)(4).jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
174