English Version
This Site Is Available In English

خشم و قضاوت هر دو زاییده ناآگاهی

 خشم و قضاوت هر دو زاییده ناآگاهی

جلسه یازدهم از دوره سی و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان، با استادی راهنما مسافر سعید، نگهبانی مسافر شهرام و دبیری مسافر حمید با دستور جلسۀ  «قضاوت و جهالت» پنجشنبه 18تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سعید هستم یک مسافر. ابتدا از آقا شهرام و ایجنت محترم تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم. در مورد دستور جلسه امروز، «قضاوت و جهالت»، همان‌طور که در همه دستورجلسه‌ها عرض می‌کنم، بهترین منابع برای یادگیری در کنگره، منابعی هستند که در اختیار خودمان قرار دارد؛ یعنی متون کنگره و سی‌دی‌های مهندس دژاکام و آقای امین.
این منابع بسیار بهتر از بنده حقیر می‌توانند مطالب را باز کنند و آموزش دهند. هر آنچه امروز عرض می‌کنم، چیزهایی است که در کنگره یاد گرفته‌ام و خدا را شکر می‌کنم که در این مسیر قرار گرفتم تا بتوانم این مفاهیم را درک کنم. در مورد قضاوت و جهالت، موضوعی که به ذهن من می‌رسد این است که قانونی وجود دارد که بر اساس آن، نیازهای من باید توسط دیگران برطرف شود. این یعنی چه؟
یعنی انسان ذاتاً موجودی اجتماعی آفریده شده است و برای رسیدن به آرامش، حال خوب و کیفیت بهتر زندگی، نیاز دارد در کنار دیگر انسان‌ها زندگی مسالمت‌آمیزی داشته باشد. اما در این مسیر موانعی وجود دارد. آقای امین مثال زیبایی می‌زنند و می‌فرمایند در زمینی که قرار است شخم زده شود، سنگ‌هایی وجود دارد که باید از دل خاک بیرون آورده شوند.
این سنگ‌ها همان موانعی هستند که اجازه رشد نمی‌دهند؛ موانعی مانند حسادت، کینه، قضاوت و بسیاری از صفات منفی دیگر. این‌ها موانع محبت هستند و اجازه نمی‌دهند آن حال خوبی را که باید در کنار دیگران تجربه کنیم، به دست آوریم. یکی از مهم‌ترین این موانع، قضاوت است.
قضاوت کردن درباره دیگران باعث می‌شود احساس محبت و پیوندی که بین ما و دیگران وجود دارد، از بین برود. همان بند محبتی که در کنگره همیشه درباره آن صحبت می‌شود و هدف ما رسیدن به آن است، با قضاوت آسیب می‌بیند. آقای امین در یکی از سی‌دی‌ها می‌فرمایند قضاوت مانند موشکی است که پرتاب می‌شود.
ممکن است یک موشک به هدف نخورد، اما موشک قضاوت هیچ‌وقت خطا نمی‌کند. شخصی که درباره او قضاوت می‌کنیم، به‌راحتی این حس را دریافت می‌کند؛ حالش خراب می‌شود، ناراحت می‌شود و ارتباطی که باید بین ما شکل بگیرد، آسیب می‌بیند.
بنابراین اگر می‌خواهم ارتباط سالم و مؤثری با دیگران داشته باشم، باید به‌تدریج قضاوت کردن را از خودم دور کنم. البته این کار یک‌شبه انجام نمی‌شود؛ همان‌طور که در روش DST درمان به‌تدریج اتفاق می‌افتد، اصلاح این صفت هم نیازمند زمان و آموزش است.
به نظر من، شروع این مسیر از ترک غیبت است. اگر بتوانیم غیبت را کنار بگذاریم، قدم بزرگی در کاهش قضاوت برداشته‌ایم. گاهی ما و دوستانمان به جای اینکه درباره افراد غیبت یا قضاوت کنیم، شروع می‌کنیم به بررسی شرایط زندگی و آسیب‌های دوران کودکی آن‌ها. اما اگر این تحلیل‌ها هم باعث از بین رفتن حس خوب و محبت در ما شود، باز هم از هدف اصلی فاصله گرفته‌ایم.
نکته دیگری که آقای امین در سی‌دی «قضاوت» به آن اشاره می‌کنند، این است که اگر صفت ناپسندی را در دیگری می‌بینم و از آن ناراحت می‌شوم، به احتمال زیاد ریشه آن صفت در وجود خود من هم هست؛ شاید رشد کرده باشد و شاید هنوز به صورت یک هسته در وجودم باقی مانده باشد، اما به هر حال وجود دارد.
یعنی اگر من مدام دیگران را به دروغ‌گویی، حسادت یا هر صفت دیگری متهم می‌کنم، باید بدانم که زمینه آن صفت در وجود خودم نیز هست. شاید هنوز فرصت رشد پیدا نکرده باشد، اما اگر مراقب نباشم، ممکن است روزی خودش را نشان دهد. به همین دلیل است که می‌گویند: «هر کس از هر چیزی بدش بیاید، ممکن است روزی خودش گرفتار همان شود.»
در واقع فاصله‌ای بین وجود آن هسته در درون انسان و آشکار شدن آن در رفتار وجود دارد و اگر آگاه نباشیم، ممکن است خودمان نیز همان رفتاری را انجام دهیم که امروز دیگران را به خاطرش قضاوت می‌کنیم. به نظر من، خشم و قضاوت هر دو زاییده ناآگاهی یا همان جهالت هستند. هرچه آگاهی انسان بیشتر شود، کمتر دیگران را قضاوت می‌کند.
برای روشن‌تر شدن این موضوع، داستانی را تعریف می‌کنم. پدری به همراه چند فرزند قد و نیم‌قد سوار اتوبوس می‌شود. بچه‌ها شروع به شیطنت می‌کنند؛ یکی روزنامه مسافری را پاره می‌کند، یکی روی صندلی‌ها بالا می‌رود، یکی فریاد می‌زند و هر کدام به شکلی آرامش اتوبوس را به هم می‌زنند.
کم‌کم مسافران ناراحت می‌شوند و به پدر اعتراض می‌کنند که: «چرا بچه‌هایت را تربیت نکرده‌ای؟» پدر با ناراحتی بلند می‌شود و می‌گوید: «از همه شما عذرخواهی می‌کنم. امروز صبح همسرم از دنیا رفته است. این بچه‌ها مادرشان را از دست داده‌اند و من نه توان روحی دارم و نه دلش را که به آن‌ها چیزی بگویم.به محض اینکه این جمله را می‌گوید، فضای اتوبوس کاملاً تغییر می‌کند.
همان افرادی که چند لحظه قبل معترض بودند، بچه‌ها را در آغوش می‌گیرند، نوازششان می‌کنند و به آن‌ها شکلات می‌دهند. چرا؟ چون آگاهی آن‌ها نسبت به موضوع کامل شد. این داستان به من یاد می‌دهد که وقتی می‌خواهم درباره کسی قضاوت کنم یا به او برچسب بزنم، باید لحظه‌ای مکث کنم و با خودم بگویم: شاید او در شرایط سختی قرار دارد، شاید اتفاقی در زندگی‌اش افتاده که من از آن خبر ندارم. من فقط یک صحنه از زندگی او را دیده‌ام، نه تمام حقیقت را.
بنابراین باید «فعل» را قضاوت کرد، نه «فاعل» را. نباید بگوییم: «این بچه، بچه‌ی بدی است.» بلکه باید بگوییم: «کاری که انجام داده، کار بدی است.» اگر می‌بینم جایی به من دروغ گفته می‌شود و می‌دانم که آن حرف دروغ است، باید بگویم:  دروغ‌گویی کار بدی است»، نه اینکه بگویم: «آن شخص، آدم دروغ‌گویی است.»
زیرا در این صورت، وارد جایگاه قضاوت افراد می‌شوم و این نوع قضاوت‌ها در نهایت به سمت خودم نیز بازمی‌گردد. این یکی از قوانین مهمی است که باید به آن باور داشته باشیم. نکته‌ی مهم دیگر درباره‌ی قضاوت این است که گاهی خودِ ما مورد قضاوت قرار می‌گیریم. منظور از قضاوت شدن چیست؟ یعنی من نقطه‌ضعفی دارم که دیگران آن را می‌بینند و درباره‌اش نظر می‌دهند. در چنین شرایطی، طبیعی است که ناراحت شوم؛ اما باید ببینم آیا آن نقطه‌ضعف واقعاً وجود دارد یا نه.
برای مثال، رهجویی را تصور کنید که در حال سیگار کشیدن است. راهنمای او می‌گوید: «برو سیگارت را درمان کن.» رهجو در پاسخ می‌گوید: «اول با کفش‌های من راه برو، بعد درباره‌ی من قضاوت کن.» این جمله را بارها شنیده‌ایم و گاهی بدون فکر از آن استفاده می‌کنیم؛ اما واقعیت این است که این جمله همیشه کاربرد ندارد.
یاد لطیفه‌ای افتادم که می‌گفت: پسری در حال سیگار کشیدن بود. پدرش آمد و گفت: «چرا سیگار می‌کشی؟» پسر جواب داد: «شما با کفش‌های من راه نرفته‌اید که بدانید چرا سیگار می‌کشم.» پدر کفش‌های او را پوشید، چند قدمی راه رفت، برگشت و همان‌طور که کفش‌ها را به پا داشت، محکم به سرش زد و گفت: «حالا راه رفتم، باز هم نباید سیگار بکشی!» البته این فقط یک لطیفه است، اما می‌خواهد بگوید که نمی‌توان از این جمله در هر موقعیتی استفاده کرد.
اگر من نقطه‌ضعفی دارم، بهتر است به جای توجیه کردن آن، برای برطرف کردنش تلاش کنم. وقتی آن ضعف را اصلاح کردم، دیگر از قضاوت دیگران هم نخواهم ترسید. موضوع دیگری که درباره‌ی قضاوت وجود دارد، این است که قضاوت معمولاً باعث مقایسه می‌شود؛ مسئله‌ای که امروزه، به‌ویژه با گسترش شبکه‌های اجتماعی، بسیار رایج شده است.
چگونه؟ من وارد شبکه‌های اجتماعی می‌شوم، عکس یا فیلمی یک‌دقیقه‌ای از زندگی یک نفر می‌بینم و همان تصویر کوتاه را با تمام واقعیت زندگی خودم مقایسه می‌کنم. نتیجه چیست؟ شروع می‌کنم به سرزنش کردن خودم. می‌گویم: «من مادر بدی هستم»، «من پدر بدی هستم»، «نتوانسته‌ام این رفاه را برای خانواده‌ام فراهم کنم»، یا «همسر من مثل همسر او نیست.» در حالی که آنچه دیده‌ام فقط یک بخش کوچک و انتخاب‌شده از زندگی آن فرد است، نه تمام واقعیت آن.
این نوع مقایسه آسیب‌زننده است. هر انسانی در مسیر رشد و تکامل خودش قرار دارد و من هرگز نمی‌توانم با دیدن یک عکس، یک فیلم یا یک کلیپ کوتاه تشخیص دهم که او در چه جایگاهی قرار دارد یا خودم از او پایین‌تر یا بالاتر هستم. واقعیت زندگی انسان‌ها بسیار عمیق‌تر از چیزی است که در ظاهر دیده می‌شود.
نکته‌ی آخر این است که انسان همواره در حال تغییر است. ممکن است کسی امروز در جایگاه بسیار بالایی باشد و فردا سقوط کند، یا برعکس، امروز در شرایط نامطلوبی باشد و فردا به جایگاهی ارزشمند برسد. بنابراین، هیچ‌کس حق ندارد درباره‌ی سرنوشت یا شخصیت نهایی دیگران قضاوت کند.
در کلام خداوند نیز آمده است که اگر انسان توبه کند و به سوی نور و هدایت حرکت کند، خداوند گناهان او را به ثواب تبدیل می‌کند. وقتی چنین امکانی وجود دارد، چگونه می‌توان درباره‌ی کسی حکم قطعی صادر کرد؟ نمونه‌های تاریخی نیز این حقیقت را نشان می‌دهند. حُر در ابتدا فرمانده بخشی از سپاه یزید بود و راه را بر امام حسین بست و اجازه‌ی حرکت به ایشان نداد.
اما در روز عاشورا حقیقت را شناخت، توبه کرد و به سپاه امام حسین پیوست و در کنار ایشان به شهادت رسید. این نمونه نشان می‌دهد که انسان در هر لحظه می‌تواند تغییر کند. بنابراین، نمی‌توان کسی را صرفاً بر اساس گذشته‌اش قضاوت کرد و گفت چون در کودکی یا در بخشی از زندگی‌اش کارهای نادرستی انجام داده، پس انسان خوب یا بدی است. آنچه اهمیت دارد، مسیر رشد، تغییر و انتخاب‌های امروز هر انسان است.

گزارش تصویری ورزش شنا در استخر ابشار:

دیتاشو: مسافر مهدی ل۱
ضبط صدا: مسافر رضا ل۵، مسافر فرزاد ل۲
تایپ: مسافر وحید ل۱۵، مسافر داوود ل۱۱مسافر بهنام ل۱
تنظیم و ارسال: مسافر جواد (نگهبان سایت)

از طرف خدمتگزاران سایت مسافران نمایندگی سهروردی اصفهان تقدیم نگاه زیبایتان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .