English Version
This Site Is Available In English

در هرلحظه، حتی در افکارمان، در حال دیده شدن هستیم.

در هرلحظه، حتی در افکارمان، در حال دیده شدن هستیم.

جلسه هشتم از دور نهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی الوند با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "قضاوت و جهالت "  روز پنجشنبه ۱8 تیر ۱۴۰۵  رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

 

سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که امروز هم این توفیق را داشتم در این جلسه حضورداشته باشم و از آموزش‌های کنگره بهره‌مند شوم. از نگهبان و دبیر جلسه هم تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قراردادند تا در این جایگاه خدمت کنم.

دستورجلسه این هفته «قضاوت و جهالت» است.در ابتدای سی‌دی «قضاوت»، آقای مهندس یک نظرسنجی مطرح می‌کنند و از مسافران و همسفران می‌پرسند که برای قضاوت درباره یک نفر، مثلاً یک بازیگر یا یک شغل، چه اطلاعاتی لازم است. حدود ۳۵ مورد عنوان مطرح می‌شود. منظور این است که برای قضاوت درباره یک انسان، اطلاعات بسیار زیادی لازم است و اصولاً انسان برای قضاوت درباره دیگران آفریده نشده است؛ بلکه باید خودش را قضاوت کند.ما باید هرلحظه خودمان را مورد ارزیابی قرار دهیم. مثلاً شب تصمیم می‌گیریم صبح به استخر برویم، اما صبح که ساعت زنگ می‌زند، یک نیرو می‌گوید: «ولش کن، نیم ساعت بیشتر بخواب.» نیروی دیگری می‌گوید: «بلند شو و به برنامه‌ات عمل کن.» این قضاوت و انتخاب، هرلحظه در زندگی ما وجود دارد.

وظیفه من این است که دوربین را سمت خودم برگردانم؛ ببینم درگذشته چه‌کارهایی انجام داده‌ام، نتیجه آن‌ها چه بوده و امروز باید چه‌کاری انجام دهم تا همان اشتباه را دوباره تکرار نکنم. اشتباه کردن ایرادی ندارد، اما تکرار یک اشتباه یعنی از آن درس نگرفته‌ایم.آقای دژاکام در همین سی‌دی می‌فرمایند که بسیاری از قضاوت‌ها فقط برای رسیدن به یک حس است. تحقیق می‌کنیم، تجسس می‌کنیم، فضولی می‌کنیم و درنهایت می‌گوییم: «دیدی چه آدمی بود؟» و احساس می‌کنیم چیز مهمی کشف کرده‌ایم؛ اما اگر دیگران همین کار را با ما انجام دهند، اصلاً آن را نمی‌پسندیم.

من همیشه در لژیون یک مثال می‌زنم. وقتی وارد فروشگاهی می‌شویم روی در آن نوشته‌شده «این مکان مجهز به دوربین مداربسته است»، کمتر کسی جرئت می‌کند کار خلافی انجام دهد، چون می‌داند دیده می‌شود؛ اما من معتقدم جهان هم مجهز به دوربین مداربسته است. ما در هرلحظه، حتی در خلوت و حتی در افکارمان، در حال دیده شدن هستیم. هر حرفی که پشت سر دیگران می‌زنیم و هر فکری که در ذهنمان می‌گذرد، ثبت می‌شود و نتیجه آن به زندگی خودمان برمی‌گردد.

خدا را شکر می‌کنم که از وقتی به این موضوع بیشتر توجه کرده‌ام، دیگر پشت سر کسی صحبت نمی‌کنم، دنبال اخبار و حاشیه‌های دیگران نیستم و سعی می‌کنم سرم به کار خودم باشد.یک خاطره هم از استاد عزیزم، آقا عطا، بگویم. ایشان تعریف می‌کردند که زمانی در نشریات خدمت می‌کردند. یک نفر آمد و گفت: «پشت سرتان چنین حرفی زده‌اند.» ایشان فقط تشکر کردند و موضوع تمام شد. دو ماه بعد همان شخص گفت: «تعجب می‌کنم، در این دو ماه حتی نپرسیدید چه کسی آن حرف را زده است.» آقا عطا گفتند: همان لحظه که گفتی، موضوع را فراموش کردم و آرامشم را به خاطرش از دست ندادم. اگر دنبال اسم طرف می‌رفتم، ذهنم درگیر می‌شداین همان آموزشی است که آقا کوروش هم به آن اشاره می‌کنند؛ اینکه گاهی پنجاه‌درصد کار، نشنیدن است. بعضی حرف‌ها را نباید شنید و بعضی چیزها را نباید دید تا انسان آرامش بیشتری داشته باشد.

اما بخش دوم دستور جلسه، «جهالت» است. جهالت یعنی نادانی و نبود دانایی. اگر انسان واقعاً بداند هر کاری چه پیامدی در زندگی‌اش دارد، هیچ‌وقت غیبت نمی‌کند، حق کسی را ضایع نمی‌کند و دست‌به‌کار نادرست نمی‌زند.استاد امین خاطره‌ای تعریف می‌کردند که یک موتور با پیرمردی تصادف کرد و فرار کرد. اگر همان لحظه می‌ایستاد، پیرمرد را بلند می‌کرد و مسئولیت کارش را می‌پذیرفت، شاید فقط جریمه یا مجازاتی برایش در نظر گرفته می‌شد و ماجرا تمام می‌شد؛ اما وقتی فرار می‌کند، دیگر نمی‌داند چه پیامدهایی در انتظار خودش و خانواده‌اش خواهد بود.در پایان امیدوارم همه ما با آموزش‌های کنگره، به دانایی بیشتری برسیم و آرامش و آسایش را وارد زندگی خودمان و اطرافیانمان کنیم.

مرزبان کشیک: مسافر ابراهیم 

مرزبان خبری: مسافر وحید

عکاس: مسافر مهدی

تایپ و تنظیم : مسافر آرش

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .