English Version
This Site Is Available In English

تنها قاضی خداوند است

تنها قاضی خداوند است

و تنها قاضی، خداوند است... چقدر ساده و بی‌رحمانه قضاوت می‌کنیم، آن هم پیش از آنکه حتی سایه‌ای از حقیقت را بر پوسته‌ی دیدمان ببینیم؛ نه با چشم‌های بینای دانایی، که با کورِ چشمِ جهل. قضاوت کردن چقدر ساده است، چقدر بی‌دردسر! کافی است چند کلمه شنیده شود، چند تصویر گذرا دیده شود و ناگهان آدمی خود را قاضیِ داستانی بداند که حتی یک فصل از کتابِ زندگیِ آن آدم را هم نخوانده است. می‌دانید، جهل همیشه با فریاد و هیاهو نمی‌آید، گاهی بسیار آرام و متین در گوشه‌ی ذهن می‌نشیند و چنان با اطمینان از دروغ‌هایش سخن می‌گوید که خیال می‌کنیم حقیقت، دقیقاً همان چیزی است که ما فهمیده‌ایم. اما حقیقت... حقیقت بسیار بزرگ‌تر و عمیق‌تر از برداشت‌های عجولانه و کوچکِ ماست. آدم‌ها هم فراتر از این نگاه‌های گذرا و جملات کوتاه، اعماقی دارند که در هیچ کلمه‌ای نمی‌گنجد.

چه زخم‌های سنگینی که از قضاوت‌های سطحی بر دل‌های بی‌گناه نشسته و چه فاصله‌های بی‌انتهایی که اگر تنها اندکی فهم و همدلی در کار بود، هرگز میان ما پدید نمی‌آمد. شاید دانایی، دقیقاً از همین نقطه آغاز شود؛ از همان لحظه‌ای که با فروتنی به خودمان بگوییم: «شاید من حقیقت را نمی‌دانم». یادمان باشد تا وقتی راه کسی را نرفته‌ایم، تا وقتی درد کسی را با تمام وجود نکشیده‌ایم و تا وقتی در پوسته‌ی زندگی او زیسته‌ایم، حق نداریم او را محکوم کنیم. همیشه بزرگانی گفته‌اند که نادان‌ها با قطعیتِ کاذب قضاوت می‌کنند، اما دانایان، در میانه‌ی تردید و شک، شکوهِ دانستن را می‌یابند؛ و این جهانِ ماست که زیر سایه‌ی قضاوت‌های کسانی که کمتر می‌فهمند، شکل می‌گیرد و مدیریت می‌شود. من حق ندارم درباره کسی حکم صادر کنم که تمامِ تاریکی‌ها و روشنایی‌های عمرش را ندیده‌ام.

من فقط قطعه‌ای کوچک از فیلمِ زندگی او را تماشا کرده‌ام. شاید او در آن لحظه، بهترین تصمیمِ ممکن را گرفته باشد، اما قضاوت کردن من، بدترین تصمیمی است که تا به حال گرفته‌ام. آرزو می‌کنم آن‌قدر سرگرمِ تربیتِ نفس و اصلاحِ کجی‌های خود باشم که دیگر زمانی برای تماشای لغزش‌های دیگران نداشته باشم؛ چرا که هر بار کسی را مورد قضاوت قرار می‌دهم، ناخواسته بذری از کینه، نفرت و حسادت را در قلبِ خودم می‌کارم که تنها روحم را می‌سوزاند و آرامشم را می‌کشد. خوشبختم که در این مسیرِ یادگیری و در جمعِ این کنگره، فرصت یافته‌ام تا بر روی این رفتارهای ضدارزشی و ضد‌اخلاق کار کنم، تا از سایه‌ی سنگین قضاوت‌ها رها شوم و به سوی نورِ فهم و پذیرش حرکت کنم.

نویسنده:همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون چهارم)رابط خبری
ویرایش و ارسال:همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .