English Version
This Site Is Available In English

مسیر حرکت از تاریکی به روشنایی

مسیر حرکت از تاریکی به روشنایی

زندگی، گاهی برای ما مثل یک مسیر پر از سنگلاخ و تیرهای پنهان است؛ جایی که کلمات دیگران، گاه سنگین‌تر از هر بار فیزیکی، بر دوش ما سنگینی می‌کنند. من، سال‌ها در سایه‌ سنگین «قضاوت‌های دیگران» زندگی کرده‌ام؛ قضاوت‌هایی که نه از روی حقیقت، که از سر جهالت و نادانی بود. سال‌ها پیش، در خانه‌ای که با پسرم (مسافرم) زندگی می‌کردم، سایه‌ سنگین سوءظن بر تمام دیوارها نشسته بود. هر اتفاقی و هر حادثه‌ای در ساختمان، به نام ما زده می‌شد. حتی وقتی پسرم در خانه نبود، یا وقتی درهایی باز می‌ماند، همه با نگاهی پر از قضاوت و پیش‌داوری، ما را مقصر می‌دانستند. از پدر و مادرم گرفته تا همسایگان، هیچ‌کس حقیقت را نمی‌خواست؛ آن‌ها فقط می‌خواستند بر اساس دانسته‌های ناقص و جهل خودشان، برای ما حکم صادر کنند.


اما امروز، با برکت ورود به مسیر کنگره و با شروع سفر پسرم، می‌بینم که آن تاریکی‌ها کم‌کم در حال رنگ باختن است و نگاه‌ها، از قضاوت به سمت درک و پذیرش تغییر کرده است. اما عمیق‌ترین زخم من، زخمی بود که کلمات نادان دیگران بر روح من نشاند. دوازده سال پیش، وقتی همسرم در اوج فعالیت و در محل کارش، بر اثر سکته قلبی از من جدا شد، من در میان دردهای تنهایی‌ام بودم. اما درد اصلی، زمانی رسید که در مراسم خاکسپاری، یکی از نزدیک‌ترین دوستانم با کلماتی که مثل خنجر بود شنیدم که به فامیل و عزیزانمان گفت: «او خودش همسرش را کشت!». آن کلمات، سال‌ها مرا در حصار عذاب و رنج نگه داشتند. سال‌ها با این حرف بی‌رحمانه جنگیدم.


اما امروز، وقتی در آغوش آموزش‌ها و در سایه‌ آگاهی کنگره قرار گرفته‌ام، نگاه من به آن حادثه و آن انسان تغییر کرده است. اکنون می‌فهمم که آن حرف‌ها، نه از روی حقیقت، که از سر جهل، منیت و عدم آگاهی بود. فهمیدم که جهالت، چقدر چشم انسان را بر واقعیت می‌بندد و چگونه باعث می‌شود آدم‌ها بدون هیچ دانشی، حکم مرگ و زندگی صادر کنند. امروز، من دیگر آن زن رنجور و درگیر گذشته نیستم. من امروز با قدرت آگاهی، توانسته‌ام آن کینه را رها کنم، آن زخم را ببخشم و خودم را از بند آن حرف‌ها آزاد کنم. می‌دانم که منیت، غرور و جهل، پیش‌زمینه‌ تمام قضاوت‌های اشتباه انسان‌ها است. در پایان، از صمیم قلب از خانواده‌ بزرگ کنگره۶۰ تشکر می‌کنم که این بستر نورانی را برای ما فراهم کردند تا بیاموزیم و از تاریکی به سوی روشنایی حرکت کنیم. از جناب مهندس سپاسگزارم و از خداوند می‌خواهم که برکت این خدمات را به زندگی‌شان بازگرداند و همیشه سلامت و تندرست باشند.

رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
نویسنده: همسفر نوشین رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
ویرایش و ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .