English Version
This Site Is Available In English

کلمه حرمت از حریم می آید

کلمه حرمت از حریم می آید

جلسه سوم از دور هفدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ شعبه دنا با استادی مسافر یونس، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه :《حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟》در روز پنجشنبه ۱۱ تیر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

سلام دوستان، یونس هستم یک مسافر
خداوند را سپاسگذارم که فرصت خدمت و آموزش در این جایگاه نصیبم شد. از نگهبان جلسه، دبیر، ایجنت و مرزبانان بابت این خدمت تشکر می‌کنم. دستور جلسه امروز: «حرمت کنگره ۶۰ و چرا رابطه مالی و کاری و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟» کنگره ۶۰ بنا به فرمایش آقای مهندس، مکانی امن و مقدس است؛ چرا که انسان‌ها را از تاریکی‌های اعتیاد به سمت روشنایی و رهایی هدایت می‌کند.

کلمه «حرمت» از «حریم» می‌آید و به این معناست که باید حد و اندازه هر چیزی را بشناسیم همان‌طور که رودخانه و دریا حریم دارند، کنگره۶۰ نیز قوانین و حریمی دارد که ضامن بقای آن است. وقتی ما حرمت‌ها را رعایت می‌کنیم، در واقع به خودمان، به دیگران و به این مکان مقدس احترام گذاشته‌ایم. عبور از این حریم‌ها و خط‌قرمزها، مانع اصلی رهایی و درمان است. اگر حرمت‌ها شکسته شود، فردی که برای درمان آمده مسیر را گم می‌کند و از رسیدن به رهایی باز می‌ماند.

در متن نوشتار حرمت که در ابتدا و انتهای جلسات خوانده می‌شود، به موارد مهمی اشاره شده است: از دروغ گفتن که «مادر تمام فسادهاست» تا سرزنش کردن، قطع کردن کلام دیگران، استفاده از الفاظ ناشایست و مهم‌تر از همه، ممنوعیت روابط مالی و کاری. تجربه ۳۰ سال فعالیت کنگره۶۰ به ما نشان داده که اگر این قوانینِ بازدارنده نبود، چه اتفاقاتی می‌افتاد؟ اگر کسی در کنگره به دیگری پول قرض می‌داد یا وارد مسائل کاری می‌شد و در بازپرداخت یا معامله دچار مشکل می‌گشت، دیگر راهش به کنگره باز نمی‌شد و از درمان می‌ماند.

پشت تمام این قوانین و حرمت‌ها، تجربیات بسیار عمیقی نهفته است که آقای مهندس با درایت پایه‌گذاری کردند تا خانواده‌های بیشتری از بند تاریکی نجات یابند. علاوه بر مسائل مالی، احترام به جایگاه‌ها و افراد نیز جزئی از‌ حرمت‌ها می‌باشد
در پایان می‌خواهم به تجربه شخصی خودم اشاره کنم؛ خدمت کردن در کنگره، بند محکمی است که ما را در مسیر نگه می‌دارد. من سال گذشته در پارک خدمت می‌کردم، اما با توصیه راهنمای ام در شعبه خدمت گرفتم اگر خدمتی نداشتم معلوم نبود امروز کجا بودم و خدمت کردن باعث شد که من در مسیر بمانم و این آرامش را تجربه کنم. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.


تایپ: مسافر محمدرضا (لژیون سوم) مسافر محمودرضا (لژیون پنجم)
ویرایش: مسافر حسین (لژیون سوم)
ارسال: مسافر حسن (لژیون دوم)
عکاس: مسافر ناصر (لژیون دهم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .