English Version
This Site Is Available In English

حرمت یعنی احترام به قوانین

حرمت یعنی احترام به قوانین

سومین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی هاتف با نگهبانی مسافرمحمد باقر و استادی پهلوان مسافر صامت  و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "حرمت کنگره 60 چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره 60 ممنوع است؟"، روز پنجشنبه 11 تیر ماه 1405 ساعت 16:00آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان صامت هستم یک مسافر، خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر به من توفیق داده شد و اذن ورود من به این شعبه صادر شد. ما نه از همدیگر آموزش می‌گیریم و نه به همدیگر آموزش می‌دهیم، ما فقط به یاد همدیگر هستیم، بر اساس یک متد و روشی حرکت می‌کنیم، یک مسافر سفر اولی وقتی وارد  کنگره می‌شود، دلش با یاد الله، با یاد کنگره ۶۰ عجین می شود.
به نظر شخص بنده توانایی انسان‌ها است که فر ایزدی در پیام سردار میگوید فرانسان‌های از یاد رفته مدفون در زیر خاکسترهای پنهان شده به صاحبان آنها برگردانده خواهد شد، فقط یک شرط دارد مشروط به آنکه آن را طلب کند و به یاد همدیگر بیاییم شرایط و سکنات خود در کنگره ۶۰ با آن احترامی که نسبت به همدیگر در کنگره داریم برقرار می‌کنیم ،آن حریم و حرمتی که در دل خانواده ایجاد می‌کنیم.
دستور جلسات در کنگره ۶۰ همه در پی هم هستند، عین قاب زنجیر به هم وصل هستند آنقدر کنگره منظم قدم برمی‌دارد و قدرتمند قدم برمی‌دارد که اول نوشتار نگهبان کنگره ۶۰ می‌گوید ما افراد خواهان رهایی از اعتیاد هستیم و به طرف روشنایی‌ها در حرکت هستیم و در دل ضد ارزش‌ها داریم حرکت می‌کنیم، بنابراین خود را مسافر معرفی می‌کنیم، مسافر یعنی استمرار نقطه گذاری و یک پنجم یک پنجم یک پنجم شروع می‌کند و در انتها ی سفرش به گل رهایی می‌رسد.


حالا من که آمدم در کنگره ۶۰ احتیاج به آذوقه دارم بچه‌هایی که مشروب خوردند می‌دانند بعد از خوردن مشروب که بخواب میروند وقتی از خواب بلند میشوند می‌بینند انگشتر یادگاری پدرشان را  بردند یا گردنبند یادگاری خواهرشان را بردند یا انگشتر نامزدیش را بردند یا گوشی، کفش، در کنگره ۶۰ مسافر را مست می‌کنند و۴۰ سی دی می‌ گذارند تو جیبش برای سفر دوم، بنابراین خود را مسافر معرفی می‌کنیم و سفرهای استمراردار را باید انجام دهیم، سفریست از قهر به مهر، از نادانی به دانایی، از حقارت به سرفرازی، از کفر به ایمان، از ترس به شجاعت، سفراز  ترس به شجاعت را انجام می‌دهد من نمی‌ترسم یک پنجم از موادم را کم کنم چون الکوهایش را دارد می‌بیند، بچه‌های اصلاح شده را در کنگره می‌بینند می‌تواند از یک پنجم موادش بگذرد و به رهایی برسد.
کتاب ۶۰ درجه سه حالت دارد، چرا کتاب ۶۰ درجه اینقدر قدرتمند است؟ چرا مرجع است؟ این کتابی است که همه انسان‌ها به آن رجوع می‌کنند و همه دور آن می‌چرخند.
چه تصاویر و چه یک سری از مطالب از معنا می آید، معناست که به عالم امکان چهره رنگ و لعاب می‌دهد، عالم معنا در کنگره ۶۰ خودش را در قالب یک مسافر تجلی می‌کند به یک روشی که اول در وسط این کتاب، وقتی که روی این جملات حرکت می‌کند و این تبدیلات را در خودش می‌بیند و در انتها این آتش ویرانگر را مهار می‌کند و این اتفاق می‌افتد و می‌توانیم بعد تزکیه و پالایش نور و صوت و به ارمغان بیاریم یعنی یک مسافر وقتی این سفرها را شروع می‌کند از روی کتاب ۶۰ درجه رد میشود می‌تواند همه حرمت‌ها را اجرا کند.
اگر من درون کنگره اصلاح شدم، فرزند من هم تربیت میشود حالا من چه جوری اصلاح می‌شوم؟ من با نگاه کردن به راهنمای اصلاح شده می توانم یاد بگیرم و خود را اصلاح کنم و خانواده، فرزند و همسفر من بابت اصلاحات من تربیت بشوند.
تمام نکات و مطالب کنگره ۶۰ می‌خواهد به من بگوید که آقا صامت که بالا نشستی داری صحبت می‌کنی خودت می‌توانی با همسفرت ارتباط برقرار کنی؟ می‌تونی یک چایی با همسفرت با دل خوش بخوری و دعواتون نشه؟ می توانی با دخترت ارتباط برقرار کنی یا می‌توانی حرفای پسرت را بشنوی؟ یا فقط الان که راهنما شدی، رهجو ساعت ۱۲ شب بهت زنگ میزند تمام تلاشت را می کنی تا کارش را درست می‌کنی؟
ما داریم یاد می‌گیریم، چرا؟ چون اینجا دانشگاه می باشد، هم دانش هست هم آگاهی، دانش را کسب می‌کنی با کمک آگاهی بیرون، ما یک سری لژیون‌ها در کنگره داریم که لژیون های فرعی هستند ولی در اصل، اصلی هستند، لژیون فرعی لژیون راهنماها فرعی ولی اصلیه لژِون دیده بانی فرعی هست ولی اصلی هست  ولی لژیون راهنماها نمی‌تواند در لژیون دیده بانی شرکت کند، لژیون مرزبانی نمی‌تواند در لژیون راهنماها شرکت کند، لژیون راهنماها هم نمی‌تواند در لژیون مرزبانی شرکت کند، خدمتگزاران مثلاً نمی‌توانند در لژیون مرزبانان شرکت کنند، حلقه‌ها جدا جداست ولی فقط یک لژیون فرعی و اصلی داریم که همه بچه‌ها در آن بازی می‌کنند، رها شده ، دو ماه سفر ، همسفر و حتی جناب مهندس در آن لژیون عضو هستند، مرزبان، ایجنت، دیده‌بان، دستیار دیدبان، اسیسانت دیده بان و همه اعضای کنگره ۶۰ عضو لژیون سردار است، لژیون سردار، دروازه محبت است، سفر اول از تفکر شروع می‌کند به سمت بالا و سفر دوم از بخشندگی شروع می‌کند و می‌گذرد، جناب مهندس در سی دی نقاشی میگویند: یک تصویر خط خطی شروع می شود و بعد قشنگ می شود، این تصویر لژیون سردار است نمی‌توانی بگویی من مسافر آمدم اینجا قدم برداشتم و ۱۴ وادی را نوشتم، بنویسی آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است، الان اگر می‌خواهی وادی‌ها روی من مسافر کار کند، باید از انتها شروع کنم یعنی از دروازه بخشش عبورکنی، محبت تعریف دارد، محبت ماوایی هست که ستون‌هایی از جنس عشق دارد، یک سقف به نام تعقل.

سفر اولی تا وقتی که مواد را پشت در نگذارد و نبخشد نمی‌تواند بیاید و سفر کند، تا زمانی که راهنمایی که شال نارنجی بر گردنش هست از زمان ، مکان و وقت خودش نگذرد، نمی تواند بخشندگی را به چند نفر یاد بدهد، اگه این بخشندگی نیست پس چیست؟
خداوند می فرمایند: من از مسیر عبور پرندگان مهاجر در آسمان و از مسیر مورچه سیاه بر روی یک تخته سنگ سیاه در دل تاریکی شب با خبر هستم، خداوند از مسیر  تمام ما خبر دارد.

در ادامه تقدیر از اعضای لژیون سردار

عکاس: مسافر جواد لژیون چهاردهم 

تایپ و ویرایش: مسافر علیرضا لژیون نهم

ارسال: مسافر جواد لژیون چهاردهم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .