English Version
This Site Is Available In English

حرمت، حافظ درمان است

حرمت، حافظ درمان است

جلسه چهاردهم از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دکتر مسعود کرج به استادی همسفر رها، نگهبانی همسفر زینب و دبیری همسفر لیلا با دستورجلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ۶۰ ممنوع می‌باشد» روز دوشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از آقای مهندس و خانواده‌ی محترمشان سپاسگزارم.

دستورجلسه‌ی امروز شامل دو بخش است: یکی دستور جلسه‌ی حرمت و این‌که چرا رابطه‌ی کاری و مالی در کنگره ممنوع است و بخش دوم تجلیل از زحمات بی‌دریغ خانم شیدا است.
جمله‌ای در مورد حرمت است که می‌خواهم برایتان قرائت کنم و فکر می‌کنم لزوم رعایت دقیق حرمت، در مطالب این جمله نهفته است؛ «حرمت‌ها دیوار نیستند که ما را زندانی کنند؛ نرده‌های یک پل هستند تا هنگام عبور از پل درمان، سقوط نکنیم.»

واقعاً چیزی که ما در کنگره به دنبال آن آمده‌ایم، درمان است؛ هم درمان مسافرمان، هم درمان خودمان و یادگیری جهان‌بینی. حرمت‌ها، به سبب این‌که اهمیت بسیاری دارند، دائماً در حال تکرار هستند به‌طوری که در جلسات دو مرتبه تکرار می‌شوند و موارد آن در هر جلسه مرور می‌شود تا ما بتوانیم به‌واسطه‌ی آن، این مطالب را در خودمان حل کنیم. همان‌طور که ما به سی‌دی‌ها گوش می‌دهیم، تازه به تک‌تک این حرمت‌ها پی می‌بریم و زمان بسیاری می‌برد تا اهمیت آن را درک کنیم.

قطعاً برای همه‌ی ما پیش آمده است که از این حرمتی که وجود داشته است عبور کنیم، حرمت را زیر پا بگذاریم یا به آن اعتراض کنیم. من، به‌عنوان مرزبان، می‌بینم افرادی که تازه‌وارد هستند، یک مقداری حرمت‌ها را سخت می‌دانند و ما چالش‌هایی داریم که سعی می‌کنیم با صبوری از آن‌ها عبور کنیم؛ قطعاً اگر آن شخص در ادامه با مداومت بیاید، خودش متوجه می‌شود. قوانین مدون هستند و براساس نیاز این مجموعه و سیستم طراحی شده‌اند؛ یعنی رفته‌رفته تکمیل شده‌اند و به‌صورت جزوه‌ای در اختیار ما قرار گرفته‌اند.

ما دو مسئله در بخش حرمت‌ها داریم؛ یکی این‌که چون ما یک سیستم هستیم، نفع شخصی نمی‌تواند دخیل باشد و من، به‌عنوان کسی که در سیستم و ساختار هستم، نمی‌توانم سلیقه‌ای عمل کنم و نفع خودم را در نظر بگیرم. اگر بخواهیم بحث پوشش را در نظر بگیریم، خوب است به این فکر کنیم پوششی که داریم، از نظر خودمان مناسب‌ترین است.

در حرمت‌ها دائماً باید گوش‌به‌فرمان باشیم؛ یعنی نه پرسشی داریم و نه سؤالی که قطعاً با آموزش به این درک می‌رسیم. در اوایل کار ممکن است کمی سخت باشد، ولی با آموزش به این درک می‌رسیم که حرمت اصلاً سؤال ندارد؛ چون توسط کسی طراحی، تدوین و نوشته شده است که قبلاً تفکر زیادی پشت این قضیه انجام داده‌اند، تدبیر خاصی به کار برده‌اند و در کل گرداننده‌ی این سیستم هستند. بحث دیگر این است که تبصره نداریم؛ یعنی نمی‌توانیم بندهای حرمت‌ها را عوض کنیم و به نفع منافع شخصی تغییر بدهیم. این‌ها چیزهایی است که باید کلمه‌به‌کلمه و خط‌به‌خط درک شوند.

من فکر می‌کنم در این مدتی که در کنگره بوده‌ام، افرادی که دائماً در حال خدمت و پیشرفت هستند، افرادی ماندگار هستند؛ آن‌هایی که روی خط حرمت پیش می‌روند و سؤال و چرایی ندارند حتی شاید ۱۲ سال و سال‌های سال است که به کنگره می‌آیند، ولی وقتی مافوقشان چیزی از آن‌ها می‌خواهد یا حرمت‌ها به آن‌ها گوشزد می‌شود، کاملاً تسلیم هستند.

من در جمله‌ی اول گفتم که این قوانین، محافظت از درمان است و تماماً از منِ همسفر و مسافرم محافظت می‌کند که در بخش کاری و مالی هم همین‌طور است. انسان به‌واسطه‌ی ذات منفعت‌طلبی که دارد، اگر بحث پول و منفعت در میان باشد، این مشکل برایش به وجود می‌آید که از هدفی که برای آن آمده است، قطعاً از مسیرش دور می‌شود. در واقع، رعایت این حرمت‌ها و تک‌تک بندهای این حرمت‌ها، در ابتدا به نفع خودِ من و در انتها به نفع هدف جمعی است که ما در کنگره به آن فکر می‌کنیم.

و اما در مورد بخش دوم، تجلیل از خانم شیدا؛ خانم شیدا، انسانی عاشق، حامی، مسئولیت‌پذیر و دلسوز هستند. من از تک‌تک لحظاتی که در کنار ایشان تجربه کرده‌ام، سرشار از آموزش، آرامش و حال خوب بوده‌ام. آشنایی من با ایشان ابتدا تنها در حد یک نام بود؛ می‌دانستم که راهنمای مادرم هستند و مشارکت‌های ارزشمندشان را در جلسات می‌شنیدم. همان زمان متوجه شدم که مسائل را از زوایای مختلف بررسی می‌کنند و همین ویژگی برای من بسیار جذاب و آموزنده بود.

زمانی که در مسیر مرزبانی، افتخار هم‌مسیر شدن با ایشان را پیدا کردم، آن‌چه در مشارکت‌هایشان شنیده بودم، در عمل نیز به‌وضوح مشاهده کردم. همان آموزش‌ها و همان نگاه عمیق را در اتاق مرزبانی، هنگام اداره‌ی امور و در تصمیم‌گیری‌های مختلف به کار می‌بردند و هر جا لازم بود، با صبوری و دقت، مسیر درست را یادآوری می‌کردند. گاهی با خودم فکر می‌کردم چگونه می‌توان هم‌زمان این‌قدر امیدوارکننده و مهربان بود و در عین حال، با جدیت، نظم و اقتدار مسئولیت‌ها را مدیریت کرد و قوانین را آن‌گونه که شایسته است به اجرا رساند. ایشان این ویژگی را به بهترین شکل ممکن به نمایش گذاشتند. از نزدیک شاهد بودم که با چه عشق و مسئولیتی خدمت می‌کردند. حتی در کارهایی که مسئولیت آن بر عهده‌ی من و خانم مرضیه بود، پیش‌قدم می‌شدند، راهنمایی می‌کردند و با حوصله آموزش می‌دادند.

همیشه معتقدم که تودیع، پایان یک خدمت نیست؛ بلکه ثمره‌ی سال‌ها آموزش، عشق و تلاش یک راهنما است. اگر گاهی حال ما در چنین لحظاتی دگرگون می‌شود، شاید به این دلیل باشد که احساس می‌کنیم می‌توانستیم از حضور و آموزش‌های آن عزیز، بهره‌ی بیشتری ببریم و اکنون حسرت آن فرصت‌ها را می‌خوریم. برای خود ایشان و فرزندانشان از صمیم قلب طلب خیر دارم و امیدوارم این خدمت، سرآغاز برکات و خیرات فراوانی در مسیر زندگی‌شان باشد. بی‌شک شاگردانی که از ایشان آموزش گرفته‌اند، ادامه‌دهندگان راه و اندیشه‌ی ارزشمندشان خواهند بود و امیدوارم هر کدام در جایگاه خود، خدمتگزارانی شایسته برای کنگره باشند.

در ادامه مراسم تجلیل راهنما همسفر شیدا

مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر امین
تایپیست: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر افسانه (لژیون شانزدهم)
ویرایش: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر. شیدا(لژیون دوم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر رها مرزبان خبری همسفران نمایندگی دکتر مسعود

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .