English Version
This Site Is Available In English

طعم حال خوش

طعم حال خوش

سلام دوستان، ملیحه هستم همسفر.

وقتی وارد کنگره شدم، حال روحی بسیار آشفته‌ای داشتم. در سفر اول، مدام ناامید، افسرده و از زمین و زمان شاکی بودم. احساس می‌کردم تمام سختی‌های زندگی بر دوش من است. هرکس حالش خراب بود، ناراحتی‌هایش را بر سر من خالی می‌کرد و همین باعث می‌شد حال من روزبه‌روز بدتر شود. تنها کاری که از دستم برمی‌آمد، التماس و دعا به درگاه خداوند بود.

تا اینکه خداوند اذن ورود به کنگره را به من داد. با آغاز سفر دوم، آرام‌آرام حالم بهتر شد و تغییرات بزرگی در درون و بیرون من شکل گرفت. باسواد شدن، نوشتن و بسیاری از توانایی‌هایی که امروز دارم، هدیه کنگره است.

در کنگره یاد گرفتم قضاوت نکنم، تجسس نکنم، نفرت نداشته باشم و مهم‌تر از همه، تزکیه و پالایش را در مسیر مستقیم زندگی انجام دهم تا به خود واقعی‌ام نزدیک شوم. بسیاری از موفقیت‌های امروز زندگی‌ام را مدیون کنگره هستم و آرامشی که اکنون دارم، از برکت آموزش‌های این مکان است. حرمت‌ها و قوانین کنگره به من امنیت و آرامش می‌دهند و همواره مرا به سمت خوبی‌ها هدایت می‌کنند.

با حضور در کنگره، دردها و رنج‌هایم کمرنگ شد و به جای ناامیدی، به خداوند و قدرت بی‌پایانش پناه بردم. امروز با دیدن حال خوب دیگران، دلم شاد می‌شود و نشاط می‌گیرم. آرزو می‌کنم همه سفر اولی‌ها طعم حال خوش را بچشند و به رهایی برسند.

تزکیه و پالایش، آرامش ذهن و شادابی چهره را به همراه دارد. خداوند را شکر می‌کنم که امروز آرامش در وجودم نمایان است و این حال خوب را بزرگ‌ترین نعمت زندگی‌ام می‌دانم.

استاد امین می‌فرمایند: وقتی انسان دانا می‌شود، دیگر خطا نمی‌کند؛ زیرا علم و آگاهی لازم را به دست آورده است. اگر همان اشتباه گذشته را تکرار کردیم، یعنی هنوز دانایی را به مرحله کاربرد نرسانده‌ایم.

وقتی به بیماری اعتیاد فکر می‌کنم، می‌بینم که در گذشته آگاهی بسیار کمی نسبت به آن داشتم. من مادری هستم با دغدغه‌های فراوان. مادری که همیشه از خودش می‌گذرد تا خانواده‌اش آرامش داشته باشند. روزی که فهمیدم مسافرم گرفتار اعتیاد شده است، احساس کردم تمام غم‌های دنیا بر دوش من فرود آمده و دنیا روی سرم خراب شده است.

من ذره‌ذره آب شدن و سوختن مسافرم را می‌دیدم و جز دعا، نذر و نیاز کاری از دستم برنمی‌آمد. مدام از خودم می‌پرسیدم خداوند مرا به خاطر کدام گناه مجازات می‌کند؟ هر روز ناامیدتر می‌شدم و باورهایم متزلزل شده بود. با خود می‌گفتم چرا خدا دعاهایم را مستجاب نمی‌کند؟ تا اینکه روزی هنگام جست‌وجو در تلفن همراهم برای یافتن راه درمان اعتیاد، با نام کنگره ۶۰ آشنا شدم. همان لحظه تماس گرفتم، آدرس را گرفتم و با اصرار فراوان، همراه مسافرم وارد کنگره شدیم.

تا آن روز تصور می‌کردم فقط زندگی من در آتش اعتیاد می‌سوزد و فقط چشمان من از غم اشکبار است؛ اما با ورود به کنگره فهمیدم افراد بسیاری دردهایی شبیه من دارند. آن روز دیگر اختیار اشک‌هایم دست خودم نبود. غم سراسر وجودم را فرا گرفته بود. نه چیزی می‌شنیدم و نه امیدی به زندگی داشتم.

حتی نمی‌دانستم ماده‌ای به نام تریاک وجود دارد. به‌عنوان یک همسفر، به جایی رسیده بودم که مسافرم را نفرین می‌کردم و از خداوند مرگ خودم یا او را می‌خواستم؛ زیرا در خانه‌ام هیچ احساس امنیتی نداشتم. آرزوی یک خواب آرام و بدون استرس، به دل من مانده بود و هیچ‌کس از رنجی که می‌کشیدیم خبر نداشت.

اکنون سه سال از ورود ما به کنگره می‌گذرد و تازه فهمیده‌ام همان خدایی که تصور می‌کردم مرا نمی‌بیند، راه نجات را پیش پایم قرار داده بود. با همسفران دیگری آشنا شدم، داستان زندگی‌شان را شنیدم و با نوشتن سی‌دی «صبر، استقامت و آرامش» پذیرفتم که هیچ راهی جز تغییر نگرش و طرز تفکر خودم وجود ندارد.

از خداوند خواستم مرا در سخت‌ترین کار دنیا، یعنی نادیده گرفتن ضد ارزش‌های مسافرم، یاری کند تا زخم‌های کهنه دلم التیام یابد و بتوانم با عشق و محبت خالصانه زندگی کنم.

در روز مشاوره، خانم مرضیه عزیز با مهربانی جرقه امید را در قلبم روشن کرد. ایشان به من آموختند که در برابر سختی‌ها ایستادگی و صبر داشته باشم و باور کنم که مشکلات نیز رحمت الهی هستند و پس از هر تاریکی، روشنایی خواهد آمد.

نویسنده: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر مرضیه
ویرایش و ارسال: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر سمیرا لژیون اول (دبیر سایت)

نمایندگی همسفران شهباز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .