English Version
This Site Is Available In English

فرار از مسئولیت، بجز صدمه و آسیب نتیجه‌ای ندارد

فرار از مسئولیت، بجز صدمه و آسیب نتیجه‌ای ندارد

هفتمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی مسافر خسرو، نگهبانی مسافر افشین و دبیری مسافر مرتضی، با دستور جلسه «وادی چهارم: در مسائل حیاتی؛ به خداوند سپردن، یعنی صلب مسئولیت از خویشتن» سه‌شنبه ۲ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، خسرو هستم یک مسافر.

از ایجنت محترم و همه مرزبانان عزیز سپاسگزارم که به بنده اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. امروز قصد داریم درباره وادی چهارم «در مسائل حیاتی، سپردن مسئولیت به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» صحبت کنیم.

اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم درباره این وادی صحبت کنم، باید بگویم آقای مهندس در وادی چهارم تأکید دارند که آموزه‌های وادی‌های پیشین، ما را به این نتیجه می‌رسانند که باید مسئولیت کارهای خود را بپذیریم. فرار از مسئولیت، برای ما جز صدمه و آسیب نتیجه‌ای ندارد. یعنی نباید مثل بچه‌های کوچک باشیم که شیشه خانه کسی را می‌شکنند و وقتی صاحب‌خانه می‌آید، تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازند. در نهایت، این خودِ ما هستیم که باید مسئولیتِ رفتار و تصمیم‌های خود را به عهده بگیریم.

پیش از پرداختن به وادی چهارم، یاد داستانی افتادم که بی‌ربط به این موضوع نیست. نقل است که خداوند انسان را آفرید و خواست او را به همه فرشتگان معرفی کند. در میان فرشتگان، شیطان نیز بود که مقامی بسیار بزرگ در پیشگاه خدا داشت. همه فرشتگان از این خلقت الهی تعریف کردند و به حمد و ستایش آفرینش انسان پرداختند، اما شیطان نظر دیگری داشت. او گفت انسان هرچند بی‌نقص آفریده شده، اما یک ویژگی مهم ندارد و آن تجربه است. انسان کامل بود، اما خام بود. به همین دلیل، در برابر انتخاب قرار گرفت و با اختیار کامل اجازه یافت یکی از دو راه را برگزیند. خداوند نیز پایان هر راه را مشخص کرده بود. یک راه؛ گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک یا همان صراط مستقیم و راه دیگر؛ زشتی، پلیدی و تاریکی.

متأسفانه، همان‌گونه که شیطان برنامه‌ریزی کرده بود، از ناآگاهی و خامی انسان سوءاستفاده شد و انسان راه نادرست را انتخاب کرد. به این ترتیب، از آن جایگاه نخستین فاصله گرفت و به زمین فرستاده شد تا با آموزش و تجربه، به درجه‌ای برسد که شایسته نام اشرف مخلوقات باشد. در این مسیر، خودِ شیطان نیز مأمور آزمایش انسان شد تا او پخته شود و به جایگاهی که در انتظارش است برسد.

خداوند در این مسیر، هم به انسان اختیار داده و هم او را دارای دو بخشِ آشکار و پنهان قرار داده است. صور آشکار، همان اعضایی هستند که می‌بینیم؛ مانند دست، پا و دیگر اجزای بدن. اما صور پنهان شامل نفس و عقل است. نفس سه مرحله دارد: نفس امّاره، نفس لوّامه و نفس مطمئنه. جالب است بدانیم که آخرین مرحله نفس برای جانوران، نفس امّاره است، در حالی‌که این مرحله، نخستین مرحله نفس در انسان به‌شمار می‌رود.

ما با کسب تجربه، آموزش و عبور از آزمون‌های زندگی می‌توانیم از نفس امّاره به نفس لوّامه، یعنی وجدانِ بیدار و سرزنش‌گر، برسیم. برای مثال، وقتی انسان کار اشتباهی انجام می‌دهد، بلافاصله عذاب وجدان یا همان نفس لوّامه به او گوشزد می‌کند تا از آن تجربه بگیرد و در مسیر درست قرار بگیرد. سپس همه این آموزش‌ها و تجربه‌ها دست‌به‌دست هم می‌دهند تا انسان بتواند نفس خود را به آخرین درجه، یعنی نفس مطمئنه برساند.

آقای مهندس در وادی چهارم می‌خواهند به ما بگویند که پس از گذر از سه وادیِ پیشین، وقت آن رسیده است که آموخته‌های خود را به عمل تبدیل کنیم. یعنی باید بر اساس اصول و قوانینی که یاد گرفته‌ایم تصمیم بگیریم و حرکت کنیم. مطمئن باشیم که نتیجه این تصمیم‌ها، چه خوب و چه بد، در نهایت گریبان‌گیر خودِ ما خواهد شد. برای نمونه، اگر امروز منِ خسرو جنس تهیه کنم و دوباره مصرف مواد مخدر را آغاز کنم، در نهایت به اعتیاد برمی‌گردم و دوباره مجبور می‌شوم برای درمان وارد کنگره شوم.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: همسفر ابوالفضل 

عکاس: مسافر صابر لژیون ۱۱

تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶

ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید

نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .