جلسه ششم از دوره سیام کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حسنانی به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر پروانه و دبیری همسفر رؤیا با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
با ورود به کنگره متوجه کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» شدم که ۱۴ وادی دارد و هر کدام مانند حلقههای یک زنجیر به هم متصل هستند و مسیر و قوانین درست زندگی کردن را به من آموزش میدهند تا بتوانم با کاربردی کردن آنها در زندگی در صراط مستقیم حرکت کنم و به صلح و آرامش درونی برسم؛ در واقع وادیها مسیری برای رسیدن به تکامل هستند و با یادگیری وادیها، زیربنای جهانبینی را در وجود خود میسازم.
چهار وادی اول، وادیهای تفکر هستند که در آن، درست تفکر کردن را آموختم. وادی دوم به من میگوید: «بیهوده خلق نشدهام، وظایف و رسالتهایی بر عهده دارم که باید آنها را انجام دهم. وادی سوم یادآور میشود که هیچ فردی به اندازه من به فکر خودم نیست. وادی چهارم، وادی خودشناسی است که مسیر تفکر را روشن میکند و به من میآموزد که بار مسئولیتهای زندگی بر عهده خود من است. وادی پنجم میگوید: «تفکر به تنهایی کافی نیست؛ باید حرکت کنیم و آنچه را آموختهایم وارد مرحله عمل کنیم تا به فرمان عقل که در وادی ششم است برسیم.»
یکی پس از دیگری وادیها را طی کنیم تا به وادی چهاردهم که وادی محبت است برسیم. وادی چهارم بسیار مهم و حیاتی است و صحبت کردن درباره آن در این زمان کوتاه کار آسانی نیست. از این وادی آموختم که در برابر خداوند، خویش، خانواده، دوستان و جامعه مسئولیتهایی دارم و این مسئولیتها دوطرفه هستند و نباید از انجام آنها شانه خالی کنم.
وادی چهارم آدرس خودم را به خودم میدهد؛ اینکه وظایف خود را بشناسم، روی تواناییهای خود کار کنم، درست تفکر کنم و در انجام کارها از هیچ تلاشی فروگذار نباشم. ممکن است در انجام وظایف خود شکست بخورم؛ اما نباید به دنبال مقصر بگردم و همه تقصیرها را به گردن خداوند، جامعه یا شانس بیندازم؛ باید علت را در خود جستوجو کنم و اشتباهاتم را بپذیرم؛ زیرا ممکن است درست تفکر نکرده باشم؛ شاید تلاش کافی نداشتهام یا آموزشهایی را که دریافت کردهام به درستی به کار نگرفتهام و با پذیرفتن اشتباهاتم وارد مرحله تسلیم و توکل میشوم.
برای جبران ابتدا باید حرکت کنم، روی خودم حساب باز کرده، درست تفکر کنم، تلاش بیشتری داشته باشم و از آموزشهایی که گرفتهام به درستی استفاده کنم و فرمانبردار خوبی باشم. مرز بین توکل و مسئولیتپذیری تلاش است. در این زمان میتوانیم منتظر کمک خداوند و نیروهای مافوق باشیم؛ زیرا خداوند فرمودهاند: «از تو حرکت و از من برکت» آقای مهندس در این وادی فرمودند: «هیچ نفسی بار نفس دیگری را به دوش نمیکشد.» این جمله برای من تلنگری بود تا وظایف و مسئولیتهای خود را بهتر بشناسم و آنها را به گردن دیگران نیندازم.
قبل از ورود به کنگره، همیشه سعی میکردم کارهایم را خودم انجام دهم و از دیگران انتظاری نداشته باشم؛ اما دیگران اغلب انتظار داشتند وظایفی را که بر عهده خودشان بود، من انجام دهم. وقتی این موضوع از حدی فراتر میرفت، مرا آزار میداد و نمیدانستم که باید با آن مشکلات چگونه برخورد کنم. بارها و بارها این وادی تکرار شد تا به این نتیجه رسیدم که دچار گره مسئولیت شدهام. به خیال خود تصور میکردم کمک کردن به دیگران است؛ زیرا از کودکی به من آموخته بودند که کمک کردن کاری پسندیده است.
وقتی به کنگره آمدم، متوجه شدم امر خدمت کردن در کنگره بسیار پررنگتر است؛ البته خدمتی که همراه با عمل سالم و عدالت باشد. وقتی قرار شد درباره این دستور جلسه صحبت کنم، چندین بار کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» را مطالعه کردم و سیدیها را گوش دادم تا متوجه گرهای در وجود خود شدم. راه باز کردن این گره را پیدا کردم و به این نتیجه رسیدم که باید بین خدمت و کمک کردن به دیگران حد و مرزی قائل شوم تا به آرامش و آسایش برسم.
رهایی ۴۰ سیدی همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر احسانه (لژیون ششم)

مرحله ۳۰ سیدی همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون دهم)

مرحله ۳٠ سیدی همسفر زهرا و همسفر رها رهجوهای راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم)

تقدیر از نگهبان صوتی دوره قبل توسط همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوازدهم)


مرزبانان کشیک: همسفر سارا و مسافر محمد
تایپیست: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فیروزه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون پانزدهم)
ویرایش: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر احسانه (لژیون ششم) دبیر اول سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر سارا
همسفران نمایندگی حسنانی تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
64