English Version
This Site Is Available In English

قوانین زندگی و مسئولیت‌پذیری؛ از نگاه وادی‌های اول تا چهارم در کنگره ۶۰

قوانین زندگی و مسئولیت‌پذیری؛ از نگاه وادی‌های اول تا چهارم در کنگره ۶۰

سیزدهمین جلسه از دور نوزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران به نمایندگی اردبیل، به استادی راهنما بهزاد، نگهبانی راهنما مسافر حامد و دبیری مسافر فرشاد با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» یکشنبه 31 خردادماه 1405 راس ساعت 17 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

زندگی چیست؟ اصلاً قوانین زندگی و آداب زیستن کدام‌اند؟ برای خوشبختی چه باید کرد؟

کنگره ۶۰ با آموزش وادی‌ها، به ما واقعاً قوانین زندگی را یاد می‌دهد.

من قبل از آشنایی با کنگره ۶۰ که به زندگی خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم واقعاً هیچ‌چیز نبودیم؛ البته فقط منظورم خودم نیست، بلکه بسیاری از اطرافیان و حتی افراد خانواده هم همین‌طور بودند. همه داشتند زندگی می‌کردند، اما بیشتر از روی عادت؛ انگار درگیر یک نوع اعتیاد به روزمرگی بودند.

نه به آینده فکر می‌کردند، نه هدف مشخصی داشتند، و نه می‌دانستند برای چه زندگی می‌کنند.

خوشبختانه ما نعمت بزرگی مثل کنگره ۶۰ را داریم. وادی‌ها در واقع هنر زندگی کردن را به ما یاد می‌دهند. وادی‌های اول تا چهارم بیشتر طرز فکر ما را به تصویر می‌کشند و به ما نشان می‌دهند که چگونه باید فکر کنیم.

وادی اول می‌گوید برای هر چیزی باید تفکر کرد؛ چه کار مثبت باشد و چه کار منفی، باید با دقت و آگاهی فکر کنیم.

وادی دوم به ما می‌گوید که ما هیچ نیستیم، بلکه هدفمند به دنیا آمده‌ایم و نباید احساس پوچی کنیم.

وادی سوم امید و راه را به ما نشان می‌دهد.

وادی چهارم به ما می‌آموزد که مسئولیت‌پذیر باشیم.

من خودم قبل از کنگره ۶۰، شاید بزرگ‌ترین نقطه‌ضعفم همین مسئولیت‌پذیری نبود. چون راه‌های زیادی را برای ترک مواد امتحان کرده بودم، اما وقتی موفق نمی‌شدم، همیشه دیگران را مقصر می‌دانستم؛ زمین و زمان را مقصر می‌کردم، جز خودم. می‌گفتم: «دیگر خدا ما را معتاد به دنیا آورده، یا سرنوشت ما همین بوده است.»

این طرز فکر، در واقع نشانه تسلیم شدن بود. شاید خیلی از عزیزان هم چنین فکری داشته باشند و خیلی راحت بگویند: «شکست خوردم» و بعد همه چیز را گردن دیگران بیندازند.

در حالی که انسان ذاتاً خودش را دوست دارد. خداوند در وجود انسان این فطرت را قرار داده است. اگر ما ناخودآگاه و بدون دقت کاری اشتباه انجام دهیم، فوراً تلاش می‌کنیم تقصیر را گردن دیگران بیندازیم. اما وقتی خوب فکر کنیم، می‌فهمیم که قضیه این‌طور نیست.

مهندس یک مثال زیبایی می‌زند:

می‌گوید یک لیوان روی میز است، دستم به آن می‌خورد و لیوان می‌افتد و می‌شکند.

اولین چیزی که به ذهن من می‌رسد این است که بگویم: «این لیوان را چه کسی روی میز گذاشته بود؟»

دیگر نمی‌گویم: «من مگر کور بودم که لیوان را ندیدم؟ چرا دستم خورد و آن را انداختم؟»

ذات انسان این‌طور است، اما ما باید یاد بگیریم که مسئولیت کارهای خودمان را بپذیریم.

در مورد اعتیاد هم همین‌طور است. نباید مسئولیت آن را گردن خداوند بیندازیم و بگوییم: «خدایا، چرا من معتاد شدم؟»

آیا منتظریم خداوند معجزه کند تا اعتیاد ما درمان شود؟

یا مثلاً اگر ماشینم سر کوچه پارک بوده و کسی زده و رفته، عقل سلیم می‌گوید: چون من این کار را نکرده‌ام، باید برای درست کردنش اقدام کنم.

نمی‌نشینم بگویم: «حالا که من نزده‌ام، هر کس زده خودش بیاید درستش کند.»

طبیعتاً باید خودم برای تعمیرش اقدام کنم.

پس اگر کسی بگوید: «پدرم باعث شد من معتاد شوم» یا «دوستم باعث شد من معتاد شوم»، باید از خودمان بپرسیم: حالا که آن افراد در کنار ما نیستند، من باید چه کنم؟

آیا باید منتظر بمانم که کسی از غیب بیاید و مرا درست کند؟

عقل سلیم به ما می‌گوید: اگر می‌خواهی موفق شوی، مسئولیتش با خودت است.

اول باید اشتباهات خودمان را بپذیریم.

حتی در سفر درمانی در کنگره ۶۰ هم همین‌طور است. من خودم باید سفرم را درست انجام بدهم.

کنگره ۶۰ برای من راهنما تعیین می‌کند، اما مسئولیت رهایی با خود من است؛ نه با راهنما و نه حتی با کنگره ۶۰.

نمی‌شود بگوییم: «من اسمم مسافر است، سوار قطار شده‌ام، پس حتماً رها می‌شوم.»

چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. اینجا هر کس فرمان زندگی‌اش در دست خودش است و باید خودش حرکت کند.

مثل این ضرب‌المثل که می‌گوید: «هر گلی زدی به سر خودت زدی.»

اینجا واقعاً همین‌طور است. من باید خودم سفر کنم. اگر واقعاً به این نقطه برسم که بگویم: «من باید خودم گلیمم را از آب بیرون بکشم»، آن‌وقت درمان می‌شوم.

اما اگر بگویم: «حالا راهنما هست، کنگره ۶۰ هست، پس دیگر همه‌چیز خودبه‌خود درست می‌شود»، این‌طور نیست و به نتیجه نمی‌رسد.

من خودم یک سال، هفته‌ای سه جلسه به تبریز می‌رفتم و می‌آمدم. کسی دستم را نگرفت؛ خودم رفتم.

آقای یعقوب، آتیه، و آقای حجت از مشکین‌شهر و تهران بودند. کسانی که مصرف‌کننده‌اند و چند سال درگیر مصرف بوده‌اند، واقعاً چیزی برایشان نمانده است. از نظر مالی هم معمولاً وضعیت خوبی ندارند، اما با هزار سختی و با اتوبوس، هفته‌ای سه جلسه می‌آمدند.

ولی در نهایت، همان کسانی که مسئولیت را پذیرفتند، جلودار شدند و خیلی‌ها به رهایی رسیدند.

من فکر می‌کنم بیش از اندازه صحبت کردم. امروز
هم روز یکشنبه است. خدا را شکر تعداد دوستان خوب است، هرچند نمی‌دانم چرا امروز نامه هم نداریم، اما خدا را شکر یک تکانی خورده‌ایم و این واقعاً جای شکر دارد.

امیدوارم جلسه خوبی داشته باشیم و همه عزیزان سعی کنند مشارکت کنند. مشارکت حال آدم را خوب می‌کند.

مشارکت حق سفر اولی‌هاست. سعی کنید فقط سفر اولی‌ها دست بلند کنند، چون سفر دومی‌ها الان حالشان بهتر است و دارند در خدمت هستند.

از این حق خودتان استفاده نکنید، چون مطمئن باشید درمان شدنتان خیلی سخت می‌شود.

دریافت نشان وادی هشتم راهنمای تازه واردین مسافر بابک، راهنما مسافر یعقوب

تهیه و ارسال گزارش: مسافر یاشار مرزبان خبری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .