«آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است»
دورانی را با مشکلات شدید، تاریکی، ترس و همسر مصرفکننده سپری کردم. زمانی که فرزند کوچکی داشتم و در تنهایی بهسر میبردم، مسافرم در تاریکیهای اعتیاد بود. از طرف یکی از دوستان، کنگره۶۰ به او معرفی شد. مسافرم سفر خود را شروع کرد و من به خاطر فرزند کوچکم فقط یکبار به کنگره آمدم و او را همراهی نکردم.
مسافرم به رهایی رسید، اما چون جهانبینی کامل، بال پرواز و همسفر نداشت، برگشت زد. با خود گفتم اینجا هم فایدهای ندارد؛ ولی مسافرم دوباره سفر کرد و این دفعه من او را همراهی کردم. تقدیر خداوند بود که مسافرم سفر خود را خراب کند تا من به کنگره بیایم.
خداوند خیلی مرا دوست دارد که وارد کنگره شدم. در اوایل سفر میگوییم به خاطر مسافر میآییم، ولی با گذشت زمان متوجه میشویم که برای خودمان آمدهایم. من حال خوبی نداشتم و در تاریکی و ترس بهسر میبردم. با خود میگفتم: چرا من؟ شاید مقصر من هستم که مسافرم سفر خود را خراب کرد.
من پیش از ازدواج، بهصورت تفننی قلیان مصرف میکردم. مهندس دژاکام میفرمایند: «اگر سالی یکبار هم قلیان مصرف کنید، مصرفکننده هستید». شبها ضعف شدید پا داشتم و زمانی که وارد سفر ویلیام شدم، ضعف پایم خوب شد. ترس و تاریکی کمکم از بین رفت. در کنگره حالم خوب شد.
قدرمسلم حال مسافرم را درک میکنم. این سفر کمک کرد تا من به حال خوش برسم. از قضاوت دیگران یا اینکه پشت سرمان حرف بزنند، بگذریم تا به حال خوش و آرامش برسیم؛ مهم، رسیدن به آرامش و آسایش است. این سفر را مهندس دژاکام برایمان راهاندازی کردند و به اذن خداوند وارد کنگره شدیم تا حال خوب را تجربه کنیم و این، باوری در ناباوری است. خدا را سپاس بابت انجام این عمل عظیم.
از مهندس حسین دژاکام سپاسگزارم که این بستر را رایگان برایمان فراهم کردند. انشاءالله که قدردان باشیم و به آن وادی عشق و محبت برسیم.
نویسنده: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
113