جلسه دهم از دوره دوم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران به نمایندگی اردبیل،با استادی ایجنت همسفر زهرا،نگهبانی همسفر نوشآفرین و دبیری راهنما همسفر مهری با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه 1 تیر ماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد:

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که توفیق داد در این جایگاه باشم؛ جایگاهی که هم برای خدمت است و هم برای آموزش گرفتن. دستور جلسه امروز «وادی چهارم» است؛ وادیهایی که هر کدام برای ما یک درس بزرگ از جهانبینی و هنر زندگی هستند. اهمیت این وادی به قدری است که آقای مهندس بارها بر آن تأکید داشتهاند تا ما در مشارکتها، مفاهیم آن را بهتر درک کنیم.
وادی چهارم به ما میگوید: «در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.»
مسئولیت یعنی متعهد بودن در قبال خود، خانواده، جامعه و کائنات. هر کدام از ما در این هستی وظایفی داریم و باید مسئولیتهای خود را به بهترین نحو انجام دهیم. پذیرش مسئولیت، به معنای پذیرش پیامدهای آن است؛ یعنی همانطور که در ترکی میگوییم «باید تاوانش را بدهیم». اگر تصمیمی میگیریم، باید سختیها و سنگلاخهای مسیرش را نیز به جان بخریم.
انسان برای فرار از زیر بار مسئولیت، همیشه به دنبال «راه آسان» است. ما یاد گرفتهایم که مشکلاتمان را گردن دیگران یا حتی خداوند بیندازیم: «اگر پدرم اینطور نبود…»، «اگر در تبریز یا آمریکا به دنیا آمده بودم…».
واقعیت این است که زندگی بدون مشکل، معنا ندارد. سختیها و آسانیها مکمل یکدیگرند؛ همانطور که اگر شیطان نبود، فرشته شناخته نمیشد. خداوند با دادن «اختیار» به انسان، او را بر سر دوراهی انتخاب قرار داد تا خودش مسیرش را تعیین کند.
دعا کردن بدون تلاش، راه به جایی نمیبرد. برای رسیدن به هدف، باید در مسیر حرکت کرد، عرق ریخت و با مشکلات دستوپنج نرم کرد. در مسیر سفرِ زندگی، گاهی ممکن است صخرهای مسیر را ببندد؛ ما وظیفه داریم با تلاش و صبر، آن مانع را از سر راه برداریم.
در کنگره ۶۰، مسئولیتپذیری در «چشم گفتن» خلاصه میشود. وقتی فرمانِ راهنما یا مسئولیتِ خدمتی به ما محول میشود، اگر با جان و دل «چشم» بگوییم، یعنی مسیر حل مشکلات را پیدا کردهایم. در غیر این صورت، مدام با خود و مشکلاتمان درگیر خواهیم بود.
این وادی دریایی از آگاهی است. بخشی از آن به شناخت «صور آشکار» (کالبد فیزیکی) و «صور پنهان» (روح، نفس، ذهن و آرشیو) اختصاص دارد. بهویژه شناخت «نفس» که آقای مهندس در سیدیهایشان بهدفعات بر آن تأکید دارند، برای رسیدن به تعادل ضروری است.
همه ما با یک هدف مشترک در اینجا جمع شدهایم: رسیدن به آرامش و تعادل. تعادل شاید سخت به دست بیاید، اما با پذیرش مسئولیتِ اعمال خود و حرکت در صراط مستقیم، دستیافتنی است. بیایید بهجای مقصر دانستن کائنات، خودمان سکاندار زندگیمان باشیم.
دوستان عزیز، کسانی که با “وادی عشق” آشنا شدهاند، میدانند که مفهوم “نفس” تنها یک واژه نیست؛ نفس، تعیینکننده موجودیت ما در ظاهر و باطن است. ما در مسیر تکامل، با مراحلی از نفس روبرو هستیم: از نفس اماره که همان خواستههای لذتگرای بیپروا و بدون تفکر است، تا نفس لوامه (سرزنشگر) که با وجود آگاهی از خطا، در مرحله “دانایی مؤثر” نیستیم؛ یعنی میدانیم کار اشتباه است اما قدرت اجرایی برای تغییر نداریم. هدف ما نزدیک شدن به نفس مطمئنه است؛ همان آرامشی که خوش به حال کسانی باد که به آن نزدیک میشوند.
اما یادتان باشد، طبق آموزههای وادی چهارم، تغییر با انتظار حاصل نمیشود، بلکه با حرکت پدید میآید. سکون، تغییری نمیسازد. تغییرات ما باید از درون و در عمل نمایان شود؛ درست مثل تغییر رنگ لباس یا پوشش ما در جلسات، که نشاندهنده تحول درونی است. امیدوارم این آموختهها را فقط اینجا رها نکنیم، بلکه در جامعه، در خانواده و در برخورد با دیگران، کاربردی کنیم.
در نهایت، میخواهم از همهتان بخواهم که قدر این مکان را بدانید. من امروز با حسی متفاوت اینجا هستم. وقتی داستانهای تلخِ دردمندانی که در دنیای بیرون با تاریکی و اعتیاد دست و پنجه نرم میکنند و حتی برای یک لحظه آرامش و پناه، به هر چیزی چنگ میزنند، به ذهنم میرسد، درک میکنم که اینجا چقدر مقدس و ارزشمند است. ما اینجا هستیم تا با صدای بلند و رسا، مسیر خود را به سوی اتصال به خداوند قدرت مطلق پیدا کنیم. پس قدر این فرصت و این جایگاه را بدانیم.

تایپیست:همسفر بیتا رهجوی راهنما همسفر مهری(لژیون دوم)
عکاس،ویرایش و ارسال:همسفر لیلا مرزبان خبری
گروه خانواده نمایندگی اردبیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
62