English Version
This Site Is Available In English

مسیر درست فقط مسیر کنگره است

مسیر درست فقط مسیر کنگره است

هفتمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ مسافران نمایندگی رفسنجان با استادی مسافر امید، نگهبانی مسافر میلاد، دبیری مسافر عنایت با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» یکشنبه 31 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به فعالیت نمود.

خلاصه سخنان استاد:

تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان و تشکر از همه خدمتگزاران به خصوص شعبه رفسنجان و تشکر از آقا محسن راهنمای عزیزم و تشکر از آقا محمد که فرصت دادند بنده در این جایگاه آموزش بگیرم و خدمت کنم.
دستور جلسه امروز وادی چهارم است، وادی اول تا سوم وادی تفکر هستند که من باید قبل از هر چیزی فکر کنم و بدانم که بیهوده خلق نشدم و هیچکس به اندازه خودم به فکر من نیست بعد می‌رسیم به این وادی که می‌گوید در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی صلب مسئولیت از خویش. این وادی می‌گوید کار و مشکلاتتان را خودتان باید حل کنید. برای مثال من که مصرف کننده بودم اعتیاد را به گردن همه می‌انداختم به جز خودم پدرم چون مصرف کننده بود تقصیر داشت دوستانم هم مقصر بودند و بدترین ناسزاها را به خدا میدادم که عامل بدبختی‌هایم تو شدی، چرا بین این همه آدم من مصرف کننده شدم و هیچوقت هیچ جوابی نداشتم. در کنگره توانستم جوابش را پیدا کنم چون من خودم با دست خودم این مشکلات را رقم زدم فقط خودم باید با این مشکلات روبرو بشوم. آقای مهندس در صحبتهای روز چهارشنبه فرمودند که به مشکلات به چشم رحمت نگاه کنید این مشکلات هستند که باعث رشد ما می‌شوند اگر نگاهی به کنگره داشته باشید بالاترین جایگاهها مثل ایجنت و دیده‌بان‌ها، راهنماها و کسانیکه شال دارند اگر پای صحبت‌هایشان بنشینید با سخترین مشکلات مواجه شدند و حل کردند یعنی با خواندن این وادی متوجه شدند که خودشان باید مشکل خودشان را حل کنند. به گفته آقای مهندس خدا بیکار ننشسته که من کجا خراب می‌کنم بیاید مشکل من را حل کند زمانی خدا کمک می‌کند که من در صراط مستقیم باشم. جمعه آقای منصوری در پارک یک داستانی تعریف کردند که من از آن روز متوجه شدم که کنگره چه کاری دارد با زندگی من می‌کند و من متوجه نیستم. ایشان به یک نفر که سوال کرده بود گفتند که ما به بچه های کنگره دو برابر تامین اجتماعی حقوق می‌دهیم. گفت چگونه؟ به یکی از بچه‌های کنگره گفتند شما روزانه چه مقدار مواد مصرف می‌کردین؟ ایشان گفتند مثلا دو مثقال تریاک، پولش چقدر می‌شود؟ مثلا دو میلیون تومان و در ماه ۶۰ میلیون تومان، چقدر پول بابت شربت می‌دهید؟ ۵ میلیون تومان، اینجا فرمودند که کنگره ماهیانه ۵۵ میلیون تومان به شما حقوق می‌دهد. من با ۱۰۰ الی ۱۲۰ سی سی متادون در روز ماهیانه حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیون تومان به من می‌دهد حالا قرص و سیگار دیگر به کنار.

اینجاست که وظیفه خودمان و خدا را می‌دانیم آقای مهندس می‌فرمایند بعد از اینکه قبول کردید که بله من خودم رفتم سراغ اعتیاد و خودم مصرف کننده شدم حالا راههای مختلفی هست سم زدایی هست، NA هست،من کاری با آنها ندارم فقط می‌دانم که کنگره خوب هست هر جایی رفتم بدتر شدم من ۷ سال پیش قبول کردم که مشکل خودم هست ولی مسیر درستی پیدا نکردم.

ک خاطره تعریف کنم نمی‌دانم کسی در مورد نالتروکسان تجربه‌ای دارد من برای حل مشکل اعتیادم رفتم دکتر و مصرفم روزانه یک مثقال شیره بود و دکتر یک پلاستیک قرص به من داد از دیازپام، کلونازپام، آمی‌تریپتیلین، آلپرازولام که از یک ماه بعدش اینها هم به مصرف من اضافه شدند دو هفته ای یکبار من می‌رفتم دکتر دوز داروهایم را می‌آورد پایین‌تر. تا یک ماه و نیم من همیشه خواب بودم فقط بیدار می‌شدم غذا میخوردم سیگار می‌کشیدم و دوباره می‌خوابیدم. بعد از ۱/۵ ماه دوز آمد پایین که رسید به دوتا قرص که این‌ها را باید دو سه ماه بخوری تا بخوابی و آخرین بار بهم گفت که یک دارویی می‌خواهم بهت بدهم که دیگر به دنبال مواد نروی گفت اسمش نالترکسون است و چیزی نگفت که این دارو را با مواد مصرف نکن فقط گفت به این دارو می‌گویند داروی تنفر. اگر این را مصرف کنی دیگر دنبال مواد نمی‌روی یک روز در میان به مدت دو هفته من نالترکسون میخوردم بعد از دو هفته خمار بودم رفتم پیش یکی از دوستان بعد از دو تا تمام بدنم خیس عرق شد تمام استخوان‌هایم درد گرفت. نالترکسون و مرفین مثل دو دوتا قطب مخالف هستند با هم نمیسازند و هی من خمارتر میشدم و حالم بدتر می‌شد و دوباره دو تا دود بیشتر می‌گرفتم و حالم بدتر می‌شد‌ که نهایتاً بیمارستانی شدم.
وقتی قبول می‌کنی باید مسیر درست بروی که مسیر درست فقط کنگره است آخرین مسئله که آقای مهندس در کتاب ۱۴ مقاله می‌فرمایند برترین صفات انسانی را به ما مصرف‌کننده‌ها دادند، باهوشترین با‌استعدادترین، مهربانترین، با‌معرفترین و هرچه صفت برتر هست به ما مصرف کننده ها دادند و می‌فرمایند کسانیکه می آیند کنگره درمان می‌شوند یک گوهر و استعدادی در درونشان هست برای مثال گوهر آقا محسن مدیریت ایشان هست یا آقا محمد خطاط خوبی هست. یعنی هرکدام از ما استعدادی داریم که آدمهای بیرون ندارند ولی از یک جایی من باید گوهر درونی‌ام را کشف کنم و به آن سمت بروم. من چند روزه که دنبال شعری گشتم در مورد گوهری که در درونمان هست که بتوانیم کشفش کنیم و فقط دست خودمان هست
میگوید گوهر خود را هویدا کن  کمال این است و بس
خویش را در خویش پیدا کن  کمال این است و بس
چند میگویی صحبت از رنج و درد دیگران خویش را اول مداوا کن  کمال این است و بس
چون به دست خویشتن بستی تو پای خویشتن هم به دست خویشتن باز کن کمال این هست و بس
هم به من بشنو بجز با نفس شوم و بدسرشت با همه عالم مدارا کن کمال این هست و بس
خیلی ممنون خودتان را تشویق کنید.

تایپ: مسافر علی اصغر لژیون دوم

انتشار:راهنما مسافر سعید 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .