جلسه یازدهم از دور دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر ابراهیم و استادی مسافر حامد با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» یکشنبه 31خرداد 1405 ساعت 17شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر
.jpg)
خدا را شکر میکنم که بار دیگر توفیق حاصل شد در جمع شما عزیزان و دوستان کنگره ۶۰ حضور داشته باشم. از راهنمای محترم لژیون سوم، حسینآقا، راهنمای خودم، همچنین ایجنت محترم و گروه مرزبانی که این بستر را فراهم کردهاند تا من نیز آموزش بگیرم، تشکر میکنم.دستور جلسه امروز وادی چهارم است؛ یعنی مسئولیت دادن به خداوند و سلب مسئولیت از خودمان. در وادی اول، تفکر را آموختیم، در وادی دوم یاد گرفتیم که ناامید نباشیم و در وادی سوم فهمیدیم که مسئولیت مشکلات خود را به گردن دیگران نیندازیم. اما در وادی چهارم میآموزیم که حتی نباید مشکلات خود را به خداوند نسبت دهیم. خداوند وظایف خود را به بهترین شکل انجام میدهد و همه چیز را با نظم و ترتیب آفریده است؛ بنابراین من نیز باید مسئولیت خود را بپذیرم و با حرکت، تلاش و اجرای آموزشها به درمان برسم. منِ مصرفکننده اگر وارد کنگره ۶۰ شوم، اما درست سفر نکنم و فقط انتظار داشته باشم خداوند مرا درمان کند، به نتیجهای نمیرسم. باید طبق برنامه راهنما و آموزشهای کنگره حرکت کنم تا به درمان برسم. به اعتقاد من، بزرگترین خدمتی که به یک مصرفکننده میشود، در کنگره ۶۰ صورت میگیرد. اینجا به ما شخصیت، اعتبار، حال خوش و راه درست زندگی کردن داده میشود. روز اولی که وارد کنگره شدم، حال بسیار بدی داشتم و هیچ باوری به درمان نداشتم. فکر میکردم حتی یک ساعت هم نمیتوانم بدون مواد زندگی کنم و تصورم این بود که زندگی بدون مواد امکانپذیر نیست. اما با آموزشهای کنگره ۶۰ به درمان رسیدم و امروز نه تنها وسوسهای ندارم، بلکه هیچ علاقهای به مواد مخدر ندارم. من سالها مصرفکننده مواد صنعتی بودم و در سالهای آخر برای اینکه دوباره به سمت شیشه و کراک نروم، مصرف شیره تریاک را به مقدار زیاد ادامه میدادم. خودم را محکوم کرده بودم که تا آخر عمر با شیره تریاک زندگی کنم، اما خداوند کمک کرد و با کنگره ۶۰ آشنا شدم و مسیر درمان را پیدا کردم. من معتقدم هیچکس، حتی نزدیکترین افراد خانواده، نمیتوانند به اندازه کنگره ۶۰ به یک مصرفکننده کمک کنند. اینجا انسان به درمان و بازسازی شخصیت میرسد. به همین دلیل باید قدردان راهنمایان، دیدهبانان، ایجنت و مرزبانان باشیم که برای خدمت به انسانها تلاش میکنند. روزی در دوران مصرف، پول موادم را در مسیر گم کردم و در اوج خماری و بیقراری ساعتها به دنبال آن میگشتم. در نهایت فردی که متوجه حال من شده بود، مبلغی به من داد تا بتوانم مواد تهیه کنم. آن روزها به بنبست رسیده بودم و هیچ راهی برای خودم نمیدیدم، اما امروز خدا را شکر میکنم که با کنگره ۶۰ آشنا شدم و زندگی جدیدی پیدا کردم. به نظر من، تمام آموزشهای کنگره ۶۰ بر پایه امید، حرکت و مسئولیتپذیری است. انسان نباید ناامید شود، بلکه باید حرکت کند؛ زیرا افراد بسیاری با شرایطی سختتر از ما نیز با عمل به آموزشها به درمان و رهایی رسیدهاند. ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
تایپ و ویرایش : مسافر محسن لژیون سوم
عکاس : مسافر محمد لژیون هفتم
ارسال خبر : سایت نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
21