English Version
This Site Is Available In English

حد و مرز و جایگاه مسئولیت

حد و مرز و جایگاه مسئولیت

وادی‌های کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» همانند پل‌های نیرومندی هستند که بر فراز دره‌های ژرف جهل، خودخواهی، تعصب، تکبر، ناامیدی، وحشت، خشم و جنون استوار گردیده‌اند تا از سقوط و صعودهای بی‌مورد و خطرناک، در مسیر عبور از رشته‌کوه‌های مابین دنیای تاریک و توهم و جهان روشنایی و واقع‌بینی جلوگیری نمایند.

در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، وادی‌ها برای نشان دادن راه به مسافران و همسفران می‌باشد که شامل ۱۴ وادی است. وادی اول «با تفکر، ساختارها آغاز می‌گردد و بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال می‌رود». این وادی راه و روش درست فکر کردن را به ما نشان می‌دهد که همه‌چیز با فکر و اندیشه شروع و خلق می‌شود.

وادی دوم «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد؛ هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم». باید دانست همه موجودات بیهوده نیستند، حتی اگر فکر کنیم به هیچ دردی نمی‌خورند. ما تاریکی‌ها را تجربه می‌کنیم تا به عظمت روشنایی پی ببریم و به یک انسان کارآزموده و رها تبدیل شویم.

وادی سوم «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند». باید بدانیم کلیه مسئولیت کار، زندگی و مشکلات خود را بپذیریم و سعی کنیم با تمام توان، مسائل را با تفکر و تدبیر حل نماییم.

وادی چهارم «در مسائل حیاتی، مسئولیت به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن».بیان می‌کند که مسئولیت تمام کارها بر عهده خودمان است و نباید آن را به قدرت مطلق سپرد.

این وادی حد و مرز و جایگاه مسئولیت را برای ما مشخص می‌کند. برای انجام مسئولیت‌هایمان باید تنها روی وجود، تفکر، اندیشه، تلاش و آموزش خود حساب کنیم؛ بعد از آن، منتظر شانس یا کمک از طرف خداوند باشیم و بدانیم که کمک از طرف خداوند از طریق القای افکار انجام می‌شود.

قدرت مطلق یا خداوند، زمانی که انسان را خلق کرد، به او قدرت اختیار داد و او را بر سر دوراهی پندار، گفتار، کردار راستین، صلح‌آمیز و تقوا (صراط‌مستقیم)، ارزش‌ها و راه دیگر راه فسق، فجور، زشتی و پلیدی (ضدارزش‌ها) قرار داد.

انتخاب این دو راه و مسئولیت کارهایمان بر عهده خود ما است. با یک‌جا نشستن و دعا کردن، کاری را نمی‌توان به جلو پیش برد. هنگامی دعا و نیایش مؤثر است که ما حداقل در مسیر ارزش‌ها یا صراط‌مستقیم حرکت کنیم، از فرمان‌های خداوند پیروی نماییم، بار مسئولیت زندگی خود را بپذیریم و در جهت آن تلاش کنیم.

برای شناخت خداوند، باید اول خود را بشناسیم. در کنگره۶۰ به این اعتقاد داریم که انسان دارای دو قسمت صور پنهان و صور آشکار است. صور آشکار در انسان کاملاً قابل رؤیت است و به آن کالبد اول، کالبد فیزیکی یا شهر وجودی و درون می‌گوییم. اجزای آن، مثل قلب، مغز، کلیه، پنج حس ظاهری و… است؛ کوچک‌ترین جزء جسم، سلول نام دارد که خود به‌تنهایی مثل یک شهر عمل می‌کند.

اجزای صور پنهان انسان شامل نفس، حس‌های خارج از جسم، عقل، روح، ذهن، آرشیو و… می‌باشد. برای شناخت بهتر انسان، باید بدانیم نفس چیست.

آنچه تعیین موجودیت می‌کند، در ظاهر و باطن، نفس نامیده می‌شود و نشانه‌اش این است که خواسته دارد که به دو قسمت معقول و غیرمعقول تقسیم می‌شود. نفس را بر مبنای خواسته‌ها و دانایی رتبه‌بندی می‌کنند که شامل نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه است.

نفس اماره، آخرین مرحله تکاملی نفس در حیوان را می‌توان ابتدای مرحله نفس تکاملی در انسان قلمداد کرد. این مرحله از نفس انسان، مثل نفس یک حیوان، به‌صورت غریزی عمل می‌کند و فقط می‌خواهد به خواسته‌اش برسد.

کسی که در این نفس قرار دارد، دروغ می‌گوید، ناراحت نیست و کارهای ضدارزشی را برای رسیدن به خواسته غیرمعقول انجام می‌دهد، ناراحت نمی‌شود و خود را زرنگ و باهوش می‌داند. در این مرتبه، نفس انسان از نظر دانایی و پالایش در مرحله پایینی قرار دارد؛ تمام خواسته‌هایش بر مبنای احساس و منافع شخصی و خارج از حیطه عقل و منطق است.

در کوتاه‌مدت، برای خود وسایل شادی را فراهم می‌کند، ولی در درازمدت، خود را به دردسر می‌اندازد و چیزی جز بدبختی، ناکامی، شکست و… به ارمغان نمی‌آورد و این مشکلات را با دست‌های خود به وجود آورده است. قرآن کریم درمورد نفس اماره چنین می‌گوید: «أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» یاد می‌شود آنان که چهارپایانی، بلکه پایین‌تر هستند.

مرحله دوم نفس، از نظر دانایی، نفس لوامه یا سرزنش‌کننده است که آغاز این مرحله، پایان مرحله نفس اماره است. در این مرحله از نفس، انسان دچار عذاب وجدان می‌شود؛ ممکن است بعضی صفات فرد به مرحله نفس لوامه رسیده باشد، اما بعضی صفات او در نفس اماره باشد. به هر حال، انسان با ورود به نفس لوامه، یک پیشرفت در جهت تکامل و دانایی محسوب می‌شود و این ارزش زیادی دارد.

سومین مرحله از نفس، نفس مطمئنه است که انسان با تزکیه، پالایش و دانایی وارد نفس مطمئنه می‌شود. در این مرحله از نفس،

انسان کار غیرمعقول و غیرمنطقی انجام نمی‌دهد. انسان به مرحله‌ای از تشخیص رسیده است که می‌تواند درستی و نادرستی کلیه خواسته‌های خود را تشخیص دهد و فقط خواسته‌های معقول را اجرا کند. کسانی که در این مرتبه از نفس قرار دارند، خداوند آنان را به بهشت خاص خود دعوت می‌کند.

در این وادی، ما می‌آموزیم که مسئولیت زندگی خود را بپذیریم و برای رسیدن به اهداف خود سعی و تلاش کنیم. به عبارتی از ما حرکت، از خدا برکت. باید بدانیم که هر وقت قدرت مطلق را صدا بزنیم، ما را یاری و هدایت می‌کند؛ به شرطی که خواسته‌های ما منطقی و عقلانی باشد. خداوند از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است.

زمانی که این وادی را در زندگی خود به کار بردم، باعث آرامش و نظم در آن شد. در آخر، از مهندس حسین دژاکام و خانواده گرامی‌شان، راهنمای سفر اولم همسفر زهره و راهنمای سفر دومم، همسفر زهرا، بسیار سپاسگزارم که با تمام وجود به من آموزش دادند تا در این مسیر خدمت کنم.

منابع: کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» (صفحه ۲۴ تا ۳۳) از مهندس حسین دژاکام، جزوه جهان‌بینی یک از دکتر امین دژاکام
نویسنده: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
رابط خبری و ویرایش: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان‌سایت
نمایندگی همسفران ملاصدرا(نیک‌آباد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .