جلسه سوم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر حسن و دبیری موقت مسافر غلامحسین و با استادی مسافر راهنما ابوالفضل با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن » پنج شنبه 28 خرداد 1405 ساعت 17شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ابوالفضل هستم یک مسافر

ابتدا به گروه مرزبانی جدید تبریک عرض میکنم و برایشان در مسیر خدمت آرزوی موفقیت دارم. همچنین از راهنمای لژیون یکم، آقا جلیل، سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم از آموزشهای کنگره بهرهمند شوم.
((چه گویم؟ یک رگم هوشیار نیست / شرح آن یاری که او را یار نیست)) ((یار جان را عطا کن آن مقام / اندرون بیحرف میروید کلام))
ای خدای مهربان، فریادرس ما باش که تا تو نخواهی، هیچ امری محقق نخواهد شد. سلام عرض میکنم خدمت همه عزیزان؛ انشاءالله که حال دلتان خوش باشد. «سلامی چون بوی خوش آشنایی، بر این مردمان دیده بر روشنایی». امید که دیدگان ما که به روشنایی باز شده است، در این مسیر و با آموزشهای کنگره ۶۰ مستدام بماند، قبل از ورود به دستور جلسه، شاید در وهله اول به نظر برسد که مشارکت درباره کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» کار دشواری است؛ چرا که نمیدانیم از کدام بخش صحبت کنیم. اما اگر یک حسابوکتاب ساده داشته باشیم، میبینیم که میتوانیم بهراحتی در این باب مشارکت کنیم. ما در طول ۵۲ هفته سال، ۴۸ جلسه آموزشی داریم که ۱۴هفته آن مربوط به وادیها (کتاب عشق) است، تعدادی به جشنها و جلسات خدمتگزاران اختصاص دارد و باقیمانده مربوط به کتاب ۶۰ درجه است، این بدان معناست که دست ما باز است تا درباره تمامی مباحث، از موضوعات فنی و مواد مخدر گرفته تا مسائل جهانبینی و قوانین زندگی، که همگی در این کتاب گنجانده شدهاند، صحبت کنیم. نکته حائز اهمیت این است که کلیات آموزشهای کنگره ۶۰، از جمله تمامی سیدیهای آقای مهندس، در همین کتاب ریشه دارد. بنابراین، بر همه ما واجب است که اگر کتابهای دیگر را مطالعه نمیکنیم، حداقل این کتاب را یک بار بخوانیم، حلقه مفقوده در کنگره ۶۰ «جهانبینی» است و ما در این کتاب، بهخوبی با این مفهوم آشنا میشویم. ما نباید فراموش کنیم که اساس کار ما انسانها کسب آگاهی است؛ چرا که تنها چیزی که با خود از این دنیا میبریم، همین آگاهی و دانایی است. باید سعی کنیم دانایی خود را به «دانایی مؤثر» تبدیل کنیم. دنیا ارزش آن را ندارد که برای مسائل پیشپاافتاده، اوقات زندگی و آرامش خود را تلخ کنیم، در پیشانیِ دفتر کتاب، نوشتههای استاد امین را میبینیم که چگونه نگرش ایشان نسبت به آقای مهندس تغییر کرد و باعث تحولی بزرگ در سیستم زندگیشان شد؛ همان تحولی که باعث شده امروز من و شما اینجا باشیم و از انسانیت صحبت کنیم.سؤال من از خودم و شما این است: آیا دستور جلساتی که برگزار میشود، چیزی به ما اضافه میکند؟ یا صرفاً در حالِ گفتن و شنیدن هستیم؟ آیا سیدیهایی که مینویسیم، آموزشی در پی دارد؟ آیا این کتاب را برای خود واجب دانستهایم؟ حکایت ما، حکایتِ همان قرآنهای خانههایمان است که سالبهسال باز نمیشوند؛ در حالی که خود را مسلمان مینامیم، دوستان عزیز، ترک جسمانی تنها ۵ درصد از مسیر درمان اعتیاد است. ریشهی بسیاری از لغزشها در مسائلی است که شاید به نظر ما کوچک بیایند؛ مثل غیبت کردن، قضاوت، حسادت و کینه. به قول خیام: «دنیا هیچ و اهل دنیا همه هیچ / ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ». پس عبرت بگیریم و تاریخ را تکرار نکنیم، در پایان، میخواهم بگویم که این کتاب ارزش بارها خواندن را دارد. همانطور که ابنسینا ارسطو را بعد از چهل بار خواندن فهمید، ما هم باید استمرار داشته باشیم تا آرامش، بخشش و انسانیت را بیاموزیم، ممنون و متشکرم که به صحبتهای من گوش کردید.
تایپ و ویرایش : مسافر محسن لژیون سوم
عکاس : مسافر محمد لژیون هفتم
ارسال خبر : سایت نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
27