سومین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی لژیون سردار نمایندگی دورود، با استادی مسافر همایون، نگهبانی مسافر پیمان و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه (کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن) سهشنبه 26 خرداد ماه ۱۴۰5 ساعت 16 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان همایون هستم یک مسافر.
خداوند را شاکرم که در جمع شما دوستان هستم. از جناب مهندس دژاکام بسیار سپاسگزارم که چنین بستری را فراهم کردند تا در اینجا آموزش بگیرم. همچنین به شما دوستان عزیز برای راهاندازی این شعبه با تلاش و زحمتی که لبریز از عشق و محبت است، تبریک میگویم. این محبت را از همان بدو ورود به فضای ساختمان حس کردم و با دیدن چهرههای آشنا، خوشحالیام دوچندان شد. از آقا حمیدرضا نیز بابت دعوت و فرصتی که به من دادند تا در این جایگاه خدمت کنم، سپاسگزارم.
دستور جلسه امروز «کتاب ۶۰ درجه و تصاویر آن» است. اگر بخواهم از تجربه شخصیام بگویم، باید به قبل از ورود به کنگره برگردم. ذهنیت من نسبت به کتابها کاملاً متفاوت بود؛ تصور میکردم کتاب خواندن صرفاً جنبه نمایشی دارد تا در جمعهای دوستانه با نام بردن از آثار مختلف، فخر بفروشم. اما با ورود به کنگره و شروع کتاب ۶۰ درجه، همه چیز تغییر کرد.
در ابتدای سفر، مفاهیم عمیق کتاب را درک نمیکردم و تنها شرححال جناب مهندس و نحوه سفر ایشان را دنبال میکردم. اما نکتهای که ذهن مرا درگیر کرد، تعدد چاپ کتاب و تیراژ بالای آن بود. با خود فکر میکردم: «چه چیزی در این کتاب است که باید بارها و بارها چاپ شود؟ «در درونم غوغایی بود که میگفت:» اتفاقی در این کتاب نهفته است که تو هنوز آن را درک نکردهای، پس باید بمانی و در ادامه مسیر به آن دست پیدا کنی.»

کتاب ۶۰ درجه حاوی قوانینی است که در تمام هستی جاری است. بسیاری از ما در خانههایمان کتابخانه داریم، اما شاید از محتوای آنها غافلیم. به اعتقاد من، اگر انسان تنها یکی از فرازهای کتاب ۶۰ درجه را درک کند، میتواند مسیر زندگیاش را متحول سازد. برداشت از تصاویر کتاب، فراتر از زمان و مکان است؛ نکته مهم این است که «ماندن و ادامه دادن» در مسیر کنگره، کلید درک این مطالب است. اگر امروز مطلبی را متوجه نمیشویم، با استمرار در مسیر، قطعاً به آگاهی لازم خواهیم رسید.
در خصوص لژیون سردار نیز همین نگاه را دارم. در ابتدا تصور میکردم من هستم که دارم به لژیون سردار کمک میکنم؛ اما بعدها دریافتم کنگره با قدرت تمام مسیر خود را طی میکند.
لژیون سردار برای من فرصتی است تا توانمند شوم و به آن خواسته قلبی که مهندس در سیدیهای «اختیار و جبر» بر آن تاکید دارند، برسم. قاعده بازی بسیار ساده است: «باید وارد زمین بازی شوی.» کسی که فقط از بیرون به بازی نگاه میکند و وارد گود نمیشود، هرگز قوی نخواهد شد.
اگر در مسیر باشیم، همه چیز خودبهخود مهیا میشود. روزهای اولِ ورود به کنگره، شاید تصور کنیم که باید کارهای عجیبوغریبی انجام دهیم، اما قاعده بازی، همان استمرار در حضور است. نمیتوان فوتبالیستی باشیم که در زمین بازی است اما بگوید: «من فعلاً بازی نمیکنم و میخواهم استراحت کنم!» اگر در بازی باشم و در مسیر بمانم، مطمئنم با چرخشِ پرقدرت کنگره، من نیز به جلو حرکت خواهم کرد.
از اینکه با گوش جان شنیدید، از همه شما سپاسگزارم.
عکس : مسافر حسین مرزبان خبری
بارگزاری و ارسال : مسافر حسین لژیون اول
- تعداد بازدید از این مطلب :
230