یازدهمین جلسه از دوره نود و دوم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه آقایان نمایندگی شادآباد با استادی مسافر اسماعیل، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن» در روز دوشنبه 25 خرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد

سلام دوستان اسماعیل هستم، یک مسافر.
در مورد دستور جلسه امروز - کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن - اگر بخواهم سخنی بگویم، باید به دوازده ماه پیش بازگردم؛ زمانی که وارد کنگره شدم و لژیون آقا سعید را انتخاب کردم. نخستین سخنی که آقا سعید به من گفتند این بود: «برو اول کتاب ۶۰ درجه زیر صفر را از نشریات تهیه کن.»
هنگامی که کتاب را گرفتم، با خود گفتم: «چرا ۶۰ درجه زیر صفر؟» زیرا من در واقع در جهانی دیگر زندگی میکردم و هیچچیز نمیدانستم. با خود اندیشیدم: چرا نام کتاب را منفی ۷۰ درجه یا منفی ۸۰ درجه نگذاشتهاند؟ یعنی چه ۶۰ درجه؟
اگر بخواهم معنای ۶۰ درجه را شرح دهم، باید به بیست سال پیش بازگردم. در آن زمان، من هجده یا نوزده ساله بودم و گرفتار منیت بودم - هرچند معنای واقعی منیت را بعدها در آموزشهای کنگره درک کردم. در آن روزگار، من مصرفکننده نبودم، اما دوستانم مواد مصرف میکردند. حتی یکی از دوستانم به روش URD روی آورده بود. به او گفتم: این کارها چیست که میکنی؟ سه روز در خانه استراحت کن و مانند یک مرد، مواد را کنار بگذار و سر کار خود بازگرد.
دوست من پاسخ داد: اسماعیل جان، اینطور که میگویی ممکن نیست. من همه کار کردهام، هر راهی را رفتهام، اما نتیجهای ندیدهام. به ناچار urd کردهام تا شاید از بند اعتیاد رها شوم.
من گفتم: اینها همه حرف و ادعاست. دوستم گفت: اگر تو یک هفته مصرف کنی، دیگر نمیتوانی از اعتیاد رها شوی. گرفتارش میشوی.
من از روی منیت با او شرط بستم و گفتم: عیبی ندارد؛ من یک هفته مصرف میکنم تا به تو ثابت کنم که این کار چندان دشوار نیست. مگر میشود با این هیکل، با یک هفته مصرف، اسیر مواد شوم؟
دوستم پاسخ داد: مشکلی ندارد، امتحان کن. من رفتم و یک هفته مواد مصرف کردم. پس از یک هفته، مصرف را کنار گذاشتم و با خود گفتم: این کار که دشوار نیست، به راحتی میتوان آن را ترک کرد.
وقتی آقای مهندس میفرمایند: شیطان خود را به بهترین شکل نشان میدهد و از کوچکترین روزنهها عبور میکند، دقیقاً همین جاست. من اکنون درمییابم که بیست سال است در منطقه ۶۰ درجه زیر صفر گرفتار بودهام، بیآنکه خودم خبر داشته باشم.
از چه زمانی وارد این منطقه شدم؟ همان بیست سال پیش، زمانی که از روی منیت آن شرط بندی را انجام دادم، رفتم و مواد کشیدم و سپس آن را کنار گذاشتم. با خود گفتم: مواد که کار دشواری نیست؛ هر وقت نخواهم، آن را کنار میگذارم. من که در مرتبه اول به راحتی کنار گذاشتم و به این ترتیب، اسیر اعتیاد شدم.
این جهان همهاش برای ما گذرگاه است. یکی از این گذرگاهها، همین گذرگاه افیون است که ما گرفتارش شدهایم. من هرگز گمان نمیکردم کسی که از افیون بیزار است، روزی چنین اسیر آن گردد.
اگر بخواهم درباره جهانبینی نیز سخنی بگویم، باید عرض کنم جهانبینی ما پیش از کنگره نیز همین افیون بود. زمانی که وارد کنگره شدم، به من گفتند باید جهانبینی کار کنی. با خود گفتم: این جهانبینی دیگر چیست؟ من پیشتر گمان میکردم جهانبینی یعنی به جهان سفر کنی، به طبیعت بنگری، به گشت و گذار در نقاط مختلف جهان بپردازی. درک من از جهانبینی پیش از این، همین بود.
اما هنگامی که آموزشهای کنگره را دریافت کردم، تازه فهمیدم جهانبینی مورد نظر آقای مهندس، چیز دیگری است. اگر این جهانبینی را سالها پیش، در کلاسهای درس به ما میآموختند، من اکنون بیست سال در منطقه ۶۰ درجه زیر صفر گرفتار نبودم.
از توجه شما به سخنانم، سپاسگزارم.
تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
105