جلسه ششم از دوره نود و یکم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با استادی مسافر یوسف، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه « کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» روز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان یوسف هستم، یک مسافر.
پیش از هر چیز، خدای خود را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این توفیق نصیبم شد تا در این جایگاه حضور یافته و خدمتگزار باشم.
دستور جلسه امروز شامل دو بخش است: بخش نخست، مربوط به دستور جلسه هفتگی یعنی کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» میباشد؛ و بخش دوم، جشن اولین سال رهایی مسافر عزیز، حجت است که با هم آن را جشن میگیریم.آقای مهندس روز چهارشنبه درباره این دستور جلسه و کتاب سخن گفتند. اگر بخواهم خودم در مورد این دستور جلسه صحبت کنم، باید بگویم که کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر برای من یک مرجع محسوب میشود. من میتوانم از این کتاب به عنوان منبعی برای شناخت خودم و شناخت مواد مخدر استفاده نمایم
این کتاب نه تنها برای من که یک مصرفکننده هستم، بلکه برای اقشار گوناگون جامعه و خانوادهها نیز قابل بهرهبرداری است. دلیل این گستردگی کاربرد آن است که آقای مهندس، تجربیات شخصی خود را در زمینه اعتیاد، مو به مو و بدون هیچ کم و کاستی در این کتاب به رشته تحریر درآوردهاند. به همین دلیل، وقتی فردی این کتاب را مطالعه میکند، بهطور کامل با آن ارتباط برقرار میکند و مطالب در دلش مینشیند. من نیز یکی از همین افراد بودم که این کتاب به شدت بر دلم نشست.
یکی از هممحلیهای قدیمی ما که اتفاقاً در یک سازمان مردمنهاد دیگر فعالیت میکرد، هنگامی که فهمید من به کنگره آمدهام، به من گفت: جای بسیار خوبی رفتهای؛ و یکی از عواملی که مرا به فکر ترک و درمان اعتیاد انداخت، همین کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه شما بود.
خود من وقتی برای نخستین بار کتاب را خواندم، بسیاری از مطالب برایم گنگ و نامفهوم بود. اما پس از چندین بار مطالعه و دقت در جزئیات آن، دریافتم که این کتاب میتواند کمک شایانی به منِ مصرفکننده بنماید. زیرا من نه شناختی بر خود داشتم، نه بر مواد مخدر اشرافی داشتم و نه بر مسیری که میخواستم طی کنم. همواره ترکهای ناموفق بسیاری را تجربه کرده بودم و در نهایت، آنچه برای من ثمربخش واقع شد، همین روش DST در کنگره ۶۰ بود. من خود هر زمان و در هر مکانی که فرصت کنم، از این کتاب استفاده میکنم و امیدوارم بتوانم از آن دانش و معرفت بیاموزم.
بخش دوم دستور جلسه مربوط به تولد اولین سال رهایی مسافر حجت عزیز است. آقا حجت، تقریباً یک سال و نیم پیش، وارد لژیون بنده شدند. ایشان تخریب بسیار بالایی داشتند، شرایط روحی بسیار آشفتهای را پشت سر میگذاشتند و ترکهای ناموفق متعددی نیز تجربه کرده بودند. پس از ورود به کنگره، سفری بسیار منظم و استاندارد را آغاز کردند و توانستند در زمان مقرر، گل رهایی را از دستان مبارک آقای مهندس دریافت نمایند.
در سفر دوم، وضعیت به گونهای است که حجت خدمت میکند، اما نمیتواند از این خدمت بهره لازم را ببرد. من شخصاً معتقدم هرگاه در کنگره خدمت میکنم، باید اثرات آن خدمت را در زندگی خانوادگی و شغلی خود مشاهده کنم؛ و باور دارم که آن خدمت باید برای من بار معنوی و عملی به همراه آورد. امیدوارم حجت بتواند از خدمتی که انجام میدهد استفاده کافی را ببرد و به جایگاههای والاتر نائل آید. حجت خدمتگزار کنگره و همچنین عضو لژیون سردار است. امیدوارم بهترینها برایش رقم بخورد. از توجه شما به سخنانم، سپاسگزارم.
.jpg)
خلاصه سخنان مسافر
سلام دوستان حجت هستم، یک مسافر.
خداوند را بابت تجربه چنین روزی که به لطف او و با دستان پرتوان آقای مهندس دژاکام – که در روزگار ما چون الماسی میدرخشند – شکر میگزارم. این حال خوش، به واسطه لطف الهی، وجود آقای مهندس و تمام خدمتگزارانی که در کنگره مشغول خدمت هستند، نصیب من گردیده است
مراتب قدردانی خود را از آقای مهندس حسین دژاکام، بنیان کنگره ۶۰، آقای دکتر امین (استاد جهانبینی)، دیدهبانان محترم کنگره ۶۰ از آغاز تأسیس تا به امروز، مرزبانان و ایجنتهای گرامی تمام دورهها و بهویژه راهنمایان عزیزی که چون نوری در تاریکی، مسیر را برای منِ مسافر روشن و هموار ساختهاند تا بار دیگر به زندگی بازگردم، به جای میآورم.
همه ما دوران تاریک اعتیاد و بندی را که این بیماری بر روح، روان و تمام زندگیمان میزند، تجربه کردهایم. من در گذشته، راههای گوناگونی را بارها برای درمان یا حتی ترک مصرف آزمودم، اما هیچگاه در این کار توفیق نیافتم. پس از آن که به کنگره وارد شدم، دریافتم متون و روشهایی که دنبال میکردم، صحیح نبودهاند. تنها دانش و روش کنگره است که صحیح بوده و راه و شیوه درمان را پیش روی ما نهاده است.
سرانجام روزی، به واسطه دو تن از دوستانم با کنگره آشنا شدم. هنگامی که وارد کنگره شدم، با برخورد بسیار شایسته و سرشار از مهر راهنمای تازهواردین و سایر عزیزان، من جذب کنگره شدم. از آن روز تاکنون کوشیدهام خدمتگزار باشم، بیشتر شنوندهای خوب باشم و کمتر سخن بگویم.
بنده برای عزیزان تازهوارد و مسافران سفر اولی توصیهای دارم و آن این است که راه پیدا شده و مسیر درمان پیش روی ما قرار دارد. تنها کافی است که خواستهای قلبی داشته باشیم و با حضور منظم در کنگره، فرمانبردار باشیم، تا بتوانیم از این سرمای ۶۰ درجه زیر صفر که آقای مهندس در کتاب خود از آن سخن گفته و مایۀ یخ زدن تمام حسهای ما شده بود، عبور کنیم و بار دیگر احساسات خود را بیدار سازیم. من که روزگاری به سبب بسته شدن حسهایم، دختر خود را – هنگامی که میخواست به من نزدیک شود – از خود دور میکردم، اکنون او را در کنار خود جای داده و به سخنانش گوش میسپارم؛ چراکه حسهای من بیدار شدهاند.
در پایان، از راهنمای عزیزم که حقی بزرگ بر گردن من دارند، تشکر میکنم. ایشان تمام بدحالیها و احوال ناخوش من را با روی گشاده و مهربانی تحمل میکردند. امیدوارم هر آنچه خیر و صلاح ایشان است، در زندگیشان رخ دهد. از توجه شما به سخنانم، سپاسگزارم.
.jpg)
رهاییهای هفته:
.jpg)
تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
55