English Version
This Site Is Available In English

ویترین کنگره۶۰، کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه‌ زیرصفر

ویترین کنگره۶۰، کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه‌ زیرصفر

جلسه دوازدهم از دوره چهل و یکم سری کارگاه‌های آموزشی، خصوصی مسافران کنگره۶۰، نمایندگی شیخ‌‌بهایی اصفهان با استادی راهنما مسافر حسین و نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر داوود با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیرصفر و تصاویر آن» در روز یکشنبه ۲۵ خردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر. 

از دبیر عزیز بابت گزارششان سپاسگزارم. همچنین از ایجنت، گروه مرزبانی و نگهبان عزیز تشکر می‌کنم که اجازه دادند در خدمت شما باشم. 

قبل از اینکه به دستور جلسه برسم با خودم فکر می‌کردم چند کلمه‌ای درباره دعوت از افرادی صحبت کنم که سال‌ها جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، حضور داشته‌اند و تجربه‌های زیادی دارند. نگهبان این اختیار را دارد که دو نفر را برای استاد جلسه دعوت کند و بقیه نیز طبق نظر لژیون خدمتگزار مشخص می‌شوند. گاهی بعضی از عزیزان خیلی پیگیر هستند که حتماً برای صحبت دعوت شوند. به نظر من نباید فقط به خاطر آن افراد این کار را انجام دهیم. شاید آن افراد چندان نیازی هم نداشته باشند؛ بلکه بهتر است به خاطر خودمان از حضور کسانی استفاده کنیم که تجربه بیشتری دارند و روزهای بیشتری را در کنگره۶۰، سپری کرده‌اند. 

بهترین کاری که می‌توانیم، انجام دهیم این است که از تجربه این افراد بهره بگیریم. من با خودم فکر می‌کردم اگر کسی بخواهد برای حل صورت مسئله مشکل من وقت بگذارد و با تمام وجود تجربه‌هایش را در اختیارم قرار دهد، حاضر هستم سال‌ها هزینه پرداخت کنم تا چنین فرصتی برایم فراهم شود. ما می‌دانیم که در بیرون از کنگره۶۰، چنین چیزی کمتر اتفاق می‌افتد. معمولاً هر کسی تلاش می‌کند آنچه را که دارد برای خودش نگه دارد و کمتر آن را در اختیار دیگران قرار دهد؛ اما در کنگره۶۰، این‌گونه نیست. 

دلیل این موضوع هم به خود آقای مهندس حسین دژاکام برمی‌گردد. ایشان از ابتدا هر آنچه را که داشتند در اختیار دیگران قرار دادند و هر کاری را که برای خودشان انجام دادند، برای دیگران نیز انجام دادند؛ بدون اینکه هیچ‌گونه خساستی داشته باشند. همین موضوع باعث شد که این علم روزبه‌روز گسترش پیدا کند. خیلی خوب است که از افرادی مانند آقا محمد، آقا هادی، آقای جلال و سایر عزیزانی که بچه‌ها خودشان آن‌ها را می‌شناسند استفاده شود. به نظر من این موضوع می‌تواند به پیشبرد اهداف کنگره۶۰، در آن شعبه کمک کند، حس بهتری ایجاد کند و سنت خوبی را به وجود بیاورد تا افرادی که در کنگره۶۰، هستند بهتر بتوانند خدمت کنند و بیشتر روی خودشان کار انجام دهند. به نظر من این کار بسیار زیباست، چون افراد یاد می‌گیرند و بعد خودشان دوباره در همان چرخه قرار می‌گیرند. همه ما که اکنون اینجا هستیم، در همین چرخه قرار داریم؛ افرادی که امروز سفر اول هستند، فردا راهنما می‌شوند، بعد ایجنت می‌شوند و پس از آن دوباره این چرخه ادامه پیدا می‌کند. از نگهبان جلسه آقا عباس سپاسگزارم و اکنون به دستور جلسه می‌پردازم. 

دستور جلسه امروز کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیرصفر و تصاویر آن است. به نظر من، بنیان و اساس اصلی آموزش در کنگره۶۰، همین کتاب است. چکیده کلی آموزش‌های کنگره۶۰ در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر قرار دارد. حتی بسیاری از فایل‌های صوتی آقای مهندس دژاکام که درباره موضوعات مختلف صحبت کرده‌اند، در واقع توضیح و تبیین بخش‌هایی از همین کتاب هستند. همچنین کتاب عشق و چهارده مقاله نیز برگرفته از همین کتاب هستند. بنابراین کتاب مرجع ما در کنگره۶۰، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است. این مطلب از کتاب مرجع ما گرفته شده است. واقعا جای تاسف دارد اگر کسی یک ماه وارد کنگره۶۰، شده باشد و حتی یک بار هم این کتاب را نخوانده باشد. من همیشه این سوال را می‌پرسم که آیا این کتاب را به‌ طور کامل خوانده‌اید؟ 

بعضی از دوستان می‌گویند ما جزوه می‌خواهیم. من می‌گویم من جزوه‌ای ندارم و به کسی هم نداده‌ام. سپس دوباره می‌پرسم آیا خود کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را تا به حال خوانده‌ای؟ چون بچه‌ها صادق هستند، خیلی وقت‌ها می‌گویند واقعیتش نه. می‌گویند پنج سال یا شش سال یا حتی هفت سال است که به کنگره۶۰ می‌آییم؛ اما هنوز این کتاب را کامل نخوانده‌ایم. در حالی که به نظر من این کتاب باید هر چند ماه یک بار به طور کامل مطالعه شود. خود من هم بارها این کتاب را خوانده‌ام و بچه‌ها هم می‌دانند که هر بار که این کتاب را می‌خوانیم، برداشت و درک ما متفاوت می‌شود. چون اطلاعات ما دائماً در حال افزایش است، هر بار که دوباره کتاب را مطالعه می‌کنیم، دریافت عمیق‌تری از مطالب پیدا می‌کنیم. همان کلمات و همان جملات هستند؛ اما با توجه به دانسته‌های جدیدی که به دست آورده‌ایم، برداشت ما از آن‌ها تغییر می‌کند و عمیق‌تر می‌شود. 

خودم به یاد دارم که قبل از ورود به کنگره۶۰، در جاهای مختلفی برای ترک اقدام کرده بودم؛ اما مانند بسیاری از افراد موفق نشده بودم. زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم، از همان روز اول کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را گرفتم. آن زمان آقای منصوری تازه لژیون تشکیل داده بودند و من نفر اول یا دوم آن لژیون بودم. کتاب را گرفتم و به خانه رفتم. وقتی به خانه رسیدم، نشستم و شروع به خواندن کتاب کردم. یادم نیست تا چه ساعتی بیدار ماندم؛ اما آن شب تقریبا تا حدود ساعت دو بامداد بیدار بودم و با دقت کتاب می‌خواندم. فکر می‌کنم تقریبا تا انتهای کتاب را خواندم و شاید فقط چند صفحه آخر باقی مانده بود. 

حسی که از اولین بار خواندن این کتاب در من ایجاد شد هنوز در ذهنم باقی مانده است. حس یک انسان تشنه، سرگردان و گرفتار در مشکلات فراوان که ناگهان با سخنان جدیدی روبه‌رو می‌شود. وقتی کتاب را می‌خواندم، شاید معنای تک‌تک کلمات را به‌ خوبی درک نمی‌کردم؛ اما در ذهنم تصویری شکل گرفته بود. انگار در دشتی بسیار بزرگ ایستاده بودم و در آن دشت کلبه‌ای وجود داشت. در آن کلبه شخصی حضور داشت و افراد مختلفی به آنجا می‌آمدند با او صحبت می‌کردند و دوباره می‌رفتند. در کتاب از او با عنوان نگهبان یا مهندس یاد شده بود. هر بار که این صحنه‌ها را تصور می‌کردم، برایم بسیار زیبا و دلنشین بود. هنوز هم دقیقاً نمی‌دانم چرا چنین احساسی داشتم؛ اما واقعا این حس را تجربه کرده بودم. مخصوصاً پیام‌ها را با اشتیاق زیادی می‌خواندم. 

بعضی از بچه‌ها می‌گویند پیام را خواندیم؛ اما چیزی متوجه نشدیم. به نظر من محال است انسان چیزی متوجه نشود. شاید در ظاهر تصور کنیم که مطلبی را درک نکرده‌ایم؛اما نفس ما و صور پنهان ما کلمه به کلمه آن را دریافت می‌کند. به همین دلیل است که گاهی تغییر در درون ما ایجاد می‌شود، حتی اگر نتوانیم آن را به زبان بیاوریم. اگر این کتاب را بخوانیم، حس زیبایی در ما ایجاد می‌شود. برای درمان اعتیاد نیز حتماً باید یک جایگزین وجود داشته باشد و یکی از این جایگزین‌ها همین خواندن کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است. 

جناب آقای مهندس دژاکام در کنگره۶۰ می‌فرمایند: «نور، صوت و حس ارتباط ما را با دنیای بیرون برقرار می‌کند». اگر بخواهیم در خودمان تغییری ایجاد کنیم، این تغییر از طریق همین ارتباط با دنیای اطراف شکل می‌گیرد. هر چیزی که یاد می‌گیریم، نتیجه ارتباط ما با جهان بیرون از طریق نور، صوت و حس است. نور همان خواندن کتاب و دیدن تصاویر آن است و هر شخص نیز تصویر خاص خود را از این مفاهیم در ذهنش می‌سازد. تصویری که من از عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر یا یخبندان در ذهنم داشتم، شبیه یک پیکان قدیمی بود که با لاستیک‌های فرسوده در جاده حرکت می‌کرد و هر لحظه ممکن بود در برف و یخبندان گرفتار شود. گاهی که با بچه‌ها صحبت می‌کردم، به یاد آن تصویر می‌افتادم و با خودم می‌گفتم نکند این بهمن روی سرم آوار شود. حتی گاهی نزد راهنما می‌رفتم و می‌گفتم نمی‌شود کاری کرد که این ده ماه زودتر تمام شود؟ 

این تصاویر آن‌قدر در ذهنم زنده شده بود که انگار واقعاً در مقابل چشمانم قرار داشتند. به نظر من کسی که سه ماه است وارد کنگره۶۰، شده باید کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را کامل خوانده باشد و بتواند حداقل بیست دقیقه درباره هر تصویر آن صحبت کند. اینکه فقط ظاهر یک درخت را ببینیم شاید برای یک امتحان کافی باشد؛ اما برای درک مفاهیم کتاب کافی نیست. باید ببینیم این درخت در کتاب چه پیامی برای درمان اعتیاد ما دارد. اگر در این درخت حشرات و کرم‌هایی وجود داشته باشند که باعث پوسیدگی آن می‌شوند، باید ببینیم این موضوع در درون ما و در صور پنهان ما چه مفهومی دارد. 

ما باید این درخت را واقعا حس کنیم. باید حرکت آن کرم‌ها را در وجود خودمان درک کنیم. وقتی تصویر یخبندان را می‌بینیم یا نوری را که پس از رهایی دیده می‌شود، باید بدانیم که این نیز بخشی از همان مسیر رهایی است. البته در عین حال باید مراقب باشیم؛ زیرا گاهی همین نور می‌تواند ما را از مسیر کنگره۶۰، دور کند. 

گاهی منیت یا گم کردن مسیر باعث می‌شود که انسان به بهانه کمک به دیگران یا خدمت، در واقع به دنبال فرمانروایی باشد نه خدمت. در این صورت انسان به بخش تاریک صور پنهان خود که قدرت‌طلبی را دوست دارد غذا می‌دهد، در حالی که تصور می‌کند در حال خدمت کردن است. بنابراین وقتی این نور را می‌بینیم باید مراقب باشیم؛ زیرا گاهی همین نور می‌تواند انسان را از کنگره۶۰، دور کند. در این سال‌ها هم دیده‌ایم که افراد زیادی به همین دلیل از کنگره۶۰، جدا شده‌اند. 

ان‌شاءالله بتوانیم به عنوان پیشکسوتان کنگره۶۰، ببینیم چه کاری از دستمان برمی‌آید و آن را بدون اینکه نظم و انضباط کنگره۶۰، به هم بخورد، انجام دهیم. پیشکسوت بودن نباید مانند درختی باشد که سایه‌اش مانع رشد دیگران شود. ما خودمان باید متوجه این موضوع باشیم و مراقب باشیم که سایه ما مانع رشد دیگران نشود. باید تلاش کنیم محبت و مهر کنگره۶۰ را به تازه‌واردان منتقل کنیم. همچنین باید با کلام و رفتار خود بین راهنماها، مرزبانان، ایجنت‌ها و دیدبانان انسجام و همدلی ایجاد کنیم. همیشه باید تلاش کنیم با رفتار و گفتار خود صلح و آشتی را میان افراد برقرار کنیم. زیرا گاهی ما الگو هستیم و یک رفتار کوچک ما ممکن است تاثیر بزرگی در کنگره۶۰ ایجاد کند. همچنین باید بدانیم هیچ زمانی وجود ندارد که بگوییم دیگر از خواندن کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر بی‌نیاز شده‌ایم. این کتاب همواره باید مطالعه شود. جناب آقای مهندس دژاکام نیز می‌فرمایند: «در سفر اول مسافر باید همواره دو کتاب را مطالعه کند؛ یکی کلام‌الله و دیگری علم». یکی از علوم مهمی که در کنگره۶۰، وجود دارد همین کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است و خواندن مداوم آن باعث می‌شود مسیر خود را گم نکنیم. 

جناب آقای مهندس دژاکام درباره نوشتن از روی فایل‌های صوتی، تصویرسازی، شنیدن و ایجاد نور و حس صحبت می‌کنند و می‌فرمایند: «همین موضوعات باعث می‌شود افراد در کنگره۶۰ به رهایی برسند». 

در پایان، شعری را که در ابتدای کتاب و همچنین در انتهای آن آمده است قرائت می‌کنم. به نظر من هدف کلی کنگره۶۰، در همین شعر نهفته است و معنای عمیق آن را می‌توان در وادی چهاردهم کتاب عشق پیدا کرد. بدون شک انتخاب این شعر از میان آثار فراوان شاعران فارسی توسط جناب آقای مهندس دژاکام بی‌دلیل نبوده است. امیدوارم بتوانیم معنای واقعی آن را درک کنیم.

  • بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم  
  • فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم  
  • اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد  
  • من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم  
  • شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم  
  • نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم  
  • چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش  
  • که دست افشان غزل خوانیم و پا کوبان سر اندازیم  
  • اگر خرقه رهن خانه خمّار دارد پیر  
  • که در ساغر کشانش رازها با دلبران بازیم  
  • ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی  
  • از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزیم  
  • چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن  
  • که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی  
  • بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه  
  • که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم  
  • سخن دانی و خوش‌خوانی نمی‌ورزی بیا حافظ  
  • که از قید تعلق‌ها دمی آزاد بگشاییم

 

  • تایپ: مسافر حامد (لژیون۵)، مسافر مهدی (لژیون۱۶)، مسافر مهرداد (لژیون۵)، مسافر پارسا (لژیون۱۴) 
  • ویراستار: مسافر حسین (لژیون۲۳)
  • سیستم صوتی و دیتاشو: مسافر حجت (لژیون۱۹)، مسافر مرتضی (لژیون۵)، مسافر وحید (لژیون۶)
  • تنظیم: مسافر رضا (لژیون۱۶) دبیرسایت
  • مرزبان خبری: مسافر رسول
  • تهیه و ارسال: مسافر حمزه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .