رهایی در کنگره ۶۰ فقط به معنی پایان مصرف نیست ؛ برگشت انسان به خودش است.
زمانی که از «رهایی» سخن میگوییم، شاید در نگاه نخست، تصویری از پایانِ یک مصرفِ پنهان در ذهن نقش ببندد؛ اما برای ما همسفران، رهایی معنایی فراتر از این دارد. رهایی برای ما، نه یک نقطه، که یک «فرایند» است؛ سفری است از دنیای تاریکِ تردیدها به سرزمینِ روشنِ باورها.
وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، کمکم فهمیدم که این مسیر فقط برای مسافر نیست، برای من هم هست.
من هم باید یاد میگرفتم صبور باشم، یاد بگیرم به جای ناامیدی، امید را انتخاب کنم.
کنگره به من آموخت که اگر مسافر در بند مواد اسیر است من هم در بند «جهان بینی غلط» گرفتار هستم ؛ من آموختم که جایگاه خودم را به عنوان همسفر باید درک کنم و به جای قضاوت و داوری بال پرواز او باشم.
در نهایت این مسیر به پایان رسید اما این فقط پایانِ یک سفر نبود، بلکه آغازِ دوبارهی همهی آرزوهایِ کوچک و بزرگی بود که مدتها در دلِ خاکسترِ اعتیاد دفن شده بودند.
حالا میدانم که هر سقوطی، تمرینی است برای یک صعودِ بلندتر؛ و هر رهایی، وعدهی خداوند است به کسی که با تمام وجود، خواهانِ زیستن است.
ممنونم از کنگره ۶۰ که زندگی را به ما هدیه و ما را به آینده امیدوار کرد .
.jpg)
.jpg)
.jpg)
دلنوشته: همسفر قربانعلی رهجو لژیون چهارم
بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
114