English Version
This Site Is Available In English

سیگار تفکر انسان را آلوده نگه می‌دارد

سیگار تفکر انسان را آلوده نگه می‌دارد

چهارمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر مهدی، نگهبانی مسافر افشین و دبیری مسافر مرتضی، با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» یکشنبه ۱۳ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر.

خداوند را شکر و سپاس می‌گویم که امروز در این جایگاه هستم و فرصت آموزش گرفتن دارم. دستور جلسه این هفته، دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ) است.

موضوع صحبت من در مورد یک گره بزرگ در مسیر سفر است: «سیگار». اگر منِ مسافر نتوانم از ابتدای حرکتم با معضل سیگار مقابله کنم و برای آن تفکر درستی نداشته باشم، این مشکل تا سفر دوم و حتی پس از آن باقی خواهد ماند. دیده‌بان محترم، آقای سلامی، می‌فرمایند: «جهانِ هستی با عدد و رقم می‌فهمد که تو چگونه عمل کرده‌ای.» متأسفانه ۹۹ درصد برگشت‌های کنگره، به دلیل درمان نشدن سیگار است. یعنی من هرچقدر هم سفر خوبی داشته باشم، منظم باشم و سی‌دی‌هایم را مرتب بنویسم، اگر فکری به حال سیگار نکنم، فرکانس درونی من تغییر نمی‌کند و اتفاق مثبتی در مسیر درمانم رخ نخواهد داد.

اگر می‌خواهم اعتیاد از من جدا شود، باید تمام مشتقات آن نیز از من جدا شوند. اکثریت ما ابتدا با سیگار وارد وادی اعتیاد شدیم؛ درِ یک باغ به‌ظاهر زیبا را باز کردیم و هرچه جلوتر رفتیم، فهمیدیم در واقع وارد یک باتلاق شده‌ایم. حالا که می‌خواهیم از این باتلاق خارج شویم، باید آن در را برای همیشه ببندیم. تا زمانی که سیگار دست می‌گیرم، حس من همچنان حس یک مصرف‌کننده است و هیچ تغییری در من ایجاد نمی‌شود.

سیگار تمام سیستم بدن انسان را درگیر کرده و تفکر او را آلوده نگه می‌دارد. سیگار تمام حس‌های انسان را در هاله‌ای از «مه» پنهان می‌کند و اجازه نمی‌دهد فرد به درمان کامل و تعادل برسد. ماهیت سیگار با غم عجین است؛ وقتی سیگار می‌کشیم، ما را به سمت غم‌ها و شکست‌های گذشته سوق می‌دهد و لحظه‌ی حال را نابود می‌کند.

بعضی وقت‌ها تصور می‌کنیم که با نکشیدنِ سیگار قرار است سختی زیادی متحمل شویم. آیا واقعاً سختیِ آدامس خوردن از مصرف مواد مخدر بیشتر است؟ ما که آن‌همه سختی را پشت سر گذاشتیم، آیا باید از مصرف آدامس بترسیم؟ قطعاً خیر. اتفاقاً با درمان سیگار، حالم بهتر خواهد شد، رنگ پوستم باز می‌شود، حس‌هایم زنده می‌شود و دیگر به زمین و زمان ایراد نمی‌گیرم؛ چرا که سیگار نمی‌گذارد سطح کورتیزول خون تنظیم باشد و مدام باعث می‌شود به دیگران گیر بدهم.

بله، سیگار لذت‌های کاذبی دارد، اما این لذت‌ها دیگر به کار منِ مسافر نمی‌آید. کسی که ریه و سلامتی‌اش را به پای سیگار داده، باید برای درمانش اقدام کند. هیچ فرقی هم بین سیگار، قلیان، ویپ و پیپ نیست؛ همه یک کار را انجام می‌دهند و اجازه نمی‌دهند درمانِ من تکمیل شود.

باید یک‌بار برای همیشه انتخاب کنیم و مسئله را از ریشه حل کنیم. نباید بیش از این فکر کنیم که اگر سیگار نکشم چه می‌شود؛ باید وارد پروسه‌ی درمان شویم. آدم باید خواسته‌اش را قوی کند، وارد لژیون ویلیام وایت شود و برای همیشه از وادی مصرف‌کننده بودن خارج شود.

از اینکه به حرف‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر محمد لژیون ۷

عکاس: مسافر صابر لژیون ۱۱

تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶

ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .