یازدهمین جلسه از دوره هشتاد و چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه آقایان نمایندگی شادآباد با استادی مسافر توحید، نگهبانی مسافر محمدعلی و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه «دخانیات» در روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، توحید هستم یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این توفیق نصیب من شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و از شما عزیزان آموزش ببینم. از راهنمای محترمم، آقا رضا بابت اعتمادشان به من، صمیمانه تشکر میکنم.
دستور جلسه امروز در مورد «دخانیات» است. همه ما میدانیم که دخانیات، دروازه ورود به تاریکی اعتیاد محسوب میشود. اما من از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کردم و از خود پرسیدم: دروازه خروج از این تاریکیها و رهایی از سیگار چیست؟ پس از تأمل، به این نتیجه رسیدم که بستر این خروج توسط کنگره ۶۰ فراهم شده است؛ باقی کار به من مسافر، بستگی دارد که برای عبور از این تاریکی چه اقدامی انجام میدهم.
از دیدگاه من، یکی از عواملی که در خروج از تاریکی نقش اساسی دارد، حضور غیاب و به موقع رسیدن در جلسات است. نوشتن نام و ثبت حضور، به من میآموزد که باید تمرین کنم تا نظم و انضباط را فراگیرم. اگر این نظم و انضباط را کسب کنم، ناخواسته آبمیوههای طبیعی کنگره نیز نصیبم خواهد شد.
وقتی منِ مسافر، به موقع وارد کنگره میشوم و مشاهده میکنم که پیش از جلسه اصلی، لژیونهایی برگزار شدهاند، این پرسش برایم مطرح میشود که این لژیونها چه هستند؟ سپس برایم توضیح میدهند که این لژیونها، برای نمونه، لژیون درمان سیگار یا لژیون کاهش و افزایش وزن میباشند. بدین ترتیب، با حضور در این لژیونها میتوانم از آن آبمیوههای ارزشمند بهرهمند شوم.
یکی دیگر از عواملی که مرا از تاریکی خارج میسازد، حضور در کارگاه است؛ زیرا مانع از معرکهگیری من در کوچه و خیابان میشود. اگر در کارگاه حاضر نشوم، با چند نفر دیگر از دوستان در کوچه و خیابان جمع میشویم، سیگار میکشیم و به معرکهگیری میپردازیم؛ در حالی که حضور در کارگاه از بروز این رفتارها جلوگیری میکند.
من حتی در طول دوره خدمت خود در مرزبانی نیز، هنگام ورود، نامنویسی میکردم. این کار را بدان منظور انجام میدادم که فراموش نکنم از کجا آمدهام و چه روزگاری را پشت سر گذراندهام.
دیروز در پارک لاله، موضوعی توسط آقا کامران، دستیار دیدهبان محترم آقای خدامی مطرح شد. ایشان فرمودند: حدود ۹۷ درصد از افرادی که در کنگره برگشت میخورند، کسانی هستند که سفر سیگار خود را انجام ندادهاند. حدود یک درصد، افرادی هستند که ۴۰ سیدی سفر اول خود را به خوبی ننوشتهاند و حدود یک تا دو درصد نیز شامل کسانی میشود که در کنگره خدمتی انجام ندادهاند.
بر این اساس، من دریافتم که اگر قرار است رهایی من در کنگره پایدار باشد و بخواهم رهایی خود را بیمه کرده باشم، باید سفر سیگار را انجام دهم، چهل سیدی سفر اول، سیدیهای سفر دوم و سیدیهای هفتگی را بنویسم و در کنگره خدمتگزار باشم.
موضوع دیگر آن که هنگامی که ما برای درمان اعتیاد خود اقدام میکنیم، سیستم ایکس ما فعال میشود و فرآیند بازسازی خود را آغاز میکند. اگر در طول سفر اول، سیگار مصرف کنم، در واقع با وارد کردن مواد مخدر خارجی به بدن، تخریب ایجاد میکنم و مانع از بازسازی کامل سیستم ایکس خود میشوم. به همین دلیل، ممکن است دوام رهایی من کاهش یابد، زیرا بازسازی به طور کامل صورت نگرفته است.
از خداوند متعال میخواهم که به من و سایر عزیزان، توفیق خدمتگزاری در کنگره را عطا فرماید. من زمانی که در این مسیر قرار گرفتم، توانستم زندگی خوب و آرامی را تجربه کنم. در پایان، دوست دارم این نکته را بیان کنم: «آن کس که بخواهد، راهش را پیدا میکند و آن کس که نخواهد، بهانهاش را.»
از توجه شما به سخنان بنده، سپاسگزارم.
تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
77