جلسه چهاردهم از دوره پنجم کارگاه آموزشی همسفران نمایندگی دماوند به استادی راهنما همسفر لیلا و نگهبانی همسفر زینب و دبیری همسفر رؤیا با دستور جلسه( وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است). در روز سهشنبه ۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۴ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
وادی دوازدهم: در آخر امر، امر اول اجرا میشود. به طور کلی مفهومش را بخواهم بگویم که وادی نوشته شده است، که گندم اگر بکاری در نهایت گندم برداشت میکنی در طی زمان خاصی و در ذهن ما هر چه میگذرد به آن میرسیم اگر فکر کنم من مریض هستم، مریض میشوم، اگر فکر کنم نمیتوانم مشکلاتم را حل کنم، نمیتوانم حل کنم، اگر فکر کنم أه چقدر سخت است چقدر باید بیایم کنگره یک جوری میشود و یک مسیری را حرکت میکنم، که نتوانم بیایم کنگره یعنی از من این نعمت گرفته میشود. هر چقدر بیایم در کنگره، بهبه و چهچه کنم و بگویم چه جای خوبی است و چقدر انرژی میگیرم؛ ولی در دلم و در باورم یک چیز دیگر باشد هستی تمام تلاش خودش را میکند تا من را به آن باور برساند مثلاً دوست ندارم سیدی بنویسم به یک مسیری میروم که نتوانم بنویسم پس افکارمان را درست کنیم.
وادی سیزدهم میگوید: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. مفهوم کلیاش این است که هیچ چیزی تمام نمیشود و هر چیزی ظاهراً تمام شود از یک جایی دیگر شروع میشود. در وادی جملههای قشنگی است که هر دفتری که بسته شود یک دفتری دیگر باز میشود برای مثال: دفتر سیدیتان تمام شود یک دفتر سیدی جدید باز میکنید، مسافری که سفرش تمام شده باشد یک مسافری دیگر سفرش را شروع خواهد کرد، هر حلاجی که برداشته بشود، حلاجهای دیگر سر از خاک در میآورند و هیچ چیزی تمام نمیشود، همه چیز از حلقهای به حلقه دیگر، از خطی به خط دیگر و فقط ما تبدیل داریم، انتقال داریم، تمامی نداریم.
هر مسافری که وارد سفر دوم میشود یک همسفر فکر نکند که بگوید مسافرم رها شد و دیگر تمام و بروم؟ خیر وارد یک خط جدید شده است و برای آموزش باید بماند و آموزش بگیرد تا به رشد برسد تا بتواند مشکلات را خود حل کند؛ زیرا هدف اصلی انسان که به این کره خاکی آمده است، اینکه بتواند راه حل مشکلاتش را خودش پیدا کند. حال برای شروع کمک میگیرد از دیگران ولی در ادامه خودش است که باید مشکلاتش را حل کند.
ادامه وادی سیزدهم این است، که من همسفر با حال پریشان و ناامید، حال خراب مصرفکننده، افکار و اندیشه غلط وارد کنگره شدهام، که در وادی میگوید تغییرات در بیولوژیک، افکار و اندیشه بهوجود میآید. کنگره هر دو را هدف قرار میدهد، با آموزشهایی که میدهد و سیدیهایی که مینویسیم. مثلاً با متد DST، با متد درمان قلیان و سیگار، با متد آقای دژاکام که برای چاقی و لاغری است، با اینکه میفرماید: شب به موقع بخوابید، صبح زود از خواب بیدار شوید، ورزش کنید و به سلامتیتان رسیدگی کنید. اینها در کنار هم باعث میشود که اندکاندک من تغییر کنم و تبدیل بشوم به انسان شاداب، افسرده نباشم، امیدوار باشم و حال من خوب باشد تا بتوانم مشکلات را حل کنم؛ ولی این نیست که فکر کنیم کسی که ده سال کنگره است این دیگر مشکلی ندارد! خیر اینطور نیست و مشکلات همیشه است چون انسان طبق آیه قرآن که میفرماید: (لقد خلقنا الانسان فی کبد. انسان همیشه در رنج است).
ما یاد میگیریم که از رنجهایمان رنج نکشیم، مشکلات را بتوانیم حل کنیم و کنار بیاییم و بتوانیم به مرحله بعد برویم.
یک چیز خیلی قشنگ در این وادی است، که من خیلی آن را دوست داشتم این است، که تکتک کارهای ما را تبدیل میکند به نقطه و میگوید شما با هر کار خود، با هر فکر و نگاهتان یک نقطه میگذارید یعنی؛ ریزش میکند و این باعث میشود که من دقت کنم به کارهای خودم، به شما نگاه میکنم یک نقطه است، صبح که از خواب بلند میشویم یک نقطه است مثلاً؛ شب قبل با همسرت یک مشاجره داشتی، اگر صبح بلند شویم و ادامه بدهیم یک نقطه بد میشود و همین ادامه پیدا میکند، فردا، پسفردا و هفته بعد تو را خراب میکند پس راه آن چیست؟ من این کار را انجام میدهم؛
برگردیم نقطه را پاک کنیم، اصلاحش کنیم و یک نقطه قشنگ بگذاریم و بعد آن نقطهها ادامه پیدا میکند و خیلی قشنگ میشود؛ زیرا ما روی همین نقطههای خودمان است که حرکت میکنیم اگر نقطه خوب بگذاریم میرویم بالا و صعود پیدا میکنیم، اگر نقطههای بد بگذاریم میرویم پایین و سقوط میکنیم خیلی حواسمان به این مسئله باشد.
یک چیز دیگر که این وادی دارد؛ اینکه خطهای زندگی را گفته است مثلاً: زندگی خطوط مختلفی دارد؛ خط تحصیل، خط جایگاه، خط پسانداز، خط پول و طلا، میتوانیم به خطهای مختلف بپردازیم؛ ولی این نباشد که زیاد خطخطی کنیم یعنی باید متقارن باشیم. در کنگره یک مدلی داریم از درخت استفاده میکنیم درختی که روی یک خط برود مانند درخت چنار، سرو، روی یک خط صاف بالا رفتند و بزرگ شده و رشد کرده ولی بار ندارد. درختی که بار دارد که مثل چتر گرد شده باشد. انسان هم باید بتواند که این خطوط را به صورت متقارن به اندازه متعارف در آن حرکت کند تا بتواند بیشترین بار و ثمر را داشته باشد. برای مثال: کسی که تحصیل میکند، نگوید که من فقط میخواهم درس بخوانم، یا کسیکه کار میکند، من فقط میخواهم پول در بیاورم. کسیکه به کنگره میآید، نگوید فقط کنگره میروم و دیگر خانه، زندگی، بچه و غذا را کنار بگذارد. باید ما بتوانیم به همه کارهای خود به اندازه رسیدگی کنیم تا انشاالله بهترین بار را داشته باشیم چون راهش همین است و اینها قانون زندگی است و من مشکلی که با آن مواجه هستم این است، که قوانین زندگی را نمیدانم، قانون را که یاد بگیریم بقیه مسائل خود به خود حل میشود.
مرزبانان کشیک: همسفر پروانه، مسافر یوسف
تایپ: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون اول)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون اول)
تنظیم و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
23