هشتمین جلسه از دوره پنجم لژیون سردار نمایندگی دنا (شهرضا) با استادی مرزبان محترم مسافراحسان،با دستور جلسه
(( وادی سیزدهم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است)) در تاریخ ۰۵ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۳۰ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احسان هستم یک مسافر. از نگهبان لژیون سردار دبیر، خزانه دار و ایجنت محترم شعبه که اجازه دادند در محضر شما سخن بگویم، بسیار سپاسگزارم.
اجازه دهید سخنانم را با این مفهوم آغاز کنم که «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» هنگامی که وارد وادی سیزدهم شدم، یکی از زیباترین مباحثی که به درستی بر جسم و جان من تأثیر گذاشت، همین وادی بود که بیشتر به «پرسش پنهان انسان» و مفاهیم «عقل، عشق و ایمان» میپردازد.
با گوش سپردن به سیدیهای آقای مهندس، نخستین مفهومی که توجه مرا جلب کرد، «قدرت قلم» بود. قدرت قلم میتواند به سهولت یک فرد را از قید اسارت آزاد سازد و یا زندگی کسی را به تباهی بکشاند. ایشان همچنین به نقطه و خط اشاره کردند؛ هر عملی که اراده به انجام آن داریم، هر زندگی که آغاز میشود، از یک نقطه شروع میگردد. به همین ترتیب، با حل یک مشکل، نقطه پایانی آن مشخص میشود و بلافاصله مسئلهای دیگر سر برمیآورد. این امر نتیجه درک این حقیقت است که جهان هستی همواره در حال حرکت است و هرگز در سکون مطلق نیست؛ جریان هستی مداوم است.
در این وادی، به انسانهای «تکبعدی» اشاره شد؛ انسانهایی که تنها در یک مسیر یا یک شاخه رشد کردهاند. در وجود هر انسانی سه خط یا سه رکن اصلی یعنی «عقل، ایمان و عشق» وجود دارد. اگر رشد یکی از این خطوط بدون تکامل یافتن دو خط دیگر صورت پذیرد، آن صفت، ایمان تلقی نمیشود، بلکه به گفته آقای مهندس، تبدیل به «تعصب» میگردد. مثال بارز آن فردی است که هنگام تلاوت قرآن، مو بر اندامش سیخ میشود یا نماز شبش ترک نمیشود، اما اگر دو رکن دیگر (عقل و عشق) همراه نباشد، این ایمان به تعصبی کور منجر میشود که نمونههای افراطی آن را در تاریخ دیده ایم. بالعکس، هنگامی که خط عشق بدون رشد عقل و ایمان شکوفا شود، به «خودشیفتگی» میانجامد و همین امر در مورد عقل نیز صادق است.
نکته جالب توجه آن است که آقای مهندس در این سیدی، مجهولاتی را برای انسانها آشکار میسازند که تاکنون کمتر شنیده شده و رازهایی را برملا میفرمایند که اغلب پاسخی است به سؤالات اساسی ساکنان آسمانها.
به نظر من، ارتباط وادی سیزدهم با «لژیون سردار» بسیار زیباست؛ زیرا اساس کار در لژیون سردار بر مبنای «ایمان» است. ایمان به معنای باور و اعتقاد است. کسی که وارد لژیون سردار میشود، ابتدا باید به خود و به جایگاه لژیون سردار ایمان داشته باشد و باور داشته باشد که با ورود به این جایگاه به دنبال چه هدفی است و تفکرش چیست.
هنگامی که فرد با عشق وارد لژیون سردار میشود، واقعاً این لژیون، لژیون عشق میشود. کنگره محلی است که در آن عشق را آموزش میبینیم. ابتدا میآموزیم که به جسم خود اهمیت دهیم و خودمان را دوست بداریم. آنگاه که خود را دوست داشتیم، به جسم خود اهمیت میدهیم و آن را تخریب نمیکنیم؛ ورزش میکنیم. سپس رفته رفته به خانواده عشق میورزیم، به فرزندان عشق میورزیم و در نهایت، به جامعه و کلیت هستی عشق میورزیم؛ بهگونهای که در طبیعت نیز به تخریب و آلودگی نمیپردازیم.
زمانی که عقل انسان رشد میکند، تمام اعمال بر اساس حساب و کتاب صورت میگیرد؛ نه به معنای حسابگری صرف، بلکه بر اساس تدبیر. دیگر رفتارهای ما مانند گذشته بدون سنجش و به هر میزان که دلخواه بود، انجام نمیشود.
جالبتر آنکه مهندس بیان میکنند هنگامی که این سه رکن (عقل، عشق و ایمان) در وجود انسان رشد میکنند، خط چهارم نیز فعال میشود که آن را «خط خَمر» نامیدهاند. دلیل اینکه در کنگره و لژیون سردار صلح و محبت حاکم است، کار کردن همین خط خَمر است. انسانهایی که خط خَمرشان فعال است، میتوانند عاشق، عاقل و باایمان باشند. کسی که خَمرش کار نکند، هرگز نمیتواند عاشق باشد و به هیچ چیز ایمان ندارد. خط خَمر جریانی است که تمام سیستم بیوشیمی بدن انسان را در بر میگیرد.
هنگامی که فرد در لژیون سردار «بخشش» را انجام میدهد، چرا حالش خوب میشود؟ زیرا خداوند «سریع الحساب» است. به محض اینکه انسان کوچکترین بخششی را انجام میدهد، انرژی دریافت میکند. انرژی افرادی که در لژیون سردار فعال هستند بالا است، زیرا همه بر پایه محبت بنا شدهاند. کسانی که وارد کنگره میشوند، تلاش میکنند عواملی که سیستم خَمر ایشان را مختل کرده است — مانند «منیت»، دروغگویی، قضاوت، و بدخواهی نسبت به دیگران — را از خود دور سازند. درسهایی که در کنگره میآموزیم دقیقاً همین است: سعی در حفظ صراط مستقیم، پرهیز از دروغ، و آرامش بخشیدن به زندگی با دوری از ضد ارزشها.
باید اعتراف کنم زمانی که وارد کنگره شدم و نام لژیون سردار مطرح میشد، تنها گمان میکردم که یک تشکیلات مالی برای درخواست کمک است. اما به تدریج دریافتم که این جایگاه صرفاً برای ادای دین نیست، بلکه هر اقدامی در آن، برای تعالی خود فرد است. اگر دستی میگیریم یا کمکی میکنیم، به دلیل آموزههایی است که در این مکان آموختهایم. لژیون سردار، لژیون محبت، عشق و بخشش است.
هنگامی که قرآن را میگشاییم، اولین سورهای که پیش روی ما قرار میگیرد با «بسم الله الرحمن الرحیم» است؛ به نام خداوند بخشنده و مهربان. بخشندگی خداوند پیش از مهربانیاش ذکر شده است تا به ما بیاموزد که ما نیز باید بخشنده باشیم. لژیون سردار دقیقاً همین را به ما آموزش میدهد: نخست باید بخشنده باشیم، زیرا بخشش یک «کلید» برای رسیدن به صلح و آرامش است.
بسیار سپاسگزارم از توجه شما.
تهیه و تنظیم: گروه خدمتگزاران سایت شعبه دنا، شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
46