عرض ادب و احترام خدمت آقای مهندس و خانواده گرامیشان، از راهنما همسفر زهرا و تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ و شعبه صادق، به ویژه ایجنت و مرزبانان تشکر میکنم.
حضرت علی(ع) میفرمایند: آرام باش، توکل کن، تفکر کن و سپس آستینها را بالا بزن؛ آنگاه دستان خداوند را خواهی دید که زودتر از تو دست به کار شده است. با خود گفتم چقدر این جمله با ساختار فکری جناب مهندس و آموزشهای ایشان هم راستا است. ابتدا در وادی اول آقای مهندس میفرمایند: آرام باشید، تفکر کنید و سپس وارد مرحلهی عمل شوید. حضور من در کنگره۶۰ به دستان خداوند بود که مسیر کنگره را به من نشان داد.
دستور جلسه؛ کمک من به کنگره و کمک کنگره به من این موضوع را به من یادآوری میکند که، رابطه من و کنگره رابطهای دو طرفه میباشد که بین یک فرد و جمع کنگره شکل میگیرد؛ اگر بخواهم این دو را در کفههای ترازو قرار دهیم، قطعاً کفه کمک کنگره به من سنگینتر است. کنگره نه تنها به جامعه؛ بلکه به من، خانوادهام و حتی آینده فرزندانم کمکهای بیشماری کرده است، اگر عمیقتر فکر کنم به آن خواهم رسید. زمانی که ناامید و خسته از تمام راههایی که پیموده و به نتیجه نرسیده بودم و اوضاع زندگی خیلی بدتر شده بود؛ دیگر هیچ تکیهگاه و روزنهی امیدی نداشتم، مکانی را پیدا کردم که چراغ امید را در دلم روشن کرد و گفت: تو میتوانی، مسافرت میتواند؛ فقط باید گوش به فرمان باشی و خودت را به مسیر تجربه شده و آزموده شده کنگره۶۰ بسپاری.
این سفر؛ من همسفر را به درون خود، شناخت نقطه ضعفها و تلاش برای برطرف کردن آنها، مقابله با ترسها و استفاده از ظرفیتهای درونیام که همه را از یاد برده و فراموش کرده بودم، راهنمایی کرد. فراموش کرده بودم که من نیز حق زندگی کردن را دارم و تمام دغدغهام بیماری مسافرم بود. فکر میکردم دنیا دیگر به آخر رسیده و من در مسیر تباهی بیپایانی قرار گرفتم. بعد از رهایی مسافرم؛ استحکام بنیان خانواده شکل گرفت، شکاف بین مسافرم و خانوادهاش را مدیون کنگره و آموزشهای آن هستم.
به نظر من در برابر آموزشهایی که در کنگره برای ما صورت میگیرد یکی از کارهایی که میتوانیم انجام دهیم این است که؛ آموزشها را عملی کنم و الگویی به تمام معنا و بینقص باشم تا در بیرون از اینجا دیگران را با رفتار خوب خود جذب کنگره کنم. در ادامه با احترام به قوانین کنگره و گوش به فرمان بودن میتوانم باعث نظم در روال کار کنگره شوم و با انجام خدمتها ادامه دهنده این چرخه باشم تا دیگران در آینده بتوانند؛ مانند من از کنگره و اهدافش استفاده کنند. اگر روزی پایههای مالیام قوی شد در زمینه مالی و لژیون سردار شرکت کنم، فراموش نکنم اولین روزی را که به کنگره آمدم چه اوضاع و احوالی داشتم و در آخر برای همه عزیزان آرزوی سلامتی آرامش و زندگی پر از عشق دارم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابطخبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر فاطمه.ج رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم)
ویرایش: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر فاطمه.و رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
8